داستان عشقی عبد ممحد للری
عبد محمد جوانی بود از اهل کتک ( للر ) که روستائی است در قسمت شمال غربی منتهی الیه خاک بختیاری. درسوارکاری و تیراندازی بی رقیب بود. او را یک جوانمرد تموم عیار میدانستند و کار او گردش در کوه و دشت بود. سوار بر اسب میشد, تفنگی را حمایل میکردو همیشه تازیانه بلندی در دستش بود. همه جا را زیر پا گذاشته بود تا اینکه با " خدابس " دختر زیبا روی ده برخورد کرد و هردو شیفته همدیگر شدند, عبد محمد کسانش را به خواستگاری خدابس میفرستد, اما برادران و خویشاوندان خدابس مخالفت میکنندو میگویند: عبد محمد دزد است و لیاقت خدابس را ندارد,وبه بهانه های مختلف مانع ازدواج میشوند , هیچکدامشان نمیتوانستند از عشق همدیگر بگذرند, تا اینکهقرار شد خدابس را به دیگری بدهند , خدابس هرچه اصرار کرد فایده ای نداشت و در دیدار پنهانی با عبد محمد جریان را تعریف کرد و قرار شد شب عروسی با یکدیگر فرار کنند. شب عروسی ( طبق رسم عشایر چادری در بیرون از دهکدهبرای عروس و داماد برپامیکنند) هنگامیکه خدابس و شوهرش را به چادر میبرند, خدابس از شوهرش میخواهد که از ده برای او آب بیاورد , وقتی داماد از چادر خارج میشود, خدابس طبق قرارقبلی که با عبد محمد داشت به سراغ او میرود و با اسب سفیدی که در انتظار او بود , هفت شبانه روز راه میروند و از دهات مختلف میگذرند که این اشعار وصف حال آنهاست:
زین ما یون بزنین ورمایون نیله زین را به مادیان آبی بزنید,
مو بردم خدابس هف شو تیره من خدابس را هفت شب تیره بردم
پشتم کوه پیشم کمر دورم تفنگچی پشت سرم کوه روبرویم کمر و اطرافم تفنگچی
خدابس جون بوت تن پاته ورچی خدابس بجان پدرت زودتر قدم بگذار جلو.
بعد از هفت شبانه روز راه پیمایی به شوشتر میرسند, مدتی در آنجا میمانند سپس آهنگ ولایت میکنند ( این بازگشت بنا به سفارش همشهریان و هم طایفه هایشان بود : دیگر آبها از آسیاب گذشته و به ده باز گردید که از گناه شما صرف نظر کرده بشرطیکه خسارت داماد اولی را بپردازید) بهرحال میایند تا به قلعه زراس ( درقسمت اندیکا , شمال بختیاری ) خان آنجا از قبل برایشان نقشه کشیده بود و بلا فاصله دستگیرشان کرد. عبد محمد مدتی در زندان بود تا اینکه با دادن رشوه توانست یکی از آدمهای خان را بفریبد :
زنجیر ایلخانی نه یه شو بریدم زنجیر ایلخانی را یک شب بریدم
صدریال و صد نیم ریال رو سی گل خریدم صد ریال و صد نیم ریال را برای گل خریدم
اوردنم قله زراس دل کرده خیالت مرا به قلعه زراس بردند دلم خیالت را کرد
هرچی که خرجت کردم خوشه هلالت هرچه خرجت کردم خوش حلالت باشد
عبد محمد به للر میرود تا سراغ خدابس را بگیرد, هنگامیکه به کنار رودخانه میرسد , میبیند جسد خدابس را برای شستشو به آنجا آورده اند. دیوانه وار به سرو صورت خود میزند و زاری کنان:
به کتک سیل ایزنم للر دیاره به کتک نگاه میکنم للر پیداست
لاش اسبید خدابس مین اوو دیاره بدن سفید خدابس در آب پیداست
عبد ممد للری سیچه نمردی عبد محمد للری چرا نمردی
چهارشنبه بیست و یکم خت گل بردی چهارشنبه بیست و یکم( که شگون ندارد) خودت گل را بردی
چهارشنبه بیست و یکم سوگل بردم چهارشنبه بیست و یکم گل سرسبد را بردم
اردونستم ایمیره جون ای سپردم اگر میدانستم میمیرد خودم جان میدادم
عده ای از ریش سفیدان و آشنایان میایند و عبد محمد را دلداری میدهند که معلوم میشود برادران خدابس او را بوسیله سم از بین برده اند. عبد محمد قسم میخورد که انتقام بگیرد و همین کار را هم میکند , پس از کشتن برادران خدابس و پسر خان که قرار بود با خدابس عروسی کند, به محلی میرود که دیگر هیچکس از او چیزی بدست نمیاورد.
شاید اولین راه براى جوانتر شدن به نظر بیشتر افراد جراحى پلاستیک باشد. اما این گزینه همیشه بهترین راه نیست، شما مى توانید با تصحیح روحیاتى که صرفا سن شما را بالا مى برند و به سلامتتان نیز آسیب وارد مى سازند، بدون جراحی، زمان را به عقب باز گردانید. در این قسمت 10 نمونه از رفتار ناسالمى که باعث بالا رفتن سن مى شود را ذکر کرده ایم. در ادامه راه حل هاى ترک و مبارزه با آنها را نیز بررسى نموده ایم.
استرس بیش از اندازه
از زمان غارنشین ها به بعد، رفته رفته استرس در انسان ها افزایش پیدا کرد. همانطور که مطلع هستید استرس، واکنش سیستم ایمنى بدن را کاهش مى دهد، ریسک ابتلا به بیمارى هاى قلبى را افزایش داده و به طور کلى احساس نا خوشایندى در ما ایجاد مى کند. دکتر "الیسا اپل" استاد روانپزشکى دانشگاه کالیفرنیا واقع در سانفرانسیسکو ثابت کرده است که استرس بیش از اندازه برروى تک تک سلول ها تاثیر سوء مى گذارد و باعث مى شود پیش از اینکه سلول ها به رشد کامل برسند، پیر شوند. این امر تا حد بسیار زیادى سیستم ایمنى بدن را مورد حمله قرار داده و منجر به تضعیف آن مى شود. به عنوان مثال مادرانى که فزرندانشان به نحوى دچار بیمارى هستند، تحت فشار بیش از حدى قرار مى گیرند. پیرى زودرس یک مشخصه کاملا بدیهى در این دست افراد مى باشد. راه حل چیست؟ دکتر اپل اظهار مى دارد که : "پیش از هر چیز باید این مشکل را قبول کنید و علائم آنرا با خود تحلیل و بررسى نمایید. تپش قلب، و تعرق از نمونه هاى بارز این بیمارى هستند. یک راه حل آنى و مفید نفس عمیق است. از نظر پزشکى این نوع نفس، "تنفس دیافراگمی" نامیده مى شود. اما راه حل مشکل تر و زمان بر این است که در برنامه خود وقتى را به انجام کارهایى اختصاص دهید که استرس شما را کاهش مى دهند.
مصرف الکل
شکى وجود ندارد که مصرف الکل ارتباط مستقیمى با افزایش استرس دارد. سعى کنید از مصرف الکل خوددارى کنید. در غیر اینصورت ریسک ابتلا به بیمارى هایى نظیر سکته، سرطان کلیه، حنجره و سینه در فرد افزایش پیدا مى کند.
تحرک بسیار کم
دکتر "ویلیلام جى ایوان" استاد تغذیه، پیرى زودرس، و فیزویولوژى در دانشگاه علوم پزشکى آرکانزاس معتقد است که: "کم تحرکى یکى از مشکلاتى است که بیشتر انسان ها به آن مبتلا هستند. حتى افزایش میزان کمى فعالیت مى تواند عمر شما را طولانى تر کند، از اضافه وزنى جلوگیرى مى کند، استرس ا کاهش داده و در برخى موارد از ابتلا به آلزایمر نیز جلوگیرى مى کند. دکتر ایوان در ادامه سخنان خود اظهار مى دارد که : "فقط باید تصمیم بگیرید که کمى فعال تر از گذشته باشید. مى توانید ماشین خود را کمى دور تر از محل کار پارک کنید و به جاى استفاده از آسانسور از راه پله بالا روید. زمانى که به انجام این کارها عادت کردید، آنگاه مى توانید نرمش و ورزش را شروع کنید و طبق دستور سازمان کنترل بیمارى هاى فراگیر برنامه خود را دنبال کنید. این سازمان به تمام افراد پیشنهاد مى کند تا درحدود 30 دقیقه (و یا بیشتر) در طول روز پیاده روى کند.
مصرف بیش از اندازه چربى هاى اشباع شده
چربى هاى اشباع شده که در گوشت قرمز، گوشت مرغ، شیر، و کره به وفور یافت مى شوند مى توانند میزان کلسترول "بد" و به طور کلى کلسترول نهایى خون را افزایش داده و شما را مستقیما به سمت بیمارى هاى قلبى هدایت کنند. از رژیم هاى غذایى تک اشباعى نظیر روغن زیتون، و بادام زمینی؛ و همچنین انواع غیر اشباع شده آن مانند روغن هاى گیاهى و ذرت استفاده کنید. دکتر ایوان اینطور مى گوید که " هر چند با استفاده از رژیم و شیوه غذاى مدیترانه اى ممکن است وزن شما کاهش پیدا نکند، اما حداقل سلامت بدن تضمین خواهد شد." بر طبق دستورالعمل هاى غذایى که از سوى سازمان تغذیه امریکا منتشر شده است، افراد باید میزان مصرف چربى هاى اشباع شده خود در طول یک روز را به رقمى در حدود 10 در صد و یا پایین تر از آن برسانند.
سیگار کشیدن
بیش از 5/1 درصد بزرگسالان آمریکا که برابر با 46 میلیون نفر مى شود، هنوز به استعمال سیگار عادت دارند. به جاى کشیدن سیگار مى توانید از قرص هاى نیکوتین دار که امروه به عنوان جابگزین مناسبى براى سیگار به شمار مى روند، استفاده کنید، با این کار ریسک ابتلا به سرطان و پیرى زودرس را تا حد بسیار زیادى کاهش داده اید. در بررسى 123 مطالعه مختلف که در سال 2004 منتشر شد، افرادى که براى ترک سیگار از آدامس هاى نیکوتین دار و سایر جایگزین ها استفاده مى کردند، خیلى راحت تر از افرادى که فقط با اتکا به اراده، قصد ترک سیگار را داشتند، موفق شدند.
تنفس هواى آلوده
تنفس هواى آلوده منجر به سرفه، سوزش چشم ها، آسم و سایر بیمارى هاى تنفسى مى شود. گفتنش آسان است؛ اما سعى کنید تا جایى که امکان دارد در روزهایى که آلودگى هوا بالاى حد هشدار دهنده مى رسد، از خانه خارج نشوید.
قرار گرفتن بیش از اندازه در نور خورشید
هر ساله بیش از یک میلیون آمریکایى متوجه مى شوند که مبتلا به سرطان پوست شده اند. در حدود 55000 نفر نیز مبتلا به حادترین حالت این بیمارى یعنى همان "ملانوما" شده و به کام مرگ فرو مى روند. مى بایست تا آنجایى که مى توانید از قرار گرفتن در زیر نور مستقیم آفتاب پرهیز کنید و از کرم هاى ضد آفتابى با درجه مقاومت حداقل 15 استفاده کنید. با این کار هم از ابتلا به سرطان پوست جلوگرى مى کنید و هم بروز چین و چروک پوست.
کم خوابى
در زمان هاى قدیم کم خوابى نوعى علامت افتخار به شمار مى رفت، اما امروزه همه مى دانند که کمبود خواب سبب بروز چاقی، دیابت، فشار خون، و مشکلات حافظه مى شود. این علائم حتى در جوانان و نوجوانان نیز قابل مشاهده است. "رونالد کلاتس" رییس آکادمى داروى هاى ضد پیرى شیکاگو معتقد است که: " اتاق خواب خود را پاک سازى کنید تا تبدیل به بهترین مکان براى خوابیدن شود، تلویزیون و سایر وسایلى که به نحوى حواس شما را پرت مى کنند، از آنجا دور نگه دارید. از پرده هایى استفاده کنید که اندکى تیره تر هستند تا نور اتاق کم شده و تاریک تر شود.
اضافه وزن
چاقى بیش از اندازه خطر بیمارى هاى قلبی، دیابت، و حتى سرطان را افزایش مى دهد. این امر در حالى است که64 در صد از آمریکایى ها دچار اضافه وزن هستند. محققان معتقدند که توانایى در حفظ رژیم غذایی، خیلى مهمتر از نوع رژیم است. دانشمندان چندین رژیم غذایى مختلف را مورد بررسى قرار دارند و نتیجه تحقیقات خود را در ژورنال سازمان تغذیه آمریکا به چاپ رساندند. پژوهش هاى آنها حاکى از این امر بود که در میان افرادى که رژیم گرفته بودند آنهایى موفق به کاهش وزن شدند که بیشترین زمان ممکن، رژیم را رعایت کرده بودند. بنابراین رمز موفقیت این است که: رژیمى انتخاب کنید که مطابق با شیوه زندگیتان بوده و احتمال حفظ آن بیشتر باشد.
مصرف شکر فراوان
مصرف شکر به طور بى رویه، باعث بروز چاقى و احتمالا بیمارى هاى قلبى مى شود. متخصصان تغذیه پیشنهاد مى کنند در یک رژیم غذایى 2200 کالری، مى بایست میزان مصرف " افزودنى هاى شیرین" که در اسنک ها و شیرینیجات به وفور یافت مى شود، به 12 قاشق چایخورى در طول روز کاهش پیدا کند. بر طبق اطلاعات دپارتمان کشاورزى امریکا در سال 2000 مصرف این ماده در حدود 31 قاشق در روز براى هر فرد تخمین زده شده است. براى کاهش این مقدار باید از میوه ها، و سبزیجات شیرین استفاده کنید تا میل شما به شیرینى نیز کاهش پیدا کند. برچسب روى محصولات مختلف غذایى را به دقت بررسى کنید تا میزان شکر مصرفى را به حداقل برسانید.
شاید اولین راه براى جوانتر شدن به نظر بیشتر افراد جراحى پلاستیک باشد. اما این گزینه همیشه بهترین راه نیست، شما مى توانید با تصحیح روحیاتى که صرفا سن شما را بالا مى برند و به سلامتتان نیز آسیب وارد مى سازند، بدون جراحی، زمان را به عقب باز گردانید. در این قسمت 10 نمونه از رفتار ناسالمى که باعث بالا رفتن سن مى شود را ذکر کرده ایم. در ادامه راه حل هاى ترک و مبارزه با آنها را نیز بررسى نموده ایم.
استرس بیش از اندازه
از زمان غارنشین ها به بعد، رفته رفته استرس در انسان ها افزایش پیدا کرد. همانطور که مطلع هستید استرس، واکنش سیستم ایمنى بدن را کاهش مى دهد، ریسک ابتلا به بیمارى هاى قلبى را افزایش داده و به طور کلى احساس نا خوشایندى در ما ایجاد مى کند. دکتر "الیسا اپل" استاد روانپزشکى دانشگاه کالیفرنیا واقع در سانفرانسیسکو ثابت کرده است که استرس بیش از اندازه برروى تک تک سلول ها تاثیر سوء مى گذارد و باعث مى شود پیش از اینکه سلول ها به رشد کامل برسند، پیر شوند. این امر تا حد بسیار زیادى سیستم ایمنى بدن را مورد حمله قرار داده و منجر به تضعیف آن مى شود. به عنوان مثال مادرانى که فزرندانشان به نحوى دچار بیمارى هستند، تحت فشار بیش از حدى قرار مى گیرند. پیرى زودرس یک مشخصه کاملا بدیهى در این دست افراد مى باشد. راه حل چیست؟ دکتر اپل اظهار مى دارد که : "پیش از هر چیز باید این مشکل را قبول کنید و علائم آنرا با خود تحلیل و بررسى نمایید. تپش قلب، و تعرق از نمونه هاى بارز این بیمارى هستند. یک راه حل آنى و مفید نفس عمیق است. از نظر پزشکى این نوع نفس، "تنفس دیافراگمی" نامیده مى شود. اما راه حل مشکل تر و زمان بر این است که در برنامه خود وقتى را به انجام کارهایى اختصاص دهید که استرس شما را کاهش مى دهند.
مصرف الکل
شکى وجود ندارد که مصرف الکل ارتباط مستقیمى با افزایش استرس دارد. سعى کنید از مصرف الکل خوددارى کنید. در غیر اینصورت ریسک ابتلا به بیمارى هایى نظیر سکته، سرطان کلیه، حنجره و سینه در فرد افزایش پیدا مى کند.
تحرک بسیار کم
دکتر "ویلیلام جى ایوان" استاد تغذیه، پیرى زودرس، و فیزویولوژى در دانشگاه علوم پزشکى آرکانزاس معتقد است که: "کم تحرکى یکى از مشکلاتى است که بیشتر انسان ها به آن مبتلا هستند. حتى افزایش میزان کمى فعالیت مى تواند عمر شما را طولانى تر کند، از اضافه وزنى جلوگیرى مى کند، استرس ا کاهش داده و در برخى موارد از ابتلا به آلزایمر نیز جلوگیرى مى کند. دکتر ایوان در ادامه سخنان خود اظهار مى دارد که : "فقط باید تصمیم بگیرید که کمى فعال تر از گذشته باشید. مى توانید ماشین خود را کمى دور تر از محل کار پارک کنید و به جاى استفاده از آسانسور از راه پله بالا روید. زمانى که به انجام این کارها عادت کردید، آنگاه مى توانید نرمش و ورزش را شروع کنید و طبق دستور سازمان کنترل بیمارى هاى فراگیر برنامه خود را دنبال کنید. این سازمان به تمام افراد پیشنهاد مى کند تا درحدود 30 دقیقه (و یا بیشتر) در طول روز پیاده روى کند.
مصرف بیش از اندازه چربى هاى اشباع شده
چربى هاى اشباع شده که در گوشت قرمز، گوشت مرغ، شیر، و کره به وفور یافت مى شوند مى توانند میزان کلسترول "بد" و به طور کلى کلسترول نهایى خون را افزایش داده و شما را مستقیما به سمت بیمارى هاى قلبى هدایت کنند. از رژیم هاى غذایى تک اشباعى نظیر روغن زیتون، و بادام زمینی؛ و همچنین انواع غیر اشباع شده آن مانند روغن هاى گیاهى و ذرت استفاده کنید. دکتر ایوان اینطور مى گوید که " هر چند با استفاده از رژیم و شیوه غذاى مدیترانه اى ممکن است وزن شما کاهش پیدا نکند، اما حداقل سلامت بدن تضمین خواهد شد." بر طبق دستورالعمل هاى غذایى که از سوى سازمان تغذیه امریکا منتشر شده است، افراد باید میزان مصرف چربى هاى اشباع شده خود در طول یک روز را به رقمى در حدود 10 در صد و یا پایین تر از آن برسانند.
سیگار کشیدن
بیش از 5/1 درصد بزرگسالان آمریکا که برابر با 46 میلیون نفر مى شود، هنوز به استعمال سیگار عادت دارند. به جاى کشیدن سیگار مى توانید از قرص هاى نیکوتین دار که امروه به عنوان جابگزین مناسبى براى سیگار به شمار مى روند، استفاده کنید، با این کار ریسک ابتلا به سرطان و پیرى زودرس را تا حد بسیار زیادى کاهش داده اید. در بررسى 123 مطالعه مختلف که در سال 2004 منتشر شد، افرادى که براى ترک سیگار از آدامس هاى نیکوتین دار و سایر جایگزین ها استفاده مى کردند، خیلى راحت تر از افرادى که فقط با اتکا به اراده، قصد ترک سیگار را داشتند، موفق شدند.
تنفس هواى آلوده
تنفس هواى آلوده منجر به سرفه، سوزش چشم ها، آسم و سایر بیمارى هاى تنفسى مى شود. گفتنش آسان است؛ اما سعى کنید تا جایى که امکان دارد در روزهایى که آلودگى هوا بالاى حد هشدار دهنده مى رسد، از خانه خارج نشوید.
قرار گرفتن بیش از اندازه در نور خورشید
هر ساله بیش از یک میلیون آمریکایى متوجه مى شوند که مبتلا به سرطان پوست شده اند. در حدود 55000 نفر نیز مبتلا به حادترین حالت این بیمارى یعنى همان "ملانوما" شده و به کام مرگ فرو مى روند. مى بایست تا آنجایى که مى توانید از قرار گرفتن در زیر نور مستقیم آفتاب پرهیز کنید و از کرم هاى ضد آفتابى با درجه مقاومت حداقل 15 استفاده کنید. با این کار هم از ابتلا به سرطان پوست جلوگرى مى کنید و هم بروز چین و چروک پوست.
کم خوابى
در زمان هاى قدیم کم خوابى نوعى علامت افتخار به شمار مى رفت، اما امروزه همه مى دانند که کمبود خواب سبب بروز چاقی، دیابت، فشار خون، و مشکلات حافظه مى شود. این علائم حتى در جوانان و نوجوانان نیز قابل مشاهده است. "رونالد کلاتس" رییس آکادمى داروى هاى ضد پیرى شیکاگو معتقد است که: " اتاق خواب خود را پاک سازى کنید تا تبدیل به بهترین مکان براى خوابیدن شود، تلویزیون و سایر وسایلى که به نحوى حواس شما را پرت مى کنند، از آنجا دور نگه دارید. از پرده هایى استفاده کنید که اندکى تیره تر هستند تا نور اتاق کم شده و تاریک تر شود.
اضافه وزن
چاقى بیش از اندازه خطر بیمارى هاى قلبی، دیابت، و حتى سرطان را افزایش مى دهد. این امر در حالى است که64 در صد از آمریکایى ها دچار اضافه وزن هستند. محققان معتقدند که توانایى در حفظ رژیم غذایی، خیلى مهمتر از نوع رژیم است. دانشمندان چندین رژیم غذایى مختلف را مورد بررسى قرار دارند و نتیجه تحقیقات خود را در ژورنال سازمان تغذیه آمریکا به چاپ رساندند. پژوهش هاى آنها حاکى از این امر بود که در میان افرادى که رژیم گرفته بودند آنهایى موفق به کاهش وزن شدند که بیشترین زمان ممکن، رژیم را رعایت کرده بودند. بنابراین رمز موفقیت این است که: رژیمى انتخاب کنید که مطابق با شیوه زندگیتان بوده و احتمال حفظ آن بیشتر باشد.
مصرف شکر فراوان
مصرف شکر به طور بى رویه، باعث بروز چاقى و احتمالا بیمارى هاى قلبى مى شود. متخصصان تغذیه پیشنهاد مى کنند در یک رژیم غذایى 2200 کالری، مى بایست میزان مصرف " افزودنى هاى شیرین" که در اسنک ها و شیرینیجات به وفور یافت مى شود، به 12 قاشق چایخورى در طول روز کاهش پیدا کند. بر طبق اطلاعات دپارتمان کشاورزى امریکا در سال 2000 مصرف این ماده در حدود 31 قاشق در روز براى هر فرد تخمین زده شده است. براى کاهش این مقدار باید از میوه ها، و سبزیجات شیرین استفاده کنید تا میل شما به شیرینى نیز کاهش پیدا کند. برچسب روى محصولات مختلف غذایى را به دقت بررسى کنید تا میزان شکر مصرفى را به حداقل برسانید.
انواع و اقسام پرسشنامههای شخصیتی معتبر وجود دارند که میتوانند تهوتوی شخصیت شما را بریزند روی کاغذ و شما را در شناخت بهتر خودتان یاری دهند. اما جالبی پرسشنامه زیر به این است که علاوه بر رو کردن برخی ویژگیهای شخصیتی شما، میتواند پیشبینی کند که آیا شما مستعد بیماریهای قلبی هستید یا نه! چرا؟ اول تست را بزنید؛ تا بعد!
کافی است در مقابل هر یک از 25 عبارتی که در زیر میخوانید، موافقت یا مخالفت خودتان را با «بله/خیر» مشخص کنید. تا جایی که میتوانید، از «نمیدانم» اجتناب کنید. ناسلامتی شما میخواهید شخصیت خودتان را بشناسید!
1. آیا در مکالمات روزمرهی خود روی برخی کلمات تاکید میکنید؟
بلیخیرنمیدانم
2. آیا سریع غذا میخورید و سریع حرف میزنید؟
بلیخیرنمیدانم
3. به نظر شما باید به کودکان آموزش داد تا همیشه بهترین باشند؟
بلیخیرنمیدانم
4. آیا وقتی کسی کند و آهسته کار میکند، بیحوصلگی نشان میدهید؟
بلیخیرنمیدانم
5. آیا وقتی دیگران حرف میزنند، آنها را وادار به تند حرف زدن میکنید؟
بلیخیرنمیدانم
6.آیا وقتی احساس میکنید محدود شدهاید یا باید در رستوران، منتظر خالیشدن میز باشید، از فرط عصبانیت دیوانه میشوید؟
بلیخیرنمیدانم
7. آیا وقتی کسی برای شما حرف میزند، همچنان افکار شخصی خودتان را دنبال میکنید؟
بلیخیرنمیدانم
8. آیا سعی میکنید در حال اصلاح صورت یا آرایش، صبحانه هم بخورید؟
بلیخیرنمیدانم
9. آیا اتفاق میافتد که در تعطیلات نوروزی یا تابستانی کار کنید؟
بلیخیرنمیدانم
10. آیا همیشه مباحث مربوط به موضوعات مورد علاقهی خودتان را دنبال میکنید؟
بلیخیرنمیدانم
11. آیا اگر وقتگذرانی کنید، خودتان را گنهکار میدانید؟
بلیخیرنمیدانم
12. آیا آن قدر مشغول کار هستید که متوجه اطراف خودتان یا مثلا متوجه تغییر دکوراسیون خانه نمیشوید؟
بلیخیرنمیدانم
13. آیا با مادیات بیشتر از مسایل اجتماعی درگیر هستید؟
بلیخیرنمیدانم
14. آیا سعی میکنید فعالیتهای خود را در کمترین زمان برنامهریزی کنید؟
بلیخیرنمیدانم
15. آیا همیشه بهموقع سر قرار حاضر میشوید؟
بلیخیرنمیدانم
16. آیا اتفاق افتاده است که برای بیان نظر خودتان مشت گره کنید یا مشت بزنید؟
بلیخیرنمیدانم
17. آیا موفقیتهای خود را به توانایی سریع کار کردنتان نسبت میدهید؟
بلیخیرنمیدانم
18. آیا احساس میکنید کارها باید همین حالا و خیلی سریع انجام گیرد؟
بلیخیرنمیدانم
19. آیا برای انجامدادن کارهای خود، همیشه سعی میکنید ابزارهایی را به کار ببرید که بیشترین بازده را دارند؟
بلیخیرنمیدانم
20. آیا هنگام بازی، آنچه برایتان بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد، این است که برنده بازی باشید؟
بلیخیرنمیدانم
21. آیا معمولا حرف دیگران را قطع میکنید؟
بلیخیرنمیدانم
22. آیا وقتی دیگران تاخیر میکنند، عصبانی میشوید؟
بلیخیرنمیدانم
23. آیا پس از غذا خوردن بلافاصله از سر میز یا از سر سفره بلند میشوید؟
بلیخیرنمیدانم
24. آیا همیشه احساس میکنید عجله دارید؟
بلیخیرنمیدانم
25. آیا از عملکرد فعلی خود ناراضی هستید؟
بلیخیرنمیدانم
تفسیر آزمون
حالا با توجه به جدول ذیل نوع شخصیت خود را پیدا کنید.
تعداد بله=بیشتر از 20 تیپ شخصیتی=A
ویژگیهای اخلاقی=خیلی مبارزهجو، رقابتطلب، بیحوصله، پرخاشگر، خصومتجو، تحمل ندارید دیگری کار شما را انجام دهد، حاضر به مشاوره نیستید
مستعد بیماری قلبی و عروقی
تعداد بله=کمتر از 5 تیپ شخصیتی=B
آرام، آسانگیر، کیفیت زندگی برای شما مهمتر از کمیت آن است
در معرض بیماری قلبی نیستید
تعداد بله= 20-13 متمایل به تیپ A
تعداد بله= 13-5 متمایل به تیپ B
------------ --------- --------- --------- --------- --------- --------- --------- -----
این را هم درگوشی از ما داشته باشید که اگر شما مثل آدمهای تیپ A فکر میکنید اما مثل افراد تیپ B رفتار میکنید، روانشناسان به شما میگویند تیپC. یعنی اینکه شما دوست دارید مثل تیپ A رفتار کنید اما حرص میخورید و به قول معروف، میریزید توی خودتان. شما مستعد بیماری سرطانید. پس بهتر است شما هم سری به یک روانشناس بزنید.
این شش غذا به عنوان چندش آورترین غذاهای جهان شناخته شدند. اگر می خواهید بدانید به چه دلیل این انتخاب صورت گرفته است، پیشنهاد می کنیم این مطلب را با دقت بخوانید .
● zMaru Casu
این غذا متعلق به کشور ایتالیا است. پنیر را عمدا در حالتی نگه می دارند تا مگس پنیر رویش پدید بیاید و لارو تولید کند، یعنی در واقع تا نهایت تجزیه و فساد پنیر پیش می رود. این حشره ها می توانند تا شش اینچ در هوا بپرند وقتی پنیر به این حالت از فساد و تجزیه رسید مصرف می کنند.
● Escamoles
یک غذای مکزیکی که از تخم های مورچه های بزرگ مکزیک تهیه می شود.
● Lutefisk
یک نوع غذای نروژی که گوشت ماهی را برای روزها در آب قلیایی می گذارند.
● Wine Mice Bady
این هم شراب بچه موش که در چین مصرف می شود.
● Pacha
این غذا با نام «پاچا» در کشور عراق بسیار طرفدار دارد.
● Balut
این هم یک غذای فیلیپینی که شامل تخم اردک آب پز شده می باشد. البته تخم اردک را زمانی آب پز می کنند که تا از تخم بیرون آمدن جوجه اردک چند روزی بیشتر باقی نمانده است یعنی جنین اردک را زنده زنده داخل تخم آب پز می کنند و می خورند.
(( خلفای عباسی ))
ابوالعباس سفاح 132 تا 136
ابوجعفر منصور 136 تا 158
محمد مهدی 158 تا 169
موسی هادی 169 تا 170
هارون الرشید 170 تا 193
محمد امین 193 تا 198
عبدالله مامون 198 تا 218
محمد معتصم 218 تا 227
هارون واثق 227 تا 232
جعفر متوکل 232 تا 247
محمد منتصر 247 تا 248
احمد مستعین 248 تا 252
زبیر معتز 252 تا 255
محمد مهتدی 255 تا 256
احمد معتمد 256 تا 279
احمد معتضد 279 تا 281
علی مکتفی 281 تا 295
جعفر مقتدر 295 تا 320
عبدالله مرتضی بن المعتز ( یکروز در سال 296 )
محمد قاهر 320 تا 322
احمد راضی 322 تا 329
ابراهیم متقی 329 تا 333
عبدالله مستکفی 333 تا 334
فضل مطیع 334 تا 336
عبدالکریم طائع 336 تا 381
احمد قادر 381 تا 422
عبدالله قائم 422 تا 467
عبدالله مقتدی 467 تا 487
احمد مستظهر 487 تا 512
فضل مسترشد 512 تا 529
منصور راشد 529 تا 530
محمد مقتفی 530 تا 555
یوسف مستنجد 555 تا 566
حسنی مستصیئ 566 تا 575
احمد ناصر 575 تا 622
محمد ظاهر 622 تا 623
منصور مستنصر 623 تا 640
عبدالله مستعصم 640 تا 656
پایان سلسله خاندان عباسی با حمله مغول و کشته شدن آخرین خلیفه به دست هولاگو در بغداد رقم خورد.
=======================================================
نکته : تاریخ ها همگی هجری قمری میباشند .
برگرفته از کتاب ایران پس از اسلام نوشته : عباس اقبال آشتیانی – دکتر باقر عاملی ، نشر نامک ، چاپ ششم
دستیار اول بدلکار ایرانی تشریحکرد جزئیات فوت پیمان ابدی
علیرضا قرهخانی دستیار اول پیمان ابدی ، بدلکار ایرانی که 17 اردیبهشت هنگام فیلمبرداری فوت کرد ، به منظور پایان دادن به شایعات درباره فوت این هنرمند ، جزئیات این حادثه را تشریح کرد.
دستیار اول پیمان ابدی در گفتگو با فارس افزود: من دستیار اول پیمان ابدی و دوست نزدیک او بودم. از دوران کودکی با هم دوست بودیم و 21 سال نیر در آلمان با هم در زمینه بدلکاری فعالیت داشتیم.
وی گفت: پیمان ابدی چهارشنبه 17 اردیبهشت هنگام فیلمبرداری فیلم چشمهای نامحسوس، به کارگردانی سیدمحسن موسویان و تهیه کنندگی علیاصغر صدیقی فوت کرد. قرار بود در آن روز صحنه پرت شدن یک اتوبوس به دره و انفجار آن ضبط شود. آقای ابدی صحنه پرت شدن اتوبوس را به دقت طراحی کرده بود، حتی تپهای که جلوی دره محل پرتاب بود نیز کاملاً برداشته شده و صاف شده بود ، قرار بود ، آقای ابدی هنگام افتادن اتوبوس به دره از آن بیرون بپرد و 5 ثانیه بعد هنگام سقوط اتوبوس ، اتوبوس در هوا آتش بگیرد.
دستیار اول پیمان ابدی گفت: تمام طراحیها به درستی انجام شد و آقای ابدی خیلی راحت آماده کار شد، قرار بود اتوبوس از یک قسمت خاکی وارد دره شود و آقای ابدی قبل از پرتاب شدن اتوبوس از یک طرف آن خودش را به بیرون پرت کند اما درست در همین لحظه یک سنگ در زیر چرخ اتوبوس گیر کرد و اتوبوس درست به طرفی که آقای ابدی خودش را پرتاب کرد، منحرف شد و بعد از پرت شدن آقای ابدی بر روی او افتاد.
قرهخانی افزود: من درست در کنار او و نزدیک صحنه بودم و حتی قرار بود برای آتش گرفتن بیشتر اتوبوس ککتل مولوتوفی را که پیمان ساخته بود بعد از سقوط اتوبوس به درون آن پرتاپ کنم اما در آن لحظه دیدم که چه اتفاقی افتاد و پیمان زیر اتوبوس ماند در همین لحظه بالای اتوبوس آتش گرفت.
وی گفت: پیمان زیر اتوبوس بود و بالای اتوبوس آتش گرفته بود بنابراین پیمان دچار سوختگی نشد، البته بعد مشخص شد که پوست قسمتی از پای پیمان از بین رفته بود که نمیدانم علتش چیست شاید به علت فشار کفش بود ولی به هر حال پیمان دچار سوختگی نشد. بعد از این حادثه یک جرثقیل آمد و اتوبوس را از روی پیمان برداشت و به دره انداخت اما پیمان فوت کرده بود و بدنش به علت وزن سنگین اتوبوس کاملاً کبود شده و از بین رفته بود.
دستیار اول پیمان ابدی اضافه کرد: علت این توضیحات من این است که درباره نحوه مرگ پیمان ابدی شایعات زیادی در رسانههای مختلف منتشر شده است، عدهای گفتهاند که جسد پیمان پیدا نشد یا پای او قطع شده بود ، که هیچ کدام صحت ندارد، پای پیمان آسیب دیده اما قطع نشده بود، جسد او هم پیدا شد و بعد از شناسایی آن توسط خانواده پیمان در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
قره خانی گفت: این حادثه فقط یک اتفاق بود و هیچ فردی در رخ دادن آن دخالت نداشت بنابراین هیچ پروندهای هم در این زمینه تشکیل نشده است.
در آزاد راه اصفهان رخ داد مجروح شدن 2نفر در تصادف 10خودرو
سردار حسین ساجدی نیا معاون عملیات نیروی انتظامی کشور از برخورد زنجیره ای 10 خودرو و مجروح شدن 2 نفر در آزاد راه اصفهان خبر داد.
به گزارش مهر ، معاون عملیات نیروی انتظامی کشور گفت: روز گذشته بر اساس تماس های مردمی با مرکز فوریت های پلیسی 110 ماموران پلیس راه در جریان تصادف قرار گرفتند به همین علت بلافاصله در محل حادثه حاضر شدند.
وی اضافه کرد: بر این اساس مشخص شد 10 خودرو به صورت زنجیره ای به یک دیگر برخورد کرده اند. در این حادثه دو نفر مجروح شدند که توسط عوامل اورژانس به مرکز درمانی انتقال داده شدند.
سردار ساجدی نیا افزود: طبق بررسی کارشناسان راهنمایی و رانندگی علت حادثه عدم توجه رانندگان به جلو بوده است.
بر اثر افتادن تیر دروازه فوتسال دانشجوی تهرانی جان باخت
یک دانشجوی پسر ، امروز بر اثر افتادن تیر دروازه فوتسال در سالن ورزش دانشگاه شهید رجایی تهران جان سپرد.
به گزارش فارس ، سجاد شهابیفر دانشجوی تربیت بدنی ورودی 85 ، امروز به علت افتادن تیر دروازه فوتسال که بدون حفاظ امنیتی بود ، جان باخت.
بنابراین گزارش، در پی این حادثه، دانشجویان این دانشگاه امروز با تجمع در سالن ورزش، اعتراض خود را نسبت به این حادثه اعلام کردند.
مقرر شده است کمیتهای متشکل از 8 نفر از دانشجویان، نماینده قوه قضائیه و چند نفر از اساتید برای بررسی ابعاد این حادثه تشکیل شود.
نخستین اقدام مدیریت دانشگاه شهید رجایی پس از این اتفاق ، برکناری رئیس دانشکده تربیت بدنی بود.
رئیس پلیس پیشگیری فرماندهی انتظامی تهران : قاتل سرقت مسلحانه دستگیر شد
سرهنگ محسن بیگی رئیس پلیس پیشگیری فرماندهی انتظامی تهران بزرگ از دستگیری قاتل و سارق حادثه دو روز گذشته منطقه اوین که طی آن یک امیر بازنشسته ارتش به قتل رسیده بود، خبر داد.
به گزارش مهر ، رئیس پلیس پیشگیری فرماندهی انتظامی تهران بزرگ گفت: شب گذشته از طریق مرکز فوریتهای پلیسی 110 ماموران کلانتری 134 در جریان یک درگیری مسلحانه قرار گرفتند و بلافاصله گشت کلانتری در محل حاضر شد.
بر اساس اظهارات سرهنگ بیگی پلیس پس از حضور در محل حادثه متوجه شد، فردی مسلح به یک کلت جنگی با تیراندازی به پای یک زن قصد سرقت خودرو سمند وی را داشته است.
رئیس پلیس پیشگیری فرماندهی انتظامی تهران بزرگ افزود: ماموران بلافاصله سارق مسلح را دستگیر و به کلانتری منتقل کردند و در تحقیقات و بازجوییهای به عمل آمده از وی مشخص شد که این فرد روز شنبه در منطقه اوین با تیراندازی به یک فرد و به قتل رساندن وی خودرواش را سرقت کرده که به علت تصادف خودرو را در میان راه رها کرده است.
سرهنگ بیگی اظهار داشت: بر این اساس طبق اعترافاتش انگیزه وی از این اقدام سرقت خودرو و فروش آن بوده است و خوشبختانه توسط پلیس دستگیر شد.
بنا بر اظهارات سرهنگ بیگی همکاری خوب مردم باعث دستگیری این قاتل فراری شده است.
به گفته رئیس پلیس پیشگیری فرماندهی انتظامی تهران بزرگ این فرد 32 سال دارد و ساکن تهران نیست.
فرار 5 ساله پس از قتل جوان ورزشکار
تلاش برای شناسایی و دستگیری قاتلان جوان ورزشکار که تیرماه سال 83 داخل مغازهاش در فلکه دوم صادقیه به قتل رسید ، ادامه دارد.
24 تیر ماه 83 در پی اعلام یک فقره درگیری در پاساژ گلدیس فلکه دوم صادقیه، ماموران کلانتری 118 ستارخان در محل وقوع حاضر و با جسد جوانی قویهیکل در مغازه لباسفروشی مواجه شدند. تحقیق از کسبه و شریک مقتول - که شاهد قتل بود - حکایت از آن داشت که 3 مرد در مغازه علی رجبی (28 ساله)، صاحب لباسفروشی حاضر شده و او را با ضربات چاقو به قتل رسانده و متواری شدهاند.
با گزارش موضوع به هنرمند، بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران، پرونده برای رسیدگی تخصصی به کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ محول شد. تحقیق کارآگاهان نشان میداد، روز حادثه عامل جنایت به نام علیرضا (متولد 1361) که در طبقه دوم این پاساژ مغازه داشت همراه 2 دوستش مسعود و مهدی به خاطر اعتراض به شریک مقتول و به دلیل اختلافات قبلی، سرزده وارد بوتیک شدهاند و علی رجبی به هواخواهی دوستش با آنان درگیر شده است.
مقتول که قدرت جسمانی قابل توجه داشته و دارای کمربند مشکی در کیکبوکسینگ و شال سبز در رشته کونگفوتوآ بوده و همچنین دارای چندین حکم قهرمانی از جمله: مقام اول مسابقات قهرمانی سانشو تهران، مقام سوم مسابقات مچاندازی، مقام سوم مسابقات قهرمانی بوکس تهران، مقام دوم مسابقات کاراته در اراک و مقام اول مسابقات قهرمانی کاراته استان تهران بوده به زد و خورد با 3 متهم میپردازد که در جریان درگیری، علیرضا با 2 ضربه چاقو که به سینه و پشت علی وارد میآورد، وی را به قتل میرساند و متواری میشود.
پس از روشن شدن هویت عاملان قتل، تحقیق برای شناسایی مخفیگاه آنان آغاز شد و تمامی محلهایی که احتمال داشت این3 فرد شرور در آنجا مخفی شده باشند مورد بازرسی قرار گرفت. همچنین مدت کوتاهی پس از فرار متهمان، بستگان آنان مغازهشان را در این پاساژ فروختند و هیچ ردپایی از عاملان جنایت در اختیار کارآگاهان قرار نداشت، اما کارآگاهان اداره دهم طی هماهنگی با مرجع قضایی و ممنوعالخروج کردن متهمان، تحقیقات تخصصی خود را پیگیری کردند. با به دست آمدن سرنخهایی مبنی بر حضور متهمان در کشور آلمان، در پی اقدامات پلیس بینالملل ایران از طریق اینترپل و پلیس آلمان حضور این افراد در آن کشور تایید نشد.
سرهنگ کارآگاه سعید لیراوی، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: از آنجا که تلاشها برای شناسایی و دستگیری متهمان به نتیجه نرسید، به دستور مرجع قضایی مبنی بر چاپ تصویر بدون پوشش متهمان در جراید، از کسانی که اطلاعاتی در خصوص متهمان و محل اختفای آنان دارند درخواست میشود به شعبه چهارم بازپرسی دادسرای جنایی تهران یا اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی مراجعه کنند یا با شماره تلفن 51055510 تماس بگیرند.
اعضای باند سرقت خودرو به دام افتادند
اعضای یک باند که خودروی سرقتی را جایگزین خودروهای تصادفی میکردند، دستگیر شدند.
یکی از کارآگاهان مبارزه با سرقت وسایط نقلیه پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ در آبان سال 87 برای انجام ماموریتی به یکی از شهرستانهای غرب کشور اعزام شد و در خلال انجام ماموریت، به شخصی که در زمینه خرید و فروش خودروهای تصادفی فعالیت داشت، مراجعه و در جلوی آن مغازه یک دستگاه خودروی پژوی تصادفی را مشاهده کرد.
پس از تحقیقات نامحسوس و مراجعت از محل ماموریت، با بررسیهای مستمر از فایل شمارهگذاری معلوم شد، سند خودرو به نام شخصی در شهرستان زنجان ثبت شده و باتوجه به اینکه اتومبیل مذکور جزو خودروهای تصادفی و از ردهخارج بوده و بازسازی خودرو غیرممکن میبود و احتمال سرقت خودروی مشابه توسط سارقان و سند نمره کردن آن میرفت، دوم آذر 87 موضوع طی گزارشی بهدادسرای ناحیه 27 (امور جنایی) اعلام شد و پس از تشکیل پرونده در پایگاه قضایی، اکیپی از کارآگاهان پایگاه ششم به شهرستان زنجان اعزام شدند و خودروی مورد نظر را که به نام شخصی به هویت جواد سند نمره خورده بود مشاهده و توقیف کردند.
در تحقیقات مشخص شد خودرو مسروقه و از نوع سند نمره شده است لذا با بررسیهای تخصصی کارآگاهان مشخص شد، شخصی به هویت عوضعلی با تشکیل باند در شهرستان زنجان به خرید خودروهای تصادفی و له شده اقدام میکند و در قالب خودروهای سالم پس از سند نمره کردن به فروش میرساند.
در پانزدهم اردیبهشت پس از اخذ نیابت قضایی جامع و کامل، مجددا اکیپی جهت شناسایی و دستگیری سارقان به زنجان اعزام شدند که با مراقبتهای شبانهروزی و شناسایی افراد باند در پی یک عملیات غافلگیرانه، اعضای اصلی باند به نامهای اکبر، داوود، عوضعلی، شهرام، مجید و حمید را دستگیر و به تهران منتقل کردند. سرهنگ کارآگاه محمد اشراقی، رئیس پایگاه ششم پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر گفت: پس از یک ماه تحقیقات جامع و جمعآوری دلایل و مستندات پلیسی، متهمان تاکنون به سرقت و خرید و فروش 13 خودروی پژو 405، پژو آردی، پژو روآ، پراید، پیکان و سمند از نوع سند نمره اعتراف کردهاند که تعداد 11 دستگاه از این خودروها کشف و توقیف شده است. تحقیق از اعضای این باند ادامه دارد.
به اتهام قتل راننده تهرانیسارق مسلح تحت تعقیب پلیس قرار گرفت
مردی که با سد کردن راه مرد سالخوردهای در شمال غرب تهران، او را با شلیک گلوله به قتل رسانده و با سرقت خودروی وی از محل حادثه گریخته است، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت.
حسین اصغرزاده، بازپرس شعبه دوم دادسرای جنایی تهران از قتل مرد رانندهای از سوی یک سارق مسلح خبر داد و به лجامجم╗ گفت: ساعت 13 روز 2 خرداد مردی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تهران تماس گرفت و از به قتل رسیدن مرد سالخوردهای در حوالی بزرگراه شهید چمران خبر داد.
به دنبال این تماس، ماموران کلانتری 134 شهرک غرب به محل حادثه اعزام و متوجه شدند مرد سالخوردهای با شلیک گلوله به قتل رسیده و در حاشیه بزرگراه رها شده است.
با هماهنگی قضایی، جسد مرد ناشناس برای بررسی علت مرگ و مشخص شدن هویت وی به پزشکی قانونی انتقال یافت و ماموران برای فاش شدن راز مرگ وی، به تحقیق از شاهدان حادثه پرداختند که در تحقیقات پلیس معلوم شد یک سارق مسلح پس از شلیک به سوی صاحب خودرو و سرقت وسیله نقلیه وی در ادامه فرار با تیر چراغ برق برخورد کرده و با رها کردن خودرو متواری شده است. دستور دستگیری متهم مسلح صادرشد.
در آخرین ایستگاه کلاهبردار 10 میلیارد تومانی به دام افتاد
مردی که با ارائه برگههای جعلی مربوط به ترخیص کالاهای میلیاردی و گرو گذاشتن املاک مردم، 10 میلیارد تومان از شعبات یکی از بانکهای تهران کلاهبرداری کرده بود، دستگیر و روانه زندان شد.
به گزارش лجامجم╗، راز کلاهبرداری 10 میلیاردی این مرد شیاد از شعبات یکی از بانکهای تهران با شکایت زنی در مرداد سال گذشته در شعبه اول بازپرسی دادسرای فرودگاه مهرآباد تهران برملا شد.
زن شاکی در اظهاراتش به بازپرس مهاجری گفت: به خاطر مشکلات مالی، تصمیم گرفتم 700 میلیون تومان وام از یکی از بانکهای تهران بگیرم، اما ملکم در گرو بانک بود و نمیتوانستم وام دیگری بگیرم، بناچار به یک شرکت بازرگانی که درخصوص خرید و فروش وامهای کلان، صادرات و واردات کالا فعالیت داشت، رفتم و پس از توافق با مدیرعامل این شرکت، ملکم را به طور وکالتی به نام وی ثبت کردم و قرار شد او وام میلیاردی دریافت و 700 میلیون تومان هم به من بپردازد اما پس از چند ماه بیآن که پولی به من بپردازد، ناپدید شد تا این که اخطاریهای را از بانک مبنی بر فروش ملکم دریافت کردم و پی بردم، مدیرعامل فراری کلاهبردار بوده است.
به دنبال این شکایت؛ 4 مرد دیگر هم به مرکز پلیس مراجعه و شکایتهای مشابهی را ارائه کردند و جستجو برای یافتن متهم فراری آغاز شد.
ماموران در ادامه تحقیقات متوجه شدند مرد شیاد، شرکت بازرگانی خود را سال 84 تاسیس کرده و به بهانه انتقال کالاهای خریداری شده از کشور آلمان در 2 شعبه یکی از بانکهای تهران حساب بانکی افتتاح کرده و با عقد قرارداد در بخش گشایش اعتبارات بانک برای ترخیص کالاهای وارداتی، میلیاردها تومان تسهیلات بانکی دریافت و در قبال ضمانت آن، 5 سند مالکیت شاکیان را در گرو بانک قرار داده است و به جای ترخیص کالاهای باارزش میلیاردی فقط2 محموله لوازم خودرو به ارزش 19 و 40 میلیون تومان ترخیص کرده است.
با مشخص شدن این موضوع پاتوقهای احتمالی متهم تحت نظر گرفته شد تا عاقبت اواخر اسفند سال گذشته متهم فراری دستگیر و به 7 میلیارد تومان کلاهبرداری از شعبات یکی از بانکهای تهران و5 شاکی اعتراف کرد.
کلاهبرداری 3 میلیارد دیگر با تبانی یک شرکت اروپایی
به دنبال اعتراف متهم، وی با سپردن قرار قانونی در دادسرا آزاد شد و تحقیقات قضایی پلیسی در این زمینه ادامه پیدا کرد تا این که چند روز قبل معلوم شد، مرد شیاد با تبانی یک شرکت اروپایی، مدارکی جعلی درخصوص ترخیص کالا به ارزش میلیاردها تومان تهیه و به این ترتیب به 2 شعبه یکی از بانکهای تهران مراجعه کرد و موفق به دریافت3 میلیارد تومان دیگر شده است و کالاهای بیارزش را به جای کالاهای میلیاردی که قصد ترخیص آن را داشته است، در یکی از بنادر جنوبی جا گذاشته و از سوی پلیس این محموله توقیف شده است.
اعتراف به کلاهبرداریهای کلان
با مشخص شدن این موضوع، متهم بار دیگر دستگیر شد و مورد بازجویی قرار گرفت و اعتراف کرد: ابتدا به بهانه خرید و فروش وام کلان، مردم را فریب میدادم و پس از جلب اعتماد، اسناد و مالکیت آنها را به طور وکالتی به نام خود ثبت میکردم و بعد با تهیه مدارک و اسناد جعلی مربوط به ترخیص کالاهای میلیاردی، به بانکهای تهران مراجعه و با فریب مسوولان بخش گشایش اعتبارات بانکها قرارداد منعقد میکردم و در قبال ضمانت، اسناد مالکیت متقاضیان وام را در گرو بانک میگذاشتم و پس از دریافت وامهای میلیاردی متواری میشدم.
تا این که پس از 7 میلیاردتومان کلاهبرداری از چند شعبه یکی از بانکهای تهران، با پرداخت مبلغی به یکی از شرکتهای اروپایی، از مدیر آن شرکت برگههای مربوط به فروش و ترخیص کالاهای میلیاردی را دریافت کردم و با این ترفند3 میلیارد تومان دیگر از بانک دریافت کردم و کالایی ترخیص نکردم.
بنا بر این گزارش، متهم با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد و برای 5 نفر از کارمندان یکی از بانکهای تهران که با سهلانگاری به مرد شیاد تسهیلات بانکی ارائه کرده بودند، قرار قانونی صادر شد و تحقیقات تکمیلی درخصوص دستگیری همدستان احتمالی و دیگر کلاهبرداریهای وی ادامه دارد.
با 150 فقره سرقت جیببر حرفهای دستگیر شد
فردی که در پاکدشت جیببری میکرد، با تلاش ماموران انتظامی پاکدشت دستگیر شد و به بیش از 150 فقره جیببری در شهر ری و تهران بزرگ اعتراف کرد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی پلیس، سرهنگ زندهشو گفت: درپی دریافت گزارشهای متعدد مبنی بر جیببری از شهروندان در مناطق شلوغ از جمله بازار، صف اتوبوس، صف نانوایی و ... گروهی از ماموران پلیس آگاهی این شهرستان مامور بررسی موضوع شدند و با دستگیری این متهم و اعتراف وی به 150 فقره جیببری تحقیق از وی ادامه دارد.
سرهنگ زندهشو در پایان یادآور شد: باتوجه به دستور مقام قضایی و به منظور شناسایی شاکیان و مالباختگان، تصویر بدون پوشش متهم در روزنامههای کثیرالانتشار چاپ میشود تا از این طریق شاکیان احتمالی شناسایی شوند. تلاش برای دستگیری دیگر همدستان جیببر حرفهای ادامه دارد.
لپ تاپ ها به سرعت جذابیت و افسون خود را هنگامی که شما باید دائما به دنبال پریز برق برای شارژ کردنشان باشید از دست می دهند. چه باید کرد تا باتری لپ تاپ حداکثر زمان ممکن برایتان شارژ نگه دارد؟ اگر می خواهید که همانند بسیاری از مردم، تجربه بدی از کار بر روی پروژه تان با لپ تاپ نداشته باشید، باید مراقب باتری لپ تاپ تان باشید تا در میانه یک کار مهم از هوش نرود.
مطمئنا رعایت این ۱۸ مورد، نه کار آسانی است و نه کار به صرفه ای. اما پیشنهاد می کنم که تعدادی از آنها را انتخاب کنید و مرتب انجام دهید، مطمئن باشید که از نتایج راضی خواهید بود.
۱- پس از خرید لپ تاپ ، از آن استفاده کنید تا کاملا شارژ تمام کند، وقتی که خاموش شد آن را برای دوازده ساعت روی شارژ بگذارید.
۲- دیفراگ منظم. هارد شما کارش را هر چه سریعتر انجام دهد، تقاضای کار کمتری برای هارد و باتری تان ارسال خواهد شد. با انجام مرتب سازی (Defregment) منظم هارد دیسک لپ تاپ تان کارایی آن را تا حد ممکن افزایش دهید. البته توجه داشته باشید که هنگام دیفراگ کردن حتما لپ تاپ تان به برق وصل باشد. این مرتب سازی باعث می شود که هرگاه درخواستی برای استفاده از هارد فرستاده می شود، کار با سرعت بالاتری انجام می شود و مصرف برق هارد کم می گردد و باتری مدت زمان بیشتری به کار ادامه می دهد.
۳- نور صفحه نمایشتان را کم کنید. امروزه اغلب لپ تاپ ها دارای قابلیت کم کردن نور صفحه نمایش هستند. برخی هم حتی دارای قابلیت بهبود کارکرد سی پی یو و سیستم خنک کننده هستند. پس میزان مصرف انرژی آنها را تا حد اقل ممکن کاهش دهید، تا بالاترین میزان عمر باتری را داشته باشید.
۴- نرم افزارهایی را که در پس زمینه سیستم عامل تان اجرا می گردند خاموش کنید.همه این برنامه ها بر میزان لود سی پی یو می افزایند و به سرعت شارژ باتری تان را کاهش می دهند. همچنین برنامه های غیر ضروری را که در نوار ابزار پایین دسکتاپ در حال اجرا هستند ببندید. برای این کار، به منوی Start بروید و گزینه Run را انتخاب کنید. در پنجره باز شده کلمه msconfig را تایپ کنید و اینتر را بزنید. حال تب Startup را انتخاب کنید. در اینجا تیک کنار برنامه هایی را که به لود شدن دائم آنها نیازی ندارید بردارید. مثلا برنامه آنتی ویروس شما باید دائما در حافظه لود شود، اما مثلا برنامه Quick Time نیازی به باز بودن دائم ندارد.
۵- ابزارهای خارجی غیر ضرور را به لپ تاپ وصل نکنید. ابزارهای USB (مانند موس) باتری لپ تاپ تان را خالی می کنند. هنگامی که از آنها استفاده نمی کنید، خاموش شان کنید. مطمئنا شارژ دیگر وسایل از طریق لپ تاپ (مانند Ipod) هنگامی که لپ تاپ از باتری استفاده می کند، سریعا شارژ را خالی می کنند.اگر نیازی به کارت شبکه بیسیم و بلوتوث تان ندارید آنها را هم خاموش کنید. زیرا هنگام روشن بودن بطورت خودکار دائما برای یافتن شبکه جستجو می کنند و این کار میزان بسیار زیادی انرژی باتری را مصرف می کند.
۶- رم سیستم تان را افزایش دهید. این کار به شما اجازه می دهد تا به جای اینکه سیستم مرتب از حافظه مجازی استفاده کند، پردازش هایتان را بیشتر با رم انجام دهید. حافظه مجازی برای انجام پردازش ها از هارد استفاده می کند و کارایی مصرف انرژی آن بسیار پایین است. توجه داشته باشید که افزودن رم باعث افزایش مصرف انرژی می شود، اما کارایی آن بیشتر از برنامه های شبیه سازی است که حافظه مجازی را ایجاد می کنند.
۷- هارد درایو و ابزارهای سی دی / دی وی دی را خاموش کنید. میزان مصرف انرژی سی دی/ دی وی دی درایو ها از هارد هم بیشتر است. حتی وجود سی دی در درایو باعث مصرف بیشتر می گردد، حتی اگر از آن استفاده هم نشود. تا جایی که ممکن است سعی کنید که به جای درایو نوری از برنامه های درایو مجازی مانند الکل ۱۲۰% استفاده کنید.
۸- اتصالات باتری را تمیز نگه دارید. هر دو ماه یک بار پارچه ای را به الکل آغشته کرده و اتصالات فلزی باتری را تمیز کنید.این کار راندمان جابجایی انرژی بین باتری و لپ تاپ را بالا می برد.
۹- از باتری تان مراقبت کنید. باتری را به کار وادارید. باتری شارژ شده را برای مدت طولانی بلااستفاده نگذارید. هر بار که باتری را شارژ می کنید، آن را حداکثر طی یک تا دو هفته استفاده کنید. همچنین، شارژ باتری های Li-On را هیچگاه کاملا خالی نکنید. در صورتی که از باتری های نیکل کادمیوم استفاده می کنید، اجازه دهید که کاملا خالی شوند و سپس آنها را شارژ کنید. باتری های جدید NiMH نیازی به این کار ندارند و باتری های Lithium-ion از آن هم بهترند.
۱۰- هایبرنت به جای استند بای. اگر کامپیوترتان در طول روز مدتی را بدون استفاده است، آن را به گونه ای تنظیم کنید که پس مدت معینی وارد وضعیت استند بای شود. اگر چه قرار دادن لپ تاپ در حالت استند بای باعث صرفه جویی زیادی در مصرف انرژی می گردد و همچنین سریعا به حالت آماده به کار بر می گردد، اما به هیچ وجه کارایی آن به اندازه صرفه جویی انرژی در حالت هایبرنت نیست. هایبرنت کردن سیستم در عین حال که باعث حفظ دوره کاری تان می گردد، ابزارهای تان را کاملا خاموش می کند تا استفاده انرژی نداشته باشند.
۱۱- دمای عمومی سیستم تان را پایین نگه دارید. لپ تاپ در دماهای پایین تر کارایی بهتری خواهد داشت. هرچند وقت یک بار منافذ هوا را با یک پارچه یا تمیز کننده صفحه کلید پاک کنید و یا اینکه هرسال یک بار آن را برای سرویس ببرید.
۱۲- تنظیمات انرژی را بهینه سازی کنید. در کنترل پنل ویندوزتان از طریق گزینه Power Option میزان مصرف انرژی را بهینه کنید. برای نتایج مناسب گزینه Max battery را انتخاب کنید.
۱۳- از چند برنامه به شکل همزمان استفاده نکنید. هنگامی که از باتری استفاده می کنید، هر بار فقط یک کار را انجام دهید و سپس سراغ کار بعدی بروید. هنگامی که بر روی یک صفحه گسترده کار می کنید، برنامه ایمیل تان هم در حال کار است؛ همزمان به موسیقی هم گوش می دهید. ذهن تان را بر روی یک کار متمرکز کنید. اگر این کار را نکنید، قبل از اینکه هیچ کاری به پایان برسد باتری تان خالی شده است.
۱۴- کارهای ساده را از لپ تاپ تان بخواهید. فعالیت هایی مانند چک کردن ایمیل و پردازش متن بسیار کمتر از بازی ها و پخش دی وی دی مصرف انرژی دارند. اگر در هنگام مسافرت تنها یک باتری شارژ شده دارید، در مورد نحوه کارتان عاقلانه تر فکر کنید.
۱۵- برای خودتان لپ تاپ های کاراتر بخرید. هم اکنون به جایی رسیده ایم که کارخانه های سازنده صحبت از باتری های یک روزکامل می کنند و لپ تاپ های کاربردی تری به بازار می آیند، سعی کنید که لپ تاپ قدیمی تان را با مدل های جدید تر و کاراتر جایگزین کنید.
۱۶- عملکرد ذخیره خودکار را خاموش کنید. قابلیت ذخیره خودکار مایکروسافت ورد و اکسل بسیار به درد بخورند، اما برای انجام منظم این کار هارد باید بیشتر کار کند و مصرف انرژی آن بالا می رود. البته اگر آن را خاموش کنید، بهتر است که هنگامی که باتری ضعیف است این قابلیت را دوباره روشن کنید تا قبل از اینکه سیستم تان بیهوش شود کارهایان ذخیره شوند. ضمنا درخصوص استفاده از این نکته دقت بیشتری به خرج دهید تا اطلاعات تان را از دست ندهید.
۱۷- میزان انجام کارهای گرافیکی را کاهش دهید. شما می توانید این کار را با تغییر رزولوشن صفحه نمایش و خاموش کردن قابلیت های تفننی گرافیک انجام دهید. امروزه کارت های گرافیک هم اندازه و یا حتی بیشتر از هارد دیسک مصرف انرژی دارد.
۱۸- همیشه هنگام مسافرت حداقل دو باتری شارژ شده را به همراه داشته باشید.
وصیت نامه داریوش کبیر
اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .
این جانوران که تصاویرشان را مشاهده می کنید لزوما برای انسان ها مرگبار و خطرناک نیستند اما هر یک از آنها در جهان خودشان یک شکارچی فوق العاده و مانند یک ماشین مرگ هستند. گزارشی تصویری از 10 جانور مرگبار کره زمین.

تصویر تلفیقی 10 جانور از مرگبارترین جانوران کره زمین که در سریال تلویزیونی « ددلی 60 » کانال لایو بی بی سی معرفی شدند.
تصویر یک لاک پشت گونه (Alligator Snapping Turtle ) که یادگاری از دوره دایناسورها بوده و فقط در آب های رودخانه های جنوب ایالات متحده زندگی می کند. این لاک پشت گوشتخوار از خوردن هیچ نوع گوشتی رویگردان نیست و حتی قادر به کشتن تمساح های کوچک است.
اسب آبی برخلاف ظاهر آرام وبی خطرش یکی از مهاجم ترین جانوران قاره آفریقا است. هر سال تعداد انسان هایی که توسط اسب های آبی در آفریقا کشته می شوند بیش از قربانیان سایر پستانداران وحشی است.
تصویر چشم هراس آور یک کروکودیل آب شور یکی از بزرگترین گونه های کروکودیل در جهان. این جانور غول پیکر قادر به کشتن هر گونه جانور و یا انسانی است که در قلمرواش پیدا شود.
تصویر یک مار مامبا سیاه که برخلاف نامش رنگی نقره ای دارد. این مار علی رغم جثه کوچک و باریکش دارای یکی از مرگبارترین زهر ها در دنیای مارها است و در نیش زدن به هر موجودی لحظه ای تردید نمی کند.
راسوی مشهور به « هانی بجرز» جسورترین و بی باکترین جانور روی زمین است که از این نظر نامش در کتاب رکوردهای گینس ثبت شده است. این جانور گوشتخوار از هیچ حیوان دیگری بیم ندارد. این گونه راسو به راحتی آب خوردن شاه کبرا را شکار می کند و با جسارت به جانورانی که به مراتب بزرگتر از خودش هستند، حمله می کند.
تصویر یک افعی گونه (saw - scaled viper ) که علی رغم جثه کوچکش و حداکثر 90 سانتی متری بیش از هر مار دیگری در هند قربانی می گیرد.
تصویر یک گونه سخت پوست به نام (Mantis shrimp ) که در آبهای اقیانوس آرام در نزدیک سواحل گینه پاپوا زندگی می کند. این سخت پوست یک شکارچی مرگبار است و حتی جانوران بزرگتر نیز به او حمله نمی کنند.
شاهین پریگرین سریع ترین موجود زنده روی کره زمین است و سرعت پرواز او به 322 کیلومتر در ساعت می رسد. این پرنده در فضاهای باز و گسترده شکار کرده و مانند یک بلای آسمانی بر سر طعمه اش فرود می آید.
سگ های وحشی آفریقایی از ماهرترین شکارچیان دشت های آفریقا محسوب می شوند. این جانور به صورت گروهی به شکار می رود و به دلیل نیروی خستگی ناپذیرش شکار خود را که ممکن است یک ویلبیس و یا یک گورخر باشد به اندازه ای تعقیب کرده و هر از چند گاه به آن حمله می کند که طعمه بخت برگشته از جان سیر شده و تسلیم آنها می شود . حتی کفتارها نیز قادر نیستند علی رغم چثه بسیار بزرگترشان شکار سگ های وحشی را از چنگ آنها به در آورند.
کوسه ببری پس از کوسه سفید بزرگترین کوسه شکارچی است. کوسه ببری لزوما به انسان حمله نمی کند اما این ماشین شکار از حمله به سایر گونه های کوسه تردیدی به خود راه نمی دهد.
سید عبدالمجید شفائی:
بسیاری چنین میپندارند که شاهنامه، مجموعهای است از ستایش پادشاهان و ثناگویی از کلمه «شاه» و قس علیهذا
و برخی نیز بر این باورند که سرودهایی است که از حیز زمان و مکان خارج است و صرفاً مربوط به دوران فردوسی بوده و فیالجمله کاربردی نیست.
آنچه مؤلف مصراً بهدنبال آن است، این است که اولاً شاهنامه را باید از تلقی تکساحتیبودن خارج کنیم؛ ثانیاً ابعاد ذیقیمت آن را برای ملتی که شایستگی داشتن شاهنامه را دارند، تبیین کنیم و در رأس این مهم، تبیین ابعاد «خداوندگاری» این «عظیمنامه» است.
درواقع شاهنامه بهوضوح اما به قلم فردوسی که زبانی است ویژه «امر بهمعروف» و هرگاه که ضرورت یافت «نهیاز منکر» میکند و این همانی است که همه آیینهای الهی بهویژه آموزههای اسلامی در پی آن هستند.
در این مقال به 5داستان برگزیده از شاهنامه (ضحاک و کاوه آهنگر، تولد رستم، رستم و سهراب، سیاوش، رستم و اسفندیار) میپردازیم و نمایههای یکتاپرستی را درخشانتر مینماییم تا شاهنامه را توحیدی بنگریم.
در داستان رویکارآمدن ضحاک میبینیم که شیطان ضحاک را میفریبد و پدر موحد ضحاک را که هر روز سحرگاهان بپا میخاست و در چشمه باغ، سر و تن میشست و جامه پاکیزه بهتن میکرد و به نیایش میپرداخت، در چشم ضحاک پیر و خرفت جلوه میدهد و ضحاک را شایسته سروری و مهتری میخواند.
این تبعیت ضحاک از شیطان بارها در قرآن با عناوین «لاتتبع الخطواتالشیطان» آمده است. پسر (ضحاک) از آیین پدر (مرداس) پیروی نکرد و یکتاپرستی را رها کرد، راه شیطان را برگزید. پس در نزد شیطان عزیز شد و پدر را کشت.
پسر کو رها کرد رسم پدر
تو بیگانه خوانش، نخوانش پسر
در روزگار جمشید هم آنچه مایه تباهی جمشید و حکومتش شد همان چیزی است که قرآن میفرماید «یا ایهاالانسان ما غرک بربک الکریم» ای انسان چه چیزی باعث شد که تو به خدای خود غره شوی؟ این امر در شاهنامه چنین آمده که جمشید در جمع بزرگان و دانایان روزگار خود و از سرخودکامگی و خودرأیی و غرور گفت:
هنر در جهان از من آمد پدید
چو من نامور، تخت شاهی ندید
جهان را بخوبی من آراستم
چنان گشت گیتی که من خواستم
خور و خواب و آرامتان از من است
همه پوشش و کامتان از من است
بزرگی و دیهیم و شاهی مراست
که گوید که جز من کسی پادشاست؟
گرایدون که دانید من کردم این
مرا خواند باید جهانآفرین
همین غرور که جمشید را گرفت و با کردگار درافتاد، باعث شد که در کوتاهمدت، مردم و سپاهیان از او روی برتافتند و سرانجام ضحاک بر ایران تاخت و روزگار جمشید پایان یافت.
در جریان رویکارآمدن فریدون و کشتهشدن ضحاک میبینیم که وقتی فریدون از مادرش فرانک میخواهد تا از شخصیت پدرش برای او بگوید:
بگو مر مرا تا که بودم پدر؟
کیم من؟ ز تخم کدامین گهر؟
مادرش میگوید: پدر تو (آبتین) مردی آزاده از مردم ایرانشهر، دیندار، خردمند، بیداردل و بیآزار بود که توسط ضحاک کشته شد. در اینجا هم میبینیم که معیارهای یک انسان عالیمقام که مدنظر اسلام است و ارزشهای توحیدی را نمایان میکند، مانند بیآزاری، خردمندی و بیداردلی در انسان پاکسرشت و «دیندار»رخ مینماید.
فریدون نیز که به گفته خود از نژاد مردی گهردار است به مادر میگوید: «اکنون زمان آن رسیده که شمشیر برگیرم و به یاری یزدان پاک بر ضحاک بشورم.»
طبیعی است که از پدری با معیارهای فوق و از مادری پاکآیین باید فرزندی پدید آمده باشد که به وقت شوریدن بر ظلم، از یزدان پاک مددگیرد.
هنگامی که فریدون آماده جنگ با ضحاک شد به مادر گفت: «اکنون من آماده کارزارم، برایم دعا کن و از یزدان پاک بخواه که یاریم کند.» فرانک نیز با آهنگی دلنشین یزدان را یاد کرد و با زاری گفت: «ای پروردگار مهربان یکتا، فریدون را به تو سپردم، بد را از او دور گردان و یاریاش کن.»
در جدال فریدون با ضحاک میخوانیم: وقتی فریدون بر ضحاک فائق آمد، دستور داد 2دختر جمشید را که ضحاک به اسارت گرفته بود از سرای ضحاک بیرون آوردند، سر و تنشان را شستند و روانشان را از تیرگی پاک کردند و بار دیگر راه یزدانپرستی را به آنان آموختند.
در بخشی از داستان فریدون آمده که وقتی 2تن از فرزندان فریدون بهنامهای سلم و تور فریب شیطان را خورده و بر پدر شوریدند، فریدون در پاسخ پیام آنها به پیک گفت: نزد سلم و تور بازگرد و بگو: «اگر شیطان شما را از درستی و راستی به در کرده، بیگمان پاداش کارهای ناپسند خود را خواهید دید. بدانید هرکس همان درو میکند که روزی کاشته است.
کسی که برادرش را به خاک بفروشد، سزاوار است که او را بد گوهر و ناپاک بخوانند! روزگار چون شما شاه بسیار دیده و به خاک سپرده است.
خردمند و باهوش کسی است که به نعمتی که ایزد به او داده است، فریفته نشود (اشکرو نعمتیالذی انعمت علیکم و...) و فریب شیطان نخورد و از داور یکتا بترسد (اتقالله و...) و کاری نکند که خشنودی یزدان پاک در آن نباشد.
همینطور پیش از رخ دادن اختلاف بین فرزندان فریدون، ایرج راهی دیدار با برادران کینهتوز خود میشود و فریدون بهعنوان پدر نامهای به سلم و تور مینویسد و آنان را اندرز میدهد: «نخست بر خدای جهان، آفرین گفت و آن یگانه را سپاس کرد، پس آنگاه پسران را پندها داد و بهراستی و درستی خواند» (اوصیکم بتقویالله و نظم امرکم).
هنگام خشم سلم و تور بر برادرشان ایرج که بر تخت شاهی نشسته بود، سلم و تور از جا برخاستند و تور میخواست کرسی زرین را که بر آن نشسته بود بر سر ایرج بکوبد؛ ایرج گفت: «از یزدان پاک بیم نمیکنی، مرا مکش که روزگار بر تو نخواهد بخشید و انتقام خون مرا خواهد گرفت.»
در اینجا سلم و تور نماینده اهریمن و شیطان وسوسهگر، و ایرج، موحدی پاکآیین است. وقتی فریدون از کشتهشدن ایرج بهدست برادرانش مطلع میشود، مویهکنان با ایزد پاک مناجات کرده، تقاضا میکند که: «ای داور دادگر، به این بیگنه کشته اندرنگر، و دل آن دو بیدادگر را بسوزان و روزگار بر آنان تیرهگردان.»
و سرانجام، زمانی که نوه فریدون که از نسل ایرج است(منوچهر) به دنیا آمد. فریدون شباهت وی با ایرج را بسیار دید و با جهانآفرین نیایش کرد و او را سپاس گفت و روزگار تیره و تار فریدون، بار دیگر خندان شد.
و آن زمان که منوچهر انتقام خون ایرج را از بیدادگرانی چون سلم و تور گرفت، روبه آسمان کرد و گفت: «ای دادگر! ای داور راستگوی، امروز هم داد دادی هم نیکو داوری کردی.»
تولد رستم
سام پهلوان پهلوانان و فرمانروای زابلستان تا رسیدن به کهولت فرزند نداشت. برای چندمین بار دست نیایش به درگاه یزدان دراز کرد و درخواست فرزندی کرد و دیری نپایید که پس از نه ماه دوران بارداری همسرش به سر آمد و صدای گریه نوزاد در شبستان پیچید.
سام فرزند خود را در کوه البرز رها کرد، به جرم آن که، او سفیدموی و سرخچهره است، و به هم اینکه این نوزاد بچه او نیست، بچه دیو است. سالها بعد شبی در خواب دید که مردی اسبسوار به زندهبودن فرزندش پس از گذشت سالها بشارت میدهد. سام موبدان را میخواهد و از آنها تعبیر خواب خود را میطلبد.
موبدان با حالتی آشفته میگویند:
«ای پهلوان تو از پلنگ و نهنگ هم سنگ دلتری. پلنگ در خاک و سنگ و نهنگ در آب بچه خود را میپرورانند و یزدان را ستایش میکنند ولی تو پیمان یزدان شکستهای و از راه راست برگشتهای.
چگونه نوزادی بیگناه و شیرخوار را در کوه رها کردهای؟ هرگز داشتن موی سپید بر سر نوزاد ننگ نیست، آنچه ننگ و ناپسند است رفتار و کرداری چنین است. بدان که یزدان اگر بخواهد کسی را نگهدارد، گرما و سرما نمیتوانند تأثیری داشته باشند. اکنون از خدای پوزش بخواه و برای یافتن فرزند بکوش.»
شبی دیگر باز هم در خواب دید که موبدی بر او نهیب میزند که: «ای پهلوان! اگر موی سپید بر کودک شیرخوار ننگ است پس از موی و روی سپید خویش خجالت نمیکشی؟» سام با ترس از خواب پرید و بامدادن در البرزکوه به دنبال فرزند رفت. چون آنجا رسید کوهی دید به بلندای آسمان و هرچه کوشید نتوانست بالا برود.
بر ناتوانی خویش غمگین شد و از شرم خدای، گونهها را بر خاک مالید، نالید و زارید و یزدان پاک را ستایش کرد و گفت:
به پوزش بر تو سر افکندهام
ز ترس تو جان را برافکندهام
گر این کودک از پاک پشت من است
نه از تخم بدگوهر آهرمن است
برین بر شدن بنده را دستگیر
مر این پرگنه را تو کن دلپذیر
چو با داور این رازها گفته شد
نیایش همانگه پذیرفته شد.
زال و رودابه
مهراب (حاکم کابل) روزی که زال (امیر زابلستان) او را در حاشیه رود هیرمند، به خدمت پذیرفت از او دعوت کرد تا روزی با او در کاخش همنشینی کند و شاد باشند. زال گفت: «میدانی که پدرم از این کار خشنود نیست و من جز خرسندی او راهی نروم. تو بتپرستی و ما خداپرستیم، چگونه به خانه تو بیایم؟.»
چون رستم متولد شد، سام را خبر دادند و او به نیایش پرداخت. وقتی سام به دیدن رستم آمد از دیدن چهره او و شیرینزبانی رستم به شوق آمد و یک ماه پیش او اقامت گزید و به وقت رفتن به 2فرزندش زال و رستم پند داد که:
چنین گفت مر زال را کای پسر
نگر تا نباشی جز از دادگر
همهساله شسته دو دست از بدی
همه روزه جسته ره ایزدی
بدین پند من باش، مگذر از این
بجز بر ره راست مسپر زمین
زال به هنگامی که فرزندش رستم را یلی پرخروش یافت، او را برای عزیمت به جنگ با «قلعه سپند»فراخواند و به وی گوشزد کرد که نیای تو (نریمان) در آنجا و توسط مردم آنجا کشته شد و سپس جد تو سام نیز هر چه کرد نتوانست حصار «کوه سپند» را بشکند.
باید تدبیر کنی تا به مراد برسی. رستم چنین کرد و با موفقیت حصار «کوه سپند» را شکست و در پایان به گنجهای بیشماری دست یافت و نامهای به پدرش نوشت:
یکی نامه بنوشت نزد پدر
ز کار و زکردار خود سر به سر
نخست آفرین بر خداوند هور
خداوند مار و خداوند مور
خداوند ناهید و بهرام و مهر
خداوند این برکشیده سپهر
رستم و سهراب
در مشاجرهای که بین کاووسشاه و رستم درمیگیرد، رستم به کاووس میگوید: «من بنده و پرستنده یزدان پاکم. من زورمندی و پیروزی را از دادار یکتا دارم نه از پادشاهی کاووس. اگر من خواستار پادشاهی بودم، آن روز که دلیران و بزرگان مرا به تخت و تاج شهریاری میخواندند، میپذیرفتم.
من رسم و آیین نگهداشتم و نخواستم پادشاهی از دودمان شما بیرون شود. من کیقباد را از البرز کوه به ایران زمین برگرداندم و اینک تو تخت و تاج از او داری. ولی بدان که این نام و نشان برای تو باقی نخواهد ماند.»
رستم خدای خواه در جای دیگر و در پاسخ به خشم نامبارک کاووس میگوید: «اشتباه من این بوده است که بارها جنگیدهام و این مرد نادان را به شاهی نشاندهام. من از این گناه به یزدان پاک پناه میبرم که جز او از کسی بیم ندارم.»
در دومین روز جنگ رستم و سهراب، کاووس به رستم میگوید: «من این شب را همه به درگاه یزدان نیایش میکنم تا تو را براین کودک (سهراب) پیروز گرداند.
رستم به برادرش «زواره» میگوید: اگر در جنگ فردا با سهراب پیروز شدم که هیچ، اما اگر از آن جوان ترک شکست خوردم هیچ زاری مکن. همه به زابلستان بروید و دستان را خبر کنید و مادرم را دلداری دهید و بگویید که یزدان چنین خواست و چنین شد.
روز بعد که روز جنگ رستم و سهراب بود، سهراب به رستم گفت: «بیا شمشیر و تیر و کمان را به دور افکنیم و بنشینیم شادی کنیم و با یزدان پیمان ببندیم که دست از جنگ برداریم.»
همانگونه که میبینیم، ارادهای از طرف رستم و یا سهراب در بروز حوادث یا وقوع جنگ در پهنه روزگار به چشم نمیآید و همه را از یزدان پاک میدانند و سرنوشت را از جانب او میپندارند و نگاه آنان به جهان یک نگاه متکبرانه یا خودپرستانه و سخیف نیست بلکه در جایجای اندیشه شاهنامه حضور و تاثیر حق تعالی به وضوح رویت میشود.
رستم در آغاز جوانی چنان زورمند و قوی هیکل بود که چون پای بر زمین مینهاد، از سنگینی و نیرویی که داشت هر دو پایش در زمین فرو میرفت و از این کار پیوسته در رنج بود. روزی از یزدان پاک خواست که از زورش بکاهد تا پایش در زمین فرو نرود.
ایزد دادگر، خواست رستم را برآورد. در جنگ با سهراب، رستم به این قدرت دوباره نیاز پیدا کرد و از یزدان پاک بار دیگر خواست که آن نیرو را به او بازگرداند تا بتواند بر حریف خویش چیره گردد.
همان زور خواهم که آغاز کار
مرا دادی ای پاک پروردگار
بدو باز داد آنچنان کش بخواست
بیفزود زور تن آن کش بکاست
سیاوش
پس از اینکه مادر سیاوش مرد، سیاوش جامه درید و خاک بر سر کرد. پهلوانان و سرداران سپاه، سیاوش را دلداری دادند، گودرز گفت: «هیچکس از دست مرگ جان بدر نمیبرد و هر کس که از مادر زاده میشود، روزگاری خواهد مرد. غم مخور که جای مادرت اکنون در بهشت است.»
در اینجا چند تعبیر این که از مشترکات ادیان الهی است به کار برده میشود. یکی وجوب مرگ است و دیگری مرگ برای همه است و هیچکس را توان گریز نیست و سوم اشاره به بهشت است.
زمانی که سودابه (یکی از زنان کاووس شاه) شیفته سیاوش شد، سیاوش به رغم میل خود و با اصرار پدر به حرمسرای کاووس رفت و سودابه او را در میان جمع در آغوش گرفت و چشم و رویش را بوسید. سیاوش همان دم دریافت که این مهربانی، مهر ایزدی نیست و از شیطان است.
و چون سیاوش به فرمان پدر و دعوت سودابه به شبستان زنان رفت و دختران متعددی را در آنجا دید، هر یک از دختران دلشاد میخواست که سیاوش آنان را به همسری برگزیند. اما سیاوش بیتفاوت از شبستان خارج شد ولی سودابه به وی گفت: کدام را پسندیدی؟
سیاوش خاموش ماند و با خود گفت: «بهتر آن باشد که از دشمن همسری نگیرم.» اما سودابه به وی گفت: «حق داری وقتی من که مانند خورشید هستم را ببینی دیگر به آن دختران توجه نکنی.
پدرت پیر است و دیری نخواهد پایید که از این جهان برود و آنگاه من در خدمت تو خواهم بود. با من پیمان ببند که همیشه با من باشی.»
رنگ رخسار سیاوش از سخنان سودابه گلگون شد و در دل گفت:
«ای آفریدگار یکتا، مرا از افسون این زن در پناه خود گیر.
نه من با پدر بیوفایی کنم
نه با اهرمن آشنایی کنم»
سرانجام سیاوش از گفتار گناهآلود سودابه روی درهم کشید و گفت: «من چنین زندگانی نخواهم. من هرگز به پدر خویش خیانت نمیکنم تو همسر شاهی، شرمت باد که گناهی بدین بزرگی کنی.»
بالاخره سودابه دل در کمین سیاوش گذاشت و از او خواست تا به او کام دهد و... کار آنها به جایی رسید که سودابه دام نهاد و چون سیاوش امتناع کرد روی خود خراشید و جامه به تن درید و خروش و فغان کرد که سیاوش به او نظر دارد. کاووس از این پیشامد نگران شد و به شبستان شتافت و پس از بررسیها معلوم شد که سیاوش بیگناه است.
هنگامی سیاوش با لباسی سپید و بر اسبی سوار بود و میخواست ازآتش بگذرد تا راستگوییاش اثبات شود، چنین پدرش را مورد خطاب قرار داد: «ای شهریار، غم مخور که چون بیگناهم، یزدان پاک مرا از آتش سوزان نگاه دارد.»
در دیگر جای میخوانیم که چون افراسیاب فهمید که سیاوش با رستم و سپاهی بزرگ قصد حمله به توران را دارند و او براساس خوابی که دیده بود توانایی رویارویی با سپاهش را ندارد به لشگریانش گفت: «شما میدانید که من بسیار پیروزیها به دست آوردهام و بسیار جنگجویان را در مصاف کشتهام اما از جنگ و خونریزی بیزار شدهام، میخواهم از این پس راه یزدان روم و در آسایش زندگی کنم.»
در اینجا اگرچه با کلمه توبه روبهرو نیستیم اما بازگشت به یزدان را حتی در نگاه افراسیاب که موجود شر و منفی شاهنامه است، ولو به شکل زودگذر یا نمایشی میبینیم.
نامههای شاهنامه
در غالب نامههای شاهنامه میبینیم که نامه با نام یزدان پاک و ستایش او آغاز میشود. مانند نامهای که سیاوش به پدرش کاووس نوشته و پس از ذکر نام یزدان پاک و خداوند خرد و هوش و زمین و زمان و سپاس از او، گزارش جنگ با افراسیاب را میدهد. حتی پاسخ کاووس شاه به پسرش سیاوش نیز که نامهای خشمگینانه است ابتدا با نام یزدان پاک آغاز میشود.
نمونه دیگر، نامهای است که افراسیاب به سیاوش مینویسد و نخست آفریننده جهان و بخشنده خرد و هوش به آدمیان را ستایش میکند و سپس نامه را آغاز مینماید.
اسفندیار و داستانهای مربوط به اوبه همین سیاق، نیکاندیشی و نیکخواهی برای عموم در سراسر شاهنامه رویت میشود، چه در جنگها، چه در نصایح پدر به فرزند یا امیران به سربازان یا در شبچرهها و دور همنشینیها.
هنگامی که اسفندیار از زنجیری که در زندان به پایش زده شده بود، رهایی یافت گفت: «ای داور یگانه با تو پیمان میبندم که اگر یاریام کنی و در جنگ با تورانیان پیروز شوم، کینه پدر از دل بیرون کنم، صد رباط بسازم و بر سراههای بیآب، ده هزار چاه بکنم تا رهگذران از آب آن جان خود تازه کنند.
بر سر این چاهها درختان بنشانم تا مردمان در سایه آنها بیاسایند و صدهزار درهم به درویشان ببخشم.»
باز هم از مفاهیم یکتاپرستی اعتقاد عقوبت دروغگویی است. زمانی که اسفندیار با جنازه گرزم روبهرو میشود میگوید: «ای زشتکار، تو با دروغگویی، روزگار ما را سیاه کردی. باید در پیشگاه یزدان پاک پاسخ این کشتگان را بدهی.»
یکی از ویژگیهای انسان موحد نداشتن غرور است و توجه او به نیرویی برتر که آدمی را به پیروزی میرساند. مروری بر هفتخان اسفندیار در این موضع، جالب است: در خان اول چون اسفندیار با دو گرگ روبهرو شد کمان زه کرد و بر آنان تیر باراند و سر از تن آنان جدا کرد.
آنگاه به نیایش نشست:
همی گفت کای داور دادگر
تو دادی مرا زور و فر و هنر
تو کردی ددان را بدان خاک، جای
تو باشی به هر نیکویی رهنمای
در خان دوم نیز به همین منوال پس از پیروزی بر دو شیر خشمگین به عنوان سپاس یزدان پاک را ستایش میکند.
در خان سوم که بسیار خطرناکتر از خانهای قبلی بود اسفندیار با دیدن اژدها ترسید، در صندوق خزید و به یزدان پناه برد. همچنان در خان چهارم که زن جادوگری بود با قدرت شگفتانگیز که بیابانها را به سحر دریا میکرد و همه به اسفندیار توصیه میکردند که «هرگز به آن دیار مرو که این زن از اژدها زورمندتر است.»
اسفندیار گفت: «به یاری یزدان پاک زن جاودگر را نیز نابود میکنم.» چون اسفندیار شمشیر برکشید و سر این زن جادوگر را از تن جدا کرد، آسمان را ابرهای تیره پوشاند. اسفندیار به نیایش یزدان پرداخت تا تیرگیها برود.
در خان ششم چون سپاه اسفندیار در میان تندباد و بارش سه شبانهروزی برف گرفتار آمدند و سپاه اسفندیار را ترس گرفت، اسفندیار روی به سپاه کرد و گفت: «تاکنون همه دشمنان را با شمشیر از میان بردیم اما اکنون شمشیر به کار نیاید. باید همگی به درگاه یزدان پاک نیایش کنیم تا این بلای عظیم را از سر ما بگذارند.»
چون اسفندیار با طراحی زیرکانه وارد رویین دژ شد و بر لشگر ارجاسب فایق آمد، نامهای به پدرش گشتاسب نوشت تا خبر پیروزی سپاه ایران را به وی بدهد:
نخستین که نوک قلم شد سیاه
گرفت آفرین بر خداوند ماه
خداوند کیوان و ناهید وهور
خداوند پیل و خداوند مور
خداوند جان و خداوند رای
خداوند نیکی ده راهنمای
به رویین دژ ارجاسب و کهرم نماند
به جز مویه و درد و ماتم نماند
سخن آخر اینکه شاهنامه را باید به دیده دل خواند و باید با مجد ایرانزمین گره زد و با سلاسل ارجمندان و شکوف و فر ایرانزمین سنجید.
این کتاب را باید تاریخ حقیقی سرزمین پاکان و آیین پاکی قلمداد کرد و بر سر سطر این تاریخ کتابها نوشت که سراسر حماسه و شور است.
سلام میرحسین!
آمدی جانم به قربانت ولی حالا ... باز خوبه که اومدی!
میرحسین جان در زمانی که چهار سال است دوستان عدالت سرخود، مردم را رنگ می کنند (در تمام سبک های نقاشی که تصورش را بکنید) ما تو را نماینده خود می دانیم. فقط امیدواریم به رغم سابقه هنر نقاشی ات در این سال ها، به تفاوت های بنیادین سالوادور دالی و آقای احمدی نژاد توجه کافی داشته باشی!
میر حسین من از همین الان به تو توصیه می کنم کابینه احتمالی ات را اعلام کن و غلام حسین الهام را هم بگذار وزیر کار. باور کن کسی که چهار سال، شش تا شغل داشته و بیست و نه روز از سی روز ماه را به شغل و اشتغال فکر می کند مناسب ترین فرد برای مقوله اشتغال و وزارت کار است.
میرحسین جان برای وزارت جنگ هم دوست و برادر عزیز صفار هرندی را پیشنهاد می دهم، هم مقرّش روزنامه توپخانه بوده هم در هر پستی که باشد احساس خود توپخانه بینی دارد. شما او را بگذاری برای بچه لالایی بگوید، به جای جغجغه نارنجک می دهد دستش!
میرحسین عزیز، بیا و نوآوری کن، یک «وزیر زلف» انتخاب کن. هم جوان پسند است هم اینکه وزیر دست به نقدش را داریم. خوب است که می بینم باهوشی و خودت داری زیر لب می خوانی: «کلهر، کلهر، دل من شد اسیرت».
میر حسین عزیز، سابقا ما به جای نه ماه، رسما شش ماه از سال را مدرسه می رفتیم و بقه اش را تعطیل بودیم. تو چند سالی در اوایل انقلاب سر کار بودی، بیست سال رفتی تعطیلات! این گرایشات عمیق ناسیونالیستی و ادای دین تو به ایرانی بودن را تایید می کند. ضمن تشکر از این احساسات ملی گرایانه تو، درخواست می کنم این چند روز تا انتخابات را از تعطیلات بالکل و از بیخ خارج شوی، بعد که رئیس دولت شدی خود دوستان زحمت می کشند و تعطیلت می کنند، خیالت راحت!
میرحسین قشنگ من (ببخشید احساساتی شدم!) چند چیز، دیگر در جهان استفاده نمی شود که لازم دیدم خدمتت معروض بدارم: 1)خط میخی 2)کاغذ پاپیروس 3)کوپن! همین جور کلا گفتم بدانی!
میرحسین عزیز و گرانقدر، اگر به زبان خودت بخواهم بگویم باید عرض کنم «تشریف ببیرید ما مجدانه از سرکار عالی من حیث جمیع جهات حمایت می کنیم» ساده تر اینکه «برو، دارمت!». بقیه اعضاء کابینه را هم خصوصی خدمتت عرض می کنم.
تکمله: چند وقت پیش فاطمه رجبی چیزی در مورد شما نوشت و سید ابراهیم نبوی جوابش را داد که شما در این ماجرا، طرف خانم رجبی را گرفتی. با توجه به اینکه هر دوی این دوستان، همکار بنده و عمیقا طنزنویس هستند، شما معلوم کن بین طنز فاطمه رجبی و سید ابراهیم نبوی طرف کدام یکی هستی تا ما هم بدانیم به کی رای بدهیم! بگو ما طاقت شنیدنش را داریم به هر حال مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمی کنه، قدم می زنه!
قربانت: ابراهیم رها
آیا تا کنون تندیس آزادی را د یده اید؟این پیکره یک زن با تنپوش رومی است که به دست تندیس ساز فرانسوی «فردریک اگوستوبارتولدی» طراحی شده و به دست «ژوزف پولیتزر» ساخته شد.
این تندیس پیکر زنی است با آتشدانی در یکدست و لوحی در دست دیگر که بر بلندای آبهای آتلانتیس، جزیره ای در دهانه رودخانه ی نیویورک ایستاده است. در دست چپ این پیکره لوحی است که سال استقلال آمریکا از فرمانروایی بریتانیا، 4 جولای 1776 میلادی، با شماره های رومی بر آن نگاشته شده است و در دست دیگر آن یک آتشدان قرار دارد.
این تندیس با مدیریت الکساندر ایفل، طراح برج ایفل ساخته شده است. بلندای تندیس به تنهایی 45.3 متر است که بر روی پایه ای گرانیتی به بلندای 46.2 متر قرار داده شده است و در مجموع، بلندای آن به 91.5 متر می رسد. وزن این تندیس 625 تن و هزینه ی ساخت آن 250 هزار دلار است که از سوی دولت فرانسه پرداخت شده است. تنها هزینه ی ساخت پایه ی این تندیس که 200 هزار دلار بوده است، از سوی دولت آمریکا پرداخت شده است. تندیس دارای 168 پله است که بازدیدکنندگان را تا بالای برج رهنمون می کند.
در بخش پایه و ستونی این تندیس، موزه ای وجود دارد که تاریخچه ی این تندیس را نشان می دهد. تا پیش از سال 1916 نردبانی در دست راست تندیس وجود داشت که دسترسی همگان به درون آتشدان را ممکن میکرد، اما به شوند تجهیزات روشنایی و نورافکن ها بازدید از این بخش حذف شد.
ولی این مجسمه،تندیس چه کسی است؟ برخی این تندیس را زن آزادی (Lady Liberty) می نامند. گروهی باورمندند که مدل این تندیس، «شارلوت بارتولدی» همسر بارتولدی، سازنده ی این تندیس است ولی سازندگان فرانسوی تندیس آزادی پافشاری کرده اند که این تندیس معشوقه ی اسکندر مقدونی، تاییس است.
اما تاییس کیست؟
برای روشن شدن شخصیت این زن، باید نگاهی به گذشته ی ایران باستان، هنگام یورش اسکندر مقدونی به ایران داشته باشیم ، الکساندر در میان مردم غرب قهرمانی بزرگ و بی نظیر شناخته می شود. اما در ایران شخصیتی بدنادم و ویرانگر است. در نوشتار های زرتشتی ، از او همواره به فرنام گجسته ، و همراه ضحاک و افراسیاب از کارگزاران اهریمن به شمار آمده است. اسکندر مقدونی مردی زاده ی مقدونیه بود.
پدرش فیلیپ نام داشت. مقدونیه بخشی از فرمانروایی یونان بود. ولی مردم یونان ساکنان مقدونیه را مردمی بربر می دانستند. فیلیپ پدر اسکندر ، برای فرزند خود آموزگارانی یونانی برگماشت تا با فرهنگ یونانیان بزرگ شود. اسکندر پس از مرگ پدر پادشاه مقدونی شد.
اسکندر جوانی جاه طلب بود و آرزوهای بزرگی در سر داشت.او برای ماجراجویی و گرفتن سرزمین های دیگر ، راه جهانگشایی و یورش به دیگر کشورها را در پیش گرفت. اگرچه یونانی ها، او را بربر می دانستند، ولی هنگامی که دیدند با گرفتن سرزمین های دیگر به دست او، دارایی زیادی به آتن سرازیر شد، با وی همراه شدند. بزرگترین و مهمترین جنگ اسکندر ،نبرد با امپراطوری بزرگ و گسترده ی هخامنشیان بود. نبرد اسکندر و پادشاه ایران، چند بار به عقب نشینی وی انجامید، سرانجام با تضعیف روحیه ی سپاه ایران ، ورق به نفع سپاه یونانیان برگشت و اسکندر،داریوش را در گستره ی گیل گمش شکست داد. بدین ترتیب فرمانروایی هخامنشیان پایان یافت.
اسکندر با شنیدن خبر شکست این امپراطوری بزرگ ، به سوی پارسه رفت و مردم آن شهر بی دفاع را تسلیم یافت . سپس فرمان به چپاول داد ، مهاجمان مقدونی بر مردم تاختند و آنچه را از شهر باقی مانده بود به یغما بردند. آنچه را هم که نمی توانستند بر زمین می کوفتند، گویند دارایی ها آن چنان فراوان بود که اسکندر را توان جابجایی آن همه نبود.
در شب پیروزی ، اسکندر و افسرانش در تخت جمشید ، کاخ باشکوه ایرانیان، به پایکوبی و شادمانی پرداختند. اسکندر همواره در سفرهای خود چندین زن بدنام و رقاص یونانی را به همراه می برد . یکی از این زنان تاییس بود ؛ کنیزی که در "آتیک" زاده شده بود و به شوند زیبایی چهره به دربار اسکندر راه یافته بود. وی که با آمدن شاهزاده ی اسیر ایرانی و دختر داریوش سوم ،"استاتیرا" جایگاه خود را در خطر می دید و تلاش می کرد انتقام خود را از او بگیرد.بنابراین تاییس در پی موقعیتی بود که غرور همه ی ایرانیان را بشکند و آنان را خوار و خفیف کند . در آن جشن، او چندان به اسکندر شراب خوراند که عقل او را زایل کرد و سپس از او خواست به انتقام نیایشگاه ی که در آتن به به دست خشایارشاه به آتش کشیده شده بود ، پرسپولیس را آتش بزند.تاییس ، آتشدان را به اسکندر داد و او هم پرده های حریر و جواهرنشان قصر را اتش زد. دیگران هم از آنها پیروی کردند و تخت جمشید به آتش کشیده شد.
بدین ترتیب شهری که بیش از یکصدسال برای ساختنش زمان گذاشته شده بود اکنون دیگر جز آوای شعله و ترکیدن چوب و فروریختن آوار صدای دیگری از آن شنیده نمیشد.
فردای آن روز، اسکندر بر روی تپه ای ایستاده بود و پشیمان به نتیجه ی کار خود می نگریست. سرانجام تاییس با همان اتشدان ویرانگر، همچنان بر آب های آتلانتیس ایستاده است.
نماد های مشابه تندیس آزادی
مشهورترین کپی تندیس آزادی با اندازه های کوچک تر ، در سرزمین سازندگان آن ، یعنی فرانسه جای دارد. این تندیس که رو به سوی اقیانوس اطلس و خواهر بزرگترش دارد ، در جزیره ی کوچکی بر روی رود "سن" در نزدیکی پل "گرنل" ایستاده است.
در میان سال های 1949 تا 1951 نزدیک به 200 نمونه مشابه تندیس آزادی به بلندای 2.5 متر از سوی پیشاهنگان آمریکا ساخته شد و به شهر های گوناگون این این کشور پیشکش شد، در درازای این سال ها بسیاری از این تندیس ها تخریب یا گم شده اند ، اما هنوز هم نزدیک به صد تندیس آزادی که البته نسبت به نمونه ی اصلی دقت و ظرافت کمتری دارند، در گوشه و کنار آمریکا وجود دارد. شهر های "اوزاکا" و "توکیو" در ژاپن ، "بوردو" و "کولمار" در فرانسه و "ویسنه" در نروژ شهر های دیگری هستند که نسخه های کوچک تری از تندیس ازادی را در خود جای داده اند. همچنین در موزه ی متروپولیتن نیویورک نیز یک تندیس آزادی از جنس برنز نگهداری می شود.
تندیس آزادی در روزگار معاصر
نخستین بازسازی و مرمت گسترده ی تندیس ازادی ، در سال 1986 و اندکی پیش از صدمین سالگرد نصب آن در مکان کنونی اش انجام شد. در این عملیات، لایه ای از طلا روی تندیس ازادی کشیده شد. در پی این مرمت ، اکنون آتشدان تندیس ازادی برفراز بندر نیویورک درخشش دوچندانی دارد. پس از یورش های تروریستی 11 سپتامبر در نیویورک، تندیس و جزیره ی آزادی به روی بازدیدکنندگان بسته شد تا سامانه ی امنیتی آن به روز رسانی شود . در 20 دسامبر همان سال ، جزیره برای بازدید بازگشایی شد اما ورود به گستره و پایه ی تندیس همچنان ممنوع بود تا این که سرانجام در 3 اوت 2004 ، ورود بازدیدکنندگان به پایه ی تندیس و موزه ای که در زیر آن قرار دارد و تاریخچه ی ساخت تندیس را نشان می دهد ، آزاد شد . با این حال ورود به درون تندیس آزادی و رفتن به تاج تندیس ، همچنان ممنوع است.
"برگرفته از هفته نامه امرداد"
نامه ی محرمانه ی احمدی نژاد به علی آبادی برای جلوگیری از پخش برنامه ی نود پس از انتخابات
فردوسی بزرگ می فرماید :
داغش کن همه ببیند چه بی خردیه
آموزش زبان ترکی استانبولی
برای دوستانی که آشنایی مختصری با زبان ترکی استانبولی دارند جهت پیشرفت و یادگیری بهتر این زبان مجموعه آموزشی را در 21 قسمت به صورت فایل صوتی فشرده برای دانلود راحتترآن ارائه داده ایم که این مجموعه وهر قسمت از درسها به صورت مکالمه می باشد که با گوش دادن و تمرین و تکرار به راحتی می توانید نسبت به یادگیری این زبان اقدام نمائید . البته این درسها برای افرادی می باشد که آشنایی کم و بیش با این زبان را دارند در غیر اینصورت نمی توان با این مجموعه کاملا این زبان را یاد گرفت چون این مجموعه کامل و جامع نمی باشد .
با آرزوی مووفقیت برای تمام دوستداران کشور ترکیه

Emir ak
آموزش زبان ترکی استانبولی(0)
آموزش زبان ترکی استانبولی(1)
آموزش زبان ترکی استانبولی(2)
آموزش زبان ترکی استانبولی(3)
آموزش زبان ترکی استانبولی(4)
آموزش زبات ترکی استانبولی(5)
آموزش زبان ترکی استانبولی(6)
آموزش زبان ترکی استانبولی(7)
آموزش زبان ترکی استانبولی(8)
آموزش زبان ترکی استانبولی(9)
آموزش زبان ترکی استانبولی(10)
آموزش زبان ترکی استانبولی(11)
آموزش زبان ترکی استانبولی(12)
آموزش زبان ترکی استانبولی(13)
آموزش زبان ترکی استانبولی(14)
آموزش زبان ترکی استانبولی(15)
آموزش زبان ترکی استانبولی(16)
آموزش زبان ترکی استانبولی(17)
آموزش زبان ترکی استانبولی(18)
آموزش زبان ترکی استانبولی(19)
آموزش زبان ترکی استانبولی(20)
مقدمه
اجازه بدهید یک چیز را واضح بگوییم: چیزی به اسم برنزه شدن بی خطر وجود ندارد. وقتی زیر آفتاب می خوابید خودتان را در معرض مشکلات زیر قرار می دهید:
- ایجاد لک روی پوست و پیری زودرس پوست
- ایجاد سوختگی های دردناک
- ایجاد سرطان پوست
امسال 10 هزار مورد جدید از سرطان پوست گزارش شده است که اکثر آنها مربوط به افرادی بوده که زیر آفتاب مراقبت خوبی از پوست خود نداشته اند. اما چطور می توانیم تقریباً و نسبتاً بی خطر برنزه شویم؟
زبان آنرا بیاموزید
اولین قدم این است که با برخی واژه ها و اصطلاحات خاص این موضوع آشنا شوید. تعریف کردن واژه "برنزه کردن" آنقدرها هم بی استفاده نیست. برنزه شدن زمانی اتفاق می افتد که پوست پرتوهای فرابنفش (که معمولاً اشعات UV نامیده می شود) را جذب کند. در واکنش به این اشعات، پوست ماده ای به نام ملانین تولید می کند که لایه بیرونی پوست را تیره می کند. بااینکه خیلی ها تصور می کنند که برنزه شدن ما را سالمتر نشان می دهد اما درواقعیت برنزه شدن نشانه این است که پوست آسیب دیده است. درست مثل مراحل اولیه سوختگی است.
"شاخص UV" واژه ای فرضی است که به راه تعیین میزان اصابت اشعات UV به سطح زمین در یک زمان خاص از روز توسط دانشمندان اطلاق می شود. UV نوری نامرئی است که همیشه وجود دارد اما در درجات و شدت های مختلف. در کل دو نوع اشعه UV وجود دارد: UVA و UVB. هر دو آنها بد هستند به همین دلیل حتماً مواد برنزه کننده تان باید در برابر هر دو آنها محافظت داشته باشد.
شاخص واقعی از 0 تا 10 تعیین می شود، به همین دلیل روزی که قصد آفتاب گرفتن دارید بد نیست که از شبکه های هواشناسی شاخص UV آن روز را چک کنید. هرچه رقم بالاتر باشد یعنی میزان قرار گرفتن شما در معرض پرتوهای فرابنفش یشتر خواهد بود. بنابراین در روزهایی که شاخص UV بالاست باید خیلی مراقب خورشید باشید. اگر به مدت زیادی زیر آفتاب بمانید، مطمئناً شدیداً سوخته و پوست خواهید انداخت.
SPF یعنی عامل محافظت از خورشید. همه کرم های ضدآفتاب یک عددی بین 4 تا 30 ارائه می کنند و شما باید ببینید که کدام برای شما مناسب تر است. اکثر متخصصین پوست توصیه میکنند که از کرم های ضدآفتاب با SPF حداقل 15 استفاده کنید. اما میزان محافظتی که یک فرد نیاز دارد معمولاً به سابقه آفتاب گرفتن او بستگی دارد. برای مثال، افرادیکه رنگ پوست روشنی دارند حتماً باید از کرم هایی با SPF30 استفاده کنند درحالیکه برای آنها که رنگ پوست تیره تری دارند، ضدآفتاب با SPF 4 هم کافی است. بهتر است از متخصص پوست سوال کنید که چه میزان SPF برای پوست شما مناسب است. این اطلاعات را می توانید از داروخانه ها هم دریافت کنید.
احتمال خطر خود را ارزیابی کنید
ازآنجا که هدف شما برنزه شدن است نه سوختن، چند دقیقه را باید صرف ارزیابی میزان خطری که متوجهتان است بکنید.
اول باید تعیین کنید که چه نوع پوستی دارید. آنهها که پوست و چشم های روشن دارند باید بیشتر مراقب آفتاب سوختگی باشند. اکثر این افراد تا 15 دقیقه هم ممکن است بسوزند. هرچه تیره تر باشید، می توانید مقدار بیشتری از نور خورشید را بدون سوختگی تحمل کنید.
بعد باید ببینید تا چه میزان به خط استوا نزدیک هستید. نگران نباشید؛ لازم نیست طول و عرض دقیق را محاسبه کنید. همین کافی است که بدانید هرچه به خط استوا نزدیک تر باشید، احتمال سوختگی از آفتاب هم در شما بالاتر می رود.
وقتی به ارتفاعات بالا سفر می کنید نیز باید خیلی مراقب باشید. هر 1000 فوت که بالا می روید، پرتوهای UV 5 درصد افزایش می یابند.
لیستی از کلیه داروهایی که مصرف می کنید تهیه کنید. اکثر داروها حاوی مواد شیمیایی هستند که باعث می شود پوست به اشعه UVحساس تر باشد. برای مثال، آنتی بیوتیک ها، آنتی هیستامین ها، قرص های ضد بارداری، قرص های ضد افسردگی و اکثر داروهای مخصوص جوش و آکنه باعث می شوند پوستتان به جای اینکه برنزه شود، بسوزد. اگر تصور می کنید که برخی از داروهایی که استفاده می کنید جزء ایندسته از داروها هستند، باید از کرم ضد آفتابی با SPF بالاتر استفاده کنید.
برای جلوگیری از آفتاب سوختگی احتیاط کنید
هدف این است که ایمن و بی خطر برنزه شوید اما ازآنجا که می دانیم چنین چیزی غیرممکن است حداقل می توانیم ببینیم که چطور می توانیم از سوختگی جلوگیری کنیم. خیلی ها باور دارند که آفتاب سوختگی بعدها به برنزگی تبدیل می شود. این به هیچ وجه واقعیت ندارد. آفتاب سوختگی درواقع دسته ای رگ خونی شکسته شده است که روی برنزگی ایجاد می شود. بااینکه ابتلا به آفتاب سوختگی قبل از سن 21 خیلی بد است و احتمال ابتلا به سرطان پوست را بالا می برد اما آفتاب سوختگی در هر سنی می تواند خطرات جبران ناپذیری برایتان به همراه داشته باشد. این عوارض جانبی عبارتند از کم شدن رطوبت پوست، از بین رفتن قابلیت ارتجاعی پوست و ایجاد لک بر روی پوست. بنابراین اگر می خواهید سالم و بی خطر برنزه شوید باید برخی احتیاطات را مد نظر قرار دهید:
سعی کنید بین ساعت 10 صبح تا 4 بعدازظهر از خورشید دوری کنید چون در این ساعات اشعه UV در بیشترین حد است.
حتماً از کرم ضدآفتاب ضد آب استفاده کنید. اگر فکر می کنید چون ممکن است شنا کنید به ضد آفتاب نیاز ندارید باید در فکرتان تجدید نظر کنید. اشعات UV تا 9 فوت زیر آب نیز نفوذ می کنند.
هر 20 دقیقه یکبار ضد آفتاب خود را تجدید کنید.
حتی در روزهایی که به نظر ابری می رسند نیز ضدآفتاب بزنید چون ابرها فقط می توانند جلوی 20 درصد اشعات را بگیرند.
لباسهایی که می پوشید هممی تواند بر سوختن یا برنزه شدن شما تاثیر بگذارد. وقتی شنا می کنید بهتر است از لباسهای گشادتر استفاده کنید که شفاف نباشند. بهتر است از رنگ های روشن استفاده کنید چون رنگ های تیره نور خورشید را جذب می کنند. اکثر متخصصین پوست توصیه می کنند زیر آفتاب حتماً از کلاه استفاده کنید.
البته عینک آفتابی را نباید فراموش کنید. مهم نیست عینگ آفتابی که میخرید حتماً گران باشد فقط کافی است که از چشمانتان در برابر اشعات UVA و UVB محافظت کند. قرار گرفتن چشمها در برابر آفتاب می تواند موجود کم شدن بینایی و آسیب به قرنیه شود.
بد نیست سری به سالن های برنزه کردن بزنید
برای برنزه شدن مصنوعی لازم است که به یکی از سالن هایی که دارای چنین امکاناتی هستند رفته و برای مدت مشخصی در یک اتاق دربسته روی تخت های مخصوص سولاریوم بخوابید. در این تخت ها معمولاً از فن استفاده می شود که خیلی گرمتان نشود. این روش راهکار بسیار خوبی برای برنزه شدن است بدون اینکه نگران آفتاب سوختگی باشد. اما باز هم باید احتیاطاتی را مد نظر قرار دهید:
تمیزی و نظافت سالن اهمیت بسیار زیادی دارد و دقت کنید حتماً به سالن هایی بروید که تخت ها را ضدعفونی می کند.
سالن باید فرمی به شما داده تا توسط آن نوع پوستتان را آنالیز کند. پر کردن این فرم کمتر از یک دقیقه زمان می برد و برای تعیین واکنش پوستتان به برنزه شدن استفاده می شود.
اگر از داروهای خاصی استفاده می کنید حتماً آنرا با کارکنان سالن درمیان بگذارید. این داروها ممکن است بر حساسیت شما به تخت های برنزه اثر بگذارد.
از عینک های مخصوص استفاده کنید. این عینک ها کاسه چشمانتان را محافظت کرده و از آنجا که پلک ها برنزه نمی شوند، متوجه نخواهید شد که اصلاً عینک روی چشمتان بوده است.
اکثر متخصصین پوست و سلامت اعتقاد دارند که تخت های برنزه احتمال ابتلای فرد به سرطان پوست را بالا می برند. وقتی فرد از این روش برای برنزه شدن استفاده می کند اکثر لایه های پوست او خیلی بیشتر از زمانی که آفتاب می گیرد تخریب می شوند. اما باز هم اگر می خواهید خود را در معرض چنین خطری قرار دهید، باید بگوییم که سولاریوم هم فوایدی دارند. شما می توانید نوع اشعه فرابنفشی که پوستتان دریافت می کند را تعیین کنید، دچار آفتاب سوختگی نخواهید شد و روند پیشرفتتان تحت کنترل خواهد بود.
از اتو برنز استفاده کنید
اتو برنزها به خاطر حالت مصنوعی که روی پوست ایجاد می کند کمتر مورد استقبال قرار می گیرد اما اخیراً با پیشرفت هایی که این محصولات داشته اند نتیجه بسیار بهتری عایدتان می کند. خیلی از این اتو برنزها حتی SPF هم دارند، به پوست آسیب نمی زنند، و می توانید همان رنگ برنز مورد علاقه تان را ایجاد کنید. این اتو برنزها به شکل ها مختلف نیز موجود هستند: ژل، لوسیون و اسپری. اما دقت کنید چون پوستتان رنگ برنز دارد دلیل نمی شود که از ضدآفتاب دیگر استفاده نکنید. هر زمان که خواستید زیر آفتاب بروید حتماً ضدآفتاب بمالید.
استفاده از اتو برنزها بسیار ساده است. ابتدا لازم است که پوستتان را لایه برداری کنید. یعنی همه سلولهای مرده روی پوست را از بین ببرید. اینکار باعث می شود ماده برنز کننده عمیق تر اثر کند. برای لایه برداری می توانید از محصولات مخصوص اینکار که در داروخانه ها و فروشگاه های آرایشی-بهداشتی موجود هستند استفاده کنید.
قبل از مالیدن اتو برنز روی پوست حتماً پوستتان باید کاملاً خشک باشد. اگر پوستتان رطوبت داشته باشد، ماده اتوبرنز خوب اثر نخواهد کرد.
هنگام استفاده از اتو برنز بهتر است از یک جفت دستکش جراحی، ترجیحاً لاتکس، استفاده کنید تا روی دستتان لک نیفتد. اگر از کرم های اتو برنز استفاده می کنید، سعی کنید کرم را رو به بالا روی پوست بمالید، به جز در قسمت سینه. در قسمت سینه بهتر است کرم را افقی بمالید تا پوشش بهتری بدهد. روی مفاصل، مثل زانو و آرنج مقدار کمتری از ماده اتوبرنز بمالید تا بیش از حد سیاه نشوند.
20 تا 25 دقیقه صبر کنید و بعد خواهید دید که انگار روزهاست که آفتاب می گیرید.
اوباما که برای ایراد یک سخنرانی درباره جهان اسلام به مصر سفر کرده است امروز پیش از حضور در دانشگاه قاهره به مدت نیم ساعت همراه با هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از مسجد قدیمی «سلطان حسن» در شهر قاهره دیدن کرد.
عصر ایران- باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، امروز پنج شنبه پیش از سخنرانی در دانشگاه قاهره از مسجد «سلطان حسن» بازدید کرد.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) اوباما که برای ایراد یک سخنرانی درباره جهان اسلام به مصر سفر کرده است امروز پیش از حضور در دانشگاه قاهره به مدت نیم ساعت همراه با هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از مسجد قدیمی «سلطان حسن» در شهر قاهره دیدن کرد.
حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر و خانم «ایمان عبدالفتاح»، یک تبعه آمریکایی – مصری، رئیس جمهور و وزیر خارجه آمریکا را در جریان این بازدید همراهی می کردند. کلینتون در طول بازدید از این مسجد یک روسری بر سر کرده بود.
گفتنی است مسجد سلطان حسن در سال ۷۶۲ هجری قمری برابر با سال ۱۳۶۱ پس از میلاد مسیح در شهر قاهره ساخته شده است.
در این مسجد چهار اتاق بزرگ طاق دار وجود دارند که به حیاط اندرونی باز میشوند و از آنها همچون شبستان و جایگاه موعظه استفاده میشود و نیز مدرسه ها و حجره های طلاب علوم و آرامگاه سلطان. ابعاد اصلی این مسجد ۱۵۰ در ۶۸ متر است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس و رویترز، تصاویری از بازدید اوباما و کلینتون از این مسجد را منتشر کرده اند:




شما هرچقدر هم آرام و ریلکس باشید مـمـکـن اسـت در طول روز به دلایل مختلف دچار اسـتـرس گـردیـد. ترافـیـک و شلوغی خیابان، کارهای زیـاد نـاتـمـامـی کـه بایـد انـجـام دهید، خرابی اتومبیل و کنکور مسائلی هستند که ممکن است موجب بروز استرس در شما گردند. نکته اینجاست که استرس باعث حـل مـشـکـل نـشــده و برعکس شما را از ادامه فعالیت صحیح باز می دارد. در این قسمت 5 روش ساده را جـهت کاهـش اسـتـرس بـخـصـوص در هـنـگـام کار، بیان میکنیم.
1- شمارش کنید
یک روش موثر برای برخورد با موقیعتهای استرس آور، شمارش تا عدد 10 است.ایـن کار کمک می کند از لحاظ فکری و روانی از آن لحظه استرس آور دور شده و 10 ثـانـیه بشما وقت می دهد تا از آن شرایط خود را رها کنید.فرض کنید این عمل، ریموت کنترل زندگی شما است. دکمه pause را میزنید. وقتی تا عدد 10 شمارش کـردید دوباره دکمه "play" را فشار می دهید. در نتیجه در وضعیت بهتری نسبت به قبل قرار خواهید گرفت.
2- موقتا" بگریزید
هنگامی که در خود احساس استرس شدید می کنید بهتر اسـت بـطور فـیزیکی خود را از محیط دور کنید. کمی قدم زده و نفسی تازه کنید. مدتی بـه داخـل شهـر رفـتـه و فـکر خود را از مسائل دغدغه آور رها کنید. البته منظور ایـن نـیست که کـلا" مـیدان را خـالی کنید، بلکه ترک موقعیت برای چند لحظه و مراجعت دوباره با فکری آزاد و تازه باعث رهای از استرس و انجام بهتر کارها خواهد شد. اگر در تـرافـیـک خـیـابـان گیـر کرده باشید، ترک موقیعت مشکل بـنـظر مـی رسـد. در ایـن شـرایـط رادیـو را روشـن و سـعـی کـنید که به موضوع دیگری غیر از تـرافـیک فکر کنید. اگر صدای اتومبیلهای دیگر شما را آزار می دهد، پنجره ها را ببندید.
3- شیئی را فشار دهید
معمولا" فشردن چیزی با دسـت بـاعـث کاهـش استرس و دغدغه خاطر می گردد. شما می توانید مثلا" یک حلقه تقویت کننده مچ دست بهمراه داشته باشیدو هنگام استرس آن را در دست خود فشار دهید.
4- سخت نگیرید
وقتی بدلیل موضوعی دچار استرس میـشـوید، از خـودتـان سؤال کنید که آیا آن موضوع اینقدر اهمیت دارد که بخاطرش دچار پریشانی شوید. واقعیت این است که اکثر مسائل روزمره که باعث ایجاد استرس می گردند تهدیدی برای زندگی بشمار نمیایند مگر اینکه مربوط به اموری از قبیل خانواده یا سلامتی افراد باشند. هرگـاه احـساس کـردید جلسه امروز آنطوری که انتظار داشتید نتیجه نداشته و یا متـوجـه لـکـی روی لبـاسـتـان شدید، دچار پریشان خاطری نگردید. اینها مسائل تعیین کننده زندگی نبوده و باعث بروز فاجعه نمیگردند.کمی راحت تر گرفتن موقیعتها باعث کاهش سطح استرس و فشارهای روانی ناشی از آن در شما میشود.
5- نفس عمیق بکشید
تنفس بجز داشتن اثرات حیات بخش میتواند در آرام نـمودن شما نیز بسیار موثر باشد. هنگام استرس نفس عمیق کشده و خود را از لحاظ جسمانی و روانی آرام کنید.
بدون استرس زندگی کنید!
▪ (راد استوارت
خواننده سرشناس انگلیسی در هایگیت در شمال لندن به دنیا آمد و پدر و مادرش روزنامهفروشی داشتند. راد استوارت مدتی با باشگاههای (سلتیک) و (برنت فورد) کار میکرد بعد (گورکن) شد. در اوایل دهه شصت با (ویز جونز) خواننده فولکور آشنا شد و به موسیقی روی آورد و یک خواننده خیابانی شد. او دور اروپا سفر میکرد و آواز میخواند و پول جمع میکرد. جالب است بدانید که یک بار به جرم ولگردی از اسپانیا اخراج شد.
▪ شون (دیدی) کومبز: هنرپیشه و خواننده آمریکایی (روزنامه پخشکن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شاید هرگز فکر نمیکرد این شغل آغازی برای رسیدن به وضعیت کنونی اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.
▪ (تری هچر
هنرپیشه هالیوود در پنج سالگی توسط شوهر خالهاش مورد آزار قرار گرفت و به همینخاطر مبتلا به مشکلات روحی شد. وقتی کمی بزرگتر شد به تحصیل در رشته بازیگری پرداخت ولی اولین شغل هچر در سال ۱۹۸۴ شغلی عجیب بود. او (تشویقکننده) تیم راگبی (سان فرانسیسکو )۴۹ بود و به خاطر آن پول میگرفت.
▪ (سیلوستر استالونه
همیشه آدم خشنی بود. او زمانی (جاروکش قفس شیرها) بود. در پانزده سالگی همکلاسیهایش میگفتند او بیش از همه احتمال دارد که زندگیش را روی صندلی الکتریکی به پایان برساند. او بعدها با فیلم (راکی) به شهرت جهانی دست یافت.
▪ (دن براون) نویسنده رمان معروف (رمز داوینچی) که قبل از ساخته شدن، فیلم آن به زبانهای مختلف ترجمه شده بود، در یک دبیرستان به (تدریس) مشغول بود.
▪ (جنیفر لوپز
مدتها قبل از آنکه به خوانندگی روی آورد و تبدیل به یک ستاره شود هر روز لباس سادهای بر تن میکرد و به دادگستری میرفت تا به شغل خود بپردازد چون او یک (مشاور قضایی) بود.
▪ (بیل موری
کمدین آمریکایی بیرون یک بقالی میایستاد و شاه بلوط میفروخت. او مدتی نیز پیتزافروشی کرده است.
▪ (راش لیمبو
مجری معروف رادیویی آمریکا کفش واکس میزد.
▪ (رابین ویلیامز
هنرپیشه و کمدین معروف و محبوب هالیوود پانتومیم خیابانی اجرا میکرد.
▪ (تامی هیل فیگو
از طراحان بنام و معروف لباس که لباسهای طرح او امروزه بر تن بسیاری از اهالی سرشناس هالیوود دیده میشود، زمانی که هیچ فروشندهای حاضر نشد شلوارهای جین طرح او را در مغازهاش بگذارد و به فروش برساند در کنار خیابان و پشت یک وانت آنها را میفروخت.
▪ (جری سینفلد
کمدین، هنرپیشه و نویسنده آمریکایی تلفنی لامپ میفروخت.
▪ (دمی مور
که سالهاست دوستدارانش برای گرفتن امضا از او هم به او دسترسی ندارند؛ زمانی برای یک مغازه ظروف کرایه کار میکرد.
▪ (جنیفر انیستون
پیشخدمت رستوران بود.
▪ (براد پیت) شوهر سابق جنیفر انیستون و همسر فعلی آنجلینا جولی یخچال حمل میکرد.
▪ (گارت بروکس
چند ماه قبل از اینکه رکورد جهانی را در موسیقی بشکند، فروشنده یک مغازه چکمهفروشی بود.
▪ (جک نیکلسون
بازیگر قدیمی هالیوود در پستخانه کار میکرد.
▪ (استفان کینگ
نویسنده، در یک مدرسه (سرایدار) بود و وقتی داشت کمدهای دانشآموزان را تمیز میکرد داستان اولین رمانش به ذهنش خطور کرد.
▪ (هریسون فورد
نجاری میکرد و به این کار خیلی علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتی داشته باشد به چوب و نجاری روی میآورد.
روانشناسی رنگها
تعریف رنگ
در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگهای قابل رؤیت تجزیه میشود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگهای دیگر نیست. آزمایشهای بعدی نشان داد که با ترکیب نورها میتوان رنگهای مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود میآورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی میگویند. بعضی از رنگها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی میکنند و نور سفید میسازند. این رنگها را نیز رنگهای مکمّل مینامند.تاثیرات رنگها از نظر روانشناسی
با وجودی که اثر رنگها تا حدودی ذهنی است و در مورد اشخاص مختلف فرق میکند امّا برخی از تاثیرات رنگها دارای معنی یگانهای در سراسر جهان هستند. رنگهایی که در طیف رنگها در ناحیه قرمز قرار دارند به عنوان رنگهای گرم شناخته میشوند که این دامنهاش از احساسات گرم و صمیمانه تا احساس خشم و عصبانیت متغیر است. رنگهایی که در ناحیه آبی طیف قرار دارند، رنگهای سرد نامیده میشوند و شامل آبی، ارغوانی و سبز هستند. این رنگها معمولاً آرامش بخشند امّا گاهی نیز ممکن است احساس غمگینی و بیتفاوتی را به ذهن آورند.روانشناسی رنگهای مختلف
روانشناسی رنگ سیاه
ـ سیاه تمام نورها در طیف رنگها را جذب میکند.روانشناسی رنگ سفید
ـ رنگ سفید، نماد معصومیت و پاکی است.روانشناسی رنگ قرمز
ـ رنگ قرمز، رنگ گرمی است که برانگیزاننده هیجانات قوی است.روانشناسی رنگ آبی
ـ آبی، رنگ مورد علاقه بسیاری از مردم و محبوبترین رنگ در بین مردان است.روانشناسی رنگ سبز
ـ رنگ سبز، رنگ سردی است که نماد طبیعت است.روانشناسی رنگ زرد
ـ رنگ زرد، رنگی گرم وشاد است.روانشناسی رنگ ارغوانی
ـ رنگ ارغوانی نماد وفاداری و ثروت است.روانشناسی رنگ قهوهای
ـ رنگ قهوهای، رنگی طبیعی است که برانگیزاننده حس قدرت و اطمینانپذیری است.روانشناسی رنگ نارنجی
ـ رنگ نارنجی، ترکیب زرد و قرمز است و به عنوان یک رنگ انرژیزا در نظر گرفته میشود.روانشناسی رنگ صورتی
ـ رنگ صورتی، در واقع همان رنگ قرمز کم رنگ است و معمولاً نشانگر عشق است.دولت جمهوری اسلامی ایران همیشه ادعای حمایت از مسلمانان و مظلومان را دارد.
سالهاست که در صدا وسیما چنین تبلیغ می شود که ایران کشوری است که در برابر ظالمان سکوت نمی کند.
هر زمان که اسرائیل به لبنان یا غزه حمله می کند ،برنامه های عادی قطع شده و تصاویر حملات بی رحمانه تجاوزگران صهیونیسم نشان داده می شود
پس از آن راهپیمایی به راه می اندازند ،آقای رئیس جمهور و سایر مقامات ایران ،بیانیه و سخنرانی های شجاعانه ای در اعتراض یه کشتار مسلمانان انجام می دهند.جنبش دانشجویی عدالت خواه سفارت کشورهای غربی را مورد تهاجم قرار می دهد و یا راهی فرودگاه مهرآباد شده و خواستار اعزام به غزه برای حمایت از مسلمانان می شوند.
اما من یک سوال از مسئولانی دارم که ادعا می کنند ایران ام القرای جهان اسلام است، دارم
این روزها صدها نفر از مسلمانان اورومچی و سایر شهرهای مسلمان نشین چین بدست دولت کمونیست چین قتل عام می شوند.در مقایسه با کشتار غزه ،وضعیت اورومچی بسیار بدتر است،بطوریکه اگر در جریان تهاجم اسرائیل به غزه روزانه حدود 20 نفر کشته می شد ،در حملات چینی ها به مسلمانان اویغور ،روزانه 70 نفر کشته می شوند.ضمن اینکه به خاطر دورافتاده بودن منطقه سین کیانگ ،دولت چین به راحتی اقدام به قتل عام می کند.
پس چرا اعتراض نمی کنید؟
چرا صداوسیما برنامه های عادی خود را قطع نمی کند و از مسلمانان مظلوم چین حمایت نمی کند؟
چرا آقای رئیس جمهور بیانیه و سخنرانی شجاعانه در محکومیت این قتل عامها انجام نمی دهد؟
چرا جنبش دانشجویی به اصطلاح مستقل عدالت خواه ،به سفارت چین حمله نمی کند و برای حمایت از مسلمانان راهی فرودگاه مهرآباد نمی شود تا به اورومچی اعزام شود؟
آیا باز هم همانند قتل عام شیعیان قره باغ بدست برادران!ارامنی فقط نظاره گر خواهیم بود؟
آیا دوباره مانند قتل عام 6000 نفر از مردم شیعه خوجالی بدست ارامنه ،سکوت خواهیم کرد؟
آیا باز هم مثل ،نسل کشی مسلمانان چچن بدست روسها ،دم بر نخواهیم آورد؟
فجایع قره باغ،خوجالی ،چچن و اینک سین کیانگ(اویغورستان)بسیار بدتر از غزه بودند ،چرا اعتراض نکردید و نمی کنید؟
آیا حمایت از مسلمانان و مظلومان فقط زمانی که با منافع شما سازگار باشد انجام خواهد شد؟
اگر چنین است مرگ بر ریاکارانی چون شما که حتی اسلام را هم برای منافع خود فدا می کنید
جایگاه تاریخی زبان و ادب فارسی در سین کیانگ
علی محمد سابقی
مقدمه:
منطقه سین کیانگ (ترکستان شرقی) با مساحتی بالغ بر 1664900 کیلومترمربع، تقریبا معادل سرزمین ایران و یک ششم کل مساحت چین واقع در غرب این کشور با جمعیتی بیش از20 میلیون نفر است که با هشت کشور از روسیه در شمال تا پاکستان در جنوب غربی جمعا 5600 کیلومتر مرز مشترک دارد.
ساکنان اصلی این منطقه عموما به زبان اویغوری تکلم کرده وپیرو آیین اسلام می باشند. این منطقه درواقع منتهی الیه حوزه ی فرهنگ ایرانی درشرق محسوب شده و درطول تاریخ از نظر سیاسی دستخوش تحولات و دگرگونی های گوناگونی بوده است. گاهی نوعی حکومت ایرانی بر این سرزمین حاکم بوده و در برهه ای تحت حاکمیت خانات آسیای مرکزی اداره می شده است.
در پاره ای از تاریخ حکومت های مستقل منطقه ای داشته و حاکمیت مغولان، تیموریان و چینی ها را در نوبتهای متوالی بر خود دیده است. چینی ها همیشه داعیه ی مالکیت بر این سرزمین را داشته و آن را منتها الیه ی مرزهای غربی خود خوانده و اویغورها نیز در دوران های مختلف آن را سرزمینی مستقل به حساب آورده و هنوز هم برخی از گروهای جدایی طلب داعیه ی استقلال آن را دارند. در زمینه ی اعتقادی هم ساکنین این منطقه مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته و از شمنیسم عبور کرده و در ادوار مختلف ادیانی همچون زرتشتی، مانوی، بودایی و از حدود هزار سال قبل نور اسلام بر این سرزمین تابیده و هم اکنون نیز دین اکثریت ساکنین این منطقه محسوب می شود.
از نظر گویش نیز، ساکنین این منطقه با دگرگونی های متعددی روبرو شده اند، زمانی زبان ایرانی شرقی و سغدی وزمانی زبان ترکی مغولی و جغتایی و از بیش از هزار سال پیش تا کنون نیز زبان آنان اویغوری است و اخیرا هم با تلاش حکومت مرکزی چین، با استفاده از تمهیدات گوناگون زبان چینی در حال تزریق شدن به این منطقه است. از نظر تنوع نژادی نیز اگرچه اکثریت ساکنان این منطقه را اویغورها تشکیل می دهند، ولی اقلیت های نژادی دیگری همچون تاجیک، ازبک، قزاق، مغول، هوی، تاتار، روسی و جمعیت انبوهی از نژاد هان که در دهه های اخیر توسط دولت مرکزی جهت تغییر جغرافیای جمعیتی به منطقه کوچانده شده و در آن جا سکنی گزیده اند.
منطقه ی سین کیانگ از نظر جغرافیای طبیعی، گذشته های تاریخی، زبان، فرهنگ، مذهب و حتی شکل و قیافه ی ظاهری مردم، هیچگونه قرابت و شباهتی با سرزمین چین ندارد ولی در عین حال در یک قرن گذشته از سوی دولت چین برای چینی کردن این منطقه تلاش های فوق العاده ای صورت گرفته که رساندن نرخ جمعیت "هان" نژاد آن از بیست درصد در نیمه ی قرن بیستم به حدود پنجاه درصد در اوایل قرن بیست و یکم یکی از این تلاش ها به حساب می آید.
در حال حاضر جمعیت ساکن در این منطقه بالغ بر 20 میلیون نفر است که حدود 51 درصد آن از نژاد اویغورو سایر نژادهای اقلیت و بقیه از نژاد هان می باشند . منطقه ی سین کیانگ اگرچه از نظر طبیعی به دلیل وجود شن زارها و صحراهای خشک متعدد و بزرگی همچون صحرای گبی ، کویر تکلمکان و زمین های لم یزرع فراوان، بیشتر سرزمین کویری به حساب می آید ولی از نظر معادن زیر زمینی، منطقه ای غنی است که بخش عمده ی معادن نفت و گاز چین در این منطقه واقع شده و دولت برای اکتشاف معادن منطقه اخیرا سرمایه گذاری های کلانی انجام داده است.
تنوع فرهنگی، نژادی، طبیعی، تاریخی و مذهبی موجود در منطقه از آن محیطی زیبا و دلپذیر ساخته که هر بیننده را به خود جذب کرده و جلوه های زیبایی از طبیعت و اقوام گوناگون را به وجود آورده است. تکثر فرهنگی و تنوع قومی و نژادی سین کیانگ، ریشه در عبور جاده ی تاریخی ابریشم از این منطقه دارد. عبور کاروان های متعدد تجاری و رفت و آمد گسترده ی هیئت های فرهنگی ـ تبلیغی از این منطقه که به منزله پنجره ورود به سرزمین چین محسوب می شود باعث شکل گیری فرهنگ ها، ریشه دواندن مذاهب گوناگون، و سکونت اقوام و نژاد های مختلف در آن گردیده است. هر آنچه از مناطق غربی چین به این سرزمین وارد شده و آنچه که از چین به سایر مناطق راه یافته است، بیشتر از گذرگاه های عبوری منطقه ی سین کیانگ صورت گرفته و این مبادلات منطقه را متأثر ساخته و بر زیبایی ها و تنوع فرهنگی آن افزوده است.
جایگاه تاریخی زبان و ادبیات فارسی در منطقه سین کیانگ
بر اساس اسناد و مدارک تاریخی، منطقه ی سین کیانگ پیش از سکونت مهاجرین مغول و اقوام ترک، سرزمینی ایرانی بوده که اقوام و قبایل ایرانی همچون سکاها، سغد ها و... با گویش زبانهای شرق ایران در آن به سر می بردند . در کتب تاریخی از سکونت شاخه هایی از اقوام آریایی در منطقه سین کیانگ نام برده شده که برخی از آنان دارای حکومت های محلی نیز بوده اند که رواج زبان سغدی از آثار ماندگار فرهنگ ایرانی قدیم در منطقه به شمار می آید.
عبور جاده ابریشم نیز از این منطقه موجب گردیده نژادهای گوناگونی با فرهنگ های مختلف در آن ساکن شوند و همزیستی مسالمت آمیزی داشته اند که تجمع فرهنگ های متنوع آسیایی بر غنای فرهنگی آن افزوده و در این بین زبان و فرهنگ ایرانی به دلیل سابقه طولانی و توسعه خود حرف اول را می زده است. در قرن نهم(840 میلادی) به علت بروز قحطی و خشکسالی و بحران اجتماعی در فلات مغولستان، تعداد زیادی از مغولها از محل سکونت خود مهاجرت و به سرزمین سین کیانگ وارد شدند که از اختلاط مهاجرین و سایر اقوام ترک با ساکنان بومی(سکاها- آریائی ها) نژاد جدیدی به وجود آمد که بعد ها به اویغورها معروف شدند. در اثر افزایش تعداد مهاجرین، جمعیت قبایل آریایی و ایرانی که که به زبان های شرق ایران صحبت می کردند، رو به کاهش گذاشت و کم کم در جمعیت غالب ذوب شدند.
بر اساس اسناد منتشره از سوی گروه تحقیقاتی پروسن که در اوایل قرن بیستم چهار بار به اکتشافات باستانی قدیمی در شهر قدیمی گائو چانگ در منطقه ی تورفان پرداخته اند، از سه گروه بزرگ مهاجر فارسی زبان که در قرن هشتم میلادی در منطقه ی سین کیانگ می زیسته اند، نام برده شده است:
1. فارس ها که در این اسناد از آنان به نام Parrig نام برده شده.
2. پارت ها که در اسناد تورفان Pan Lavaning نام برده شده.
3. سغدی ها که به نام Sog Dag نامیده شده اند.
همچنین آثار کشف شده از شهر باستانی مالیکوات Malikwat حاکی است که در این منطقه یک قوم ایرانی سکونت داشته که حکومتی به نام یو تیان Yu Tian را تشکیل داده و بیش از یکصد سال در این منطقه حکومت کرده اند. بر اساس گفته آقای دکتر ضمیر سعد اله زاده، محقق آکادمی علوم اجتماعی سین کیانگ که خود از نژاد تاجیک است، هنوز هم در منطقه ای بین یارکند و ختن گروهی از بازماندگان اقوام ایرانی ساکنند که از نظر فرهنگ و گویش زبانی بسیار به اقوام قدیمی شرق ایران شباهت دارند و لازم است که در این زمینه تحقیقات میدانی صورت گیرد. نقاشی ها و آثار کشف شده از قبرستان باستانی شهر گائو چانگ و اجساد مومیایی کشف شده از واحه های حوزه رودخانه ی تاریم که هم اکنون در موزه ی تاریخی شهر ارومچی مرکز سین کیانگ نگهداری می شود، و همچنین سکه های فراوان دوره های مختلف ساسانی که از این منطقه کشف شده نیز مؤید سکونت قبایل ایرانی و حاکمیت فرهنگ ایرانی در این منطقه است.
آثار بر جای مانده از آیین مانوی و زرتشتی در منطقه سین کیانگ به ویژه در غار هزار بودای تورفان و غار دون هوان دلیل دیگری بر حضور مستقیم فرهنگ ایرانی در این منطقه است.
گسترش زبان فارسی در منطقه ی سین کیانگ در قرن نهم میلادی
در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم میلادی و هم زمان با حاکمیت سلسله ی سامانیان(999-840) اسلام در منطقه ی سین کیانگ گسترش یافت و مردم اویغور زبان به آیین اسلام گرویدند. با توجه به این که در دوران سامانیان زبان فارسی در آسیای مرکزی رواج یافته بود به عنوان بستری برای گسترش اسلام در منطقه مورد استفاده قرار گرفت و مجددا فارسی جدید (دری) رونق یافت و تازه مسلمانان اویغور از طریق زبان فارسی با احکام شرعی و اعتقادات اسلامی به ویژه فرهنگ تصوف که فرهنگ غالب بین مسلمانان آسیای مرکزی بود، آشنا شدند.
همبستگی بین آیین جدید و زبان فارسی موجب گردید که تازه مسلمانان به ویژه فرهیختگان و بزرگان منطقه همزمان با آشنایی با اعتقادات دینی، زبان فارسی را نیز فرا گیرند و ادبیات غنی عرفانی زبان فارسی از جایگاه ویژه ای برخوردار گردد. در میان آثار کشف شده از شهر قدیمی گائو چانگ در نزدیکی تورفان، نامه ی یک تاجر سین کیانگی که به زبان فارسی برای خانواده اش نوشته بود نیز کشف شده است که نشان می دهد در قرن دهم زبان فارسی در منطقه به ویژه در میان علما و مراکز علمی آموزشی و مدارس دینی مورد استفاده بوده است.
نفوذ زبان و ادبیات فارسی در کتاب های " دیوان لغات الترک" محمود کاشغری و " دانش خوشبختی" یوسف خاص حاجب که در دوران دودمان قاراخان نوشته شده اند را می توان به خوبی مشاهده کرد. همچنین از سبک و سیاق کتاب " غوتاد قوبلیک" که مهمترین اثر کلاسیک ادبیات اویغوری است، می توان نتیجه گرفت که نویسنده ی آن "یوسف خاص حاجب" عمیقا تحت تأثیر "شاهنامه" قرار گرفته و در تألیف کتاب خود از آن تقلید کرده است . تأثیر و نفوذ ادبیات فارسی در کتاب "دروازه های حقیقت" و سایر آثار ادبی و هنری مشابه نیز آشکارا به چشم می خورد.
محمود کاشغری اندیشمند قرن یازدهم اویغور در "دیوان لغات الترک" خود ضمن تشریح واژه ی "تات " می گوید :" به نظر ترکها منظور از تات انسانی است که به زبان فارسی حرف می زند." و در یک ضرب المثل ترکی آمده است که : " بدون تات ترکی وجود ندارد همچنانکه بدون سر کلاهی نخواهد بود." یعنی بدون زبان و ادبیات فارسی زبان و ادبیات ترکی هم وجود نخواهد داشت . از گفته ی محمود کاشغری و ضرب المثل فوق رابطه ی بین دو ملت فارس و ترک و ادبیات آنان را به خوبی می توان درک نمود.
در بخشی از کتاب "دانش خوشبختی" یوسف خاص حاجب آمده است:
هر چند من مانند قیصر و کسری قدرتمندم
و مانند آدم و حوا بهشت بشر را خلق می کنم
هر چند من مانند اسکندر جهان را فتح می کنم
و همچون نوح هزار سال زنده می مانم
هرچند مانند حیدر شجاعت به خرج می دهم
و همچون رستم شجاعت جهانی دارم
اگرچه من همچون عیسی به آسمان عروج می کنم
و مانند انوشیروان عدالت می کنم
و...
در این ابیات اغلب قهرمانان مورد استفاده ی نویسنده، همان قهرمانان ادبیات فارسی هستند که در جای جای کتاب از آنان استفاده شده است.
در دوران سلطنت قراخان اولین حاکم مسلمان منطقه ی سین کیانگ، مدارس دینی در سراسر منطقه گسترش یافت که تعداد آنان بالغ بر 2263 باب بود و در تمامی این مدارس تدریس و آموزش زبان فارسی از دروس اصلی به حساب می آمد و در همین ایام بود که به منطقه ی خاش "بخارای دوم" می گفتند . از قرن یازدهم تا قرن پانزدهم زبان و ادبیات فارسی در ترکستان شرقی روز به روز توسعه یافت و در نتیجه به تأثیر گذاری زبان عربی به عنوان زبان دینی در مشرق زمین خاتمه داد و مستقیما با زبان ترکی که زبان اصلی ساکنین منطقه بود رقابت می کرد.
آموختن زبان فارسی در مدارس و مراکز آموزشی سین کیانگ به نوعی مهارت و دانش تبدیل شده بود که یادگیری آن برای فرهیختگان ضرورتی اجتناب ناپذیر گردید، و این روند تا قرن بیستم همچنان ادامه داشت. حتی در مدارس جدیدی که در اواخر قرن نوزدهم (1885 میلادی) با حمایت و هدایت برادران حسین تحت نام مدارس "حسینیه" تأسیس و راه اندازی شد نیز هر هفته آموزش زبان فارسی جزء دروس اجباری بود و این روند جسته و گریخته تا سال 1950 در منطقه پایدار بود.
فراگیران زبان فارسی تنها به آموختن این زبان نمی پرداختند بلکه ادبیات کلاسیک، نظم و نثر و حتی خوشنویسی زبان فارسی را یاد می گرفتند. به همین دلیل است که اکثر آثار مهم ادبیات کلاسیک هم مستقیما از زبان فارسی به زبان اویغوری ترجمه شده اند و هم توسط ادبا و شعرای منطقه به تقلید از آنان و به همان سبک و سیاق کتابهای ادبی و عرفانی و تاریخی تألیف کرده اند که تأثیر پذیری آنان از آثار زبان و ادبیات فارسی به وضوح مشخص است که در این جا به پاره ای از آنان اشاره می شود.
آثار ادبی تألیفی به زبان اویغوری همچون "داستانهای یوسف" به قلم شخصی به نام علی در قرن 13، "خسرو و شیرین" به قلم قطبی در قرن 14، "یوسف و زلیخا" به قلم دربک در قرن 14 و ترجمه ی کتابهایی همچون "سندباد نامه"، "گلستان"، "بوستان"، "ظفرنامه"، "منطق الطیر" و سرودن اشعار دو زبانه ی فارسی و ترکی توسط افرادی چون ابن محمدکاشغری، ابن هاشم، باریچداق، مولانا لطفی(1465-1366)، سرفی سرایی(قرن14) و احمد حق بیک(قرن 15) و دیگران نمونه های بارزی از تأثیر گذاری زبان و ادبیات فارسی در زبان و ادبیات اویغوری است.
پس از قرن پانزدهم ترجمه ی آثار ادبیات فارسی به زبان اویغوری در سین کیانگ به سرعت اوج گرفت و از قرن 15تا19 اکثر آثار ادبی فارسی توسط ادبا و مترجمان اویغور به زبان محلی ترجمه و منتشر گردید که این ترجمه ها علاوه بر فراهم کردن زمینه ی آشنایی هر چه بیشتز مردم منطقه با زبان و ادبیات فارسی، تأثیر به سزایی در توسعه و تکامل و غنی شدن زبان و ادبیات اویغوری داشت. در این دوران مترجمان از یک طرف آثار ادبیات فارسی را به اویغوری ترجمه کرده و از طرف دیگر فرهنگ و تاریخ منطقه را برای جوامعی که به زبان شرق ایرانی تکلم می کردند معرفی و آنان را به زبان فارسی برگرداندند.
برخی دیگر از اندیشمندان و شاعران نیز مطالب خود را به فارسی می نگاشتند. افرادی همچون:
سیدی (1554-1499)، رشید(1678-1514)، زلیخا بیگم (1608-؟)، میرزا حیدر(1554-1499)، اغلب آثار خود را به فارسی خلق می کردند. حتی در دوران های متأخر نیز افرادی همچون تاجری(1925-1856)،احمد ضیایی(1989-1913) که در سال 1936 شعر خود تحت عنوان "گل و مرغ چکاوک" را در شهر خاش به زبان فارسی سرود، همچنان به این روند ادامه دادند.
در سال 1687 ملاشاه هرجان نیمه ی نخست شاهنامه را برای اولین بار به صورت نثر به زبان اویغوری ترجمه کرد و کار وی را ملا خاموش آخوند در سال 1791 با ترجمه ی نیمه ی دوم آن به پایان رساند و تکمیل کرد. در سال 1836شخص دیگری به نام شاه محمد بن حاج نظام الدین مجددا متن کامل شاهنامه را به صورت نثر از زبان فارسی به اویغوری برگردانده و نام آن را "شاهنامه ی زبان ترکی" نهاد.
در سال 1787 محمد صادق رشیدی قابوسنامه را و در سال 1717 ملا محمد تیمور بنا به دستور بگام محمد کلیله و دمنه و در سال 1800 حاج یعقوب پارکندی چهار درویش امیر خسرو را و در سال 1887 آخوند حلیم الدین بهار دانش شیخ عنایت اله را از زبان فارسی به زبان اویغوری برگردانده و دهها مؤلف و مترجم دیگر تعداد زیادی از آثار فارسی را به اویغوری ترجمه و یا مشابه آن را به اویغوری خلق کرده اند. این نوع مبادلات و تأثیر گذاری زبان و ادبیات فارسی در زبان و ادبیات اویغور به حدی فراوان و رابطه بین آنان را به قدری تنگاتنگ نموده است که برای محققین و پژوهشگران زبان و ادبیات اویغور هر پژوهشی را بدون در نظر گرفتن زبان و ادبیات فارسی ناقص و غیر ممکن ساخته است.
پس از قرن چهاردهم و به دنبال لشگر کشی های چنگیز اوضاع سیاسی منطقه ی سین کیانگ متشنج و ناآرام و تداوم ستیز بین نسلهای بعدی وی برای کسب قدرت، حیات فرهنگی منطقه را دچار بحران کرد ولی به تدریج سین کیانگ روابط سیاسی خود را با آسیای مرکزی گسترش داد. در دوران حکومت جغتای، پسر چنگیز، زبان ترکی با زبانهای عربی و فارسی در هم آمیخت و زبان جدیدی به نام زبان "جغتایی" به وجود آمد که در آن دوران آثار فراوانی نیر به این زبان خلق گردید که در آن زبان هم تأثیر غیر قابل انکار زبان فارسی به چشم می خورد ولی در همین دوران نیز آثار و اشعار فراوانی به زبان فارسی به وجود آمد. علی شیر نوایی در کتاب معروف خود به نام مجالس النفایس از 355 شاعر ترک نام می برد که بین قرن های 14 و 15 می زیسته اند که از این میان تنها 30 نفر به زبان ترکی شعر سروده اند و بقیه همگی به زبان فارسی شعر می گفته اند.
در قرن شانزدهم (1678-1514) منطقه ی یارکند در وادی زرافشان در سین کیانگ تأسیس و اوضاع سیاسی- اجتماعی و اقتصادی منطقه تثبیت شد و رو به رشد نهاد. وضعیت فرهنگی منطقه نیز همزمان توسعه یافت و با ورود تعدادی از مسلمانان از کشمیر و گلگیت که آن ها نیز به زبان فارسی تکلم می کردند، موقعیت زبان فارسی مستحکم تر شده و نویسندگان بیشتری آثار خود را به زبان فارسی به وجود آوردندکه اندیشمندانی همچون خالق، حنیفی، خراباتی، آخوند ملا خوجه، ملا فاضل شاه خوجه و شاعره هایی همچون نفیسی، زلیخا بیگم از جمله ی این شخصیت ها محسوب می گردند .
در طول این دوران علاوه بر آثار ادبی که به فارسی ایجاد شد، تعدادی از مورخین همچون محمد جورس(1696-1629)، میرزا حیدر قل(1551-1500) کتابهای تاریخی مهمی همچون "تاریخ راشدی"، "منتخبات تاریخ" و "تواریخ" را به زبان فارسی نوشتند.
از اواخر قرن 17 تا اواسط قرن 18 که مجددا اوضاع سیاسی، فرهنگی و اقتصادی منطقه به خاطر درگیری های مختلف بحرانی شد، نه تنها در ایجاد آثار فرهنگی و ادبی به زبان فارسی وقفه ای ایجاد نشد، بلکه آثار جدیدی به آنان افزوده و تعدادی از آثار گذشتگان نیز اصلاح و ویرایش گردید. شعرای معتبری که در این ایام به دو زبان ترکی و فارسی شعر می سرودند عبارتند از:
مخزوم، سوسن والی، نباتی و شعرایی که فقط به زبان فارسی شعر می سرودند عبارتند از : مؤمن یارکندی، محمد رحیم کاشغری، محمد صدیق مسکین، ملا عزیزی، محمد امین صادر کاشغری و شعرای زن همچون بی بی مخزوم عزیز، زلفیا کاشغری، و اسماعیل حاجی که بیش از پانصد قطعه شعر به زبان فارسی سروده است . و در همین ایام بود که کتابهای تاریخی همچون "تذکره ی عزیزان"، "تذکره ی عبد المنان"، "نسب نامه سلیم شیخ بغرا خان" به زبان فارسی نگاشته شد و آثاری همچون "مجموعه المحققین"،" قصص الانبیا" و "روضه الصفاء" که قبلا نوشته شده بود مجددا توسط محققان اصلاح و ویرایش و باز ترجمه شد.
البته بعضی از شخصیت های ادبی و عرفانی اویغور نیز در تکمیل و تکوین برخی از شخصیت های ادبی و عرفانی ایران تأثیر به سزایی داشته اند که به عنوان نمونه می توان از سعد الدین کاشغری دانشمند فرهیخته ای که به علت درگیری های منطقه ای از کاشغر فرار کرده و پس از دوره گردی در آسیای میانه سرانجام معلم عبدالرحمن جامی می شود نام برد که در کتاب "تاریخچه ی تصوف" و "پیشگویان و اندیشمندان صوفی" جامی، طریقت سعدالدین کاشغری هم معرفی شده است.
همچنین برخی از ادبای زبان و ادبیات اویغور با استفاده از آثار و مضامین اندیشمندان ایرانی برخی از داستانها و افسانه های متعلق به زبان و ادبیات فارسی را نوسازی کرده و بعضا تحت عنوان های مشابه ولی با کمی تغییر و اضافه کردن، آثار جدیدی خلق کرده اند که از جمله این آثار و شخصیت ها می توان از" لیلی و مجنون" نظری،" بهرام و دل آرام ادیبی"، "اسکندر نامه" آخوند زاید بایی، "غار هزار بودا و فرهاد و شیرین" نیم سید که همگی اویغور و آثارشان نیز به اویغوری نوشته شده است نام برد.
حتی برخی ازآثار در زمان حیات خودشاعران ایرانی و یا اندکی پس از فوت ایشان درمنطقه رواج یافته و یا ترجمه شده و یا منشاء خلق آثاری مشابه به زبان اویغوری شده است. افرادی همچون شیخ اجل سعدی که خود به کاشغر نیز سفرکرده است از زمان حیاتش تاکنون مورد توجه مردم و ادبای اویغوری بوده و25 سال پس از وفات حافظ شیرازی شخصی بنام عبدالرحیم حافظ بیش ازهزار بیت غزل به زبان جغتایی و به سبک غزلهای حافظ می سراید که این آثار تحت تأثیرمستقیم و متاثر از اشعار حافظ سروده شده است.
عبدالرحیم حافظ خود می گوید: درسرودن این غزلها وارث فکر و فنون شعری و احساسات درونی حافظ بوده و در یکی از اشعارش می گوید:
حافظی که به زبان فارسی شعر می سرود،
دیگراز جهان درگذشته است.
حافظ امروز را ببین ،
که به ترکی شعر می سراید.
و یا شاعرانی همچون یرچانگ سعید، سلطان سعید خان ، عبدالله حیدرخان ، قدیر خان یرچانگ و میرزا حیدر درسرودن اشعار فارسی و جغتایی از سبک و غزلهای حافظ به کرات استفاده کرده اند. حتی در دوران سلسله سعیدخان اشعار حافظ بین مردم نیز متداول بود و غزلهای او درمساجد و مدارس دینی مرتب خوانده می شد.
خانم رلیخا بیگم شاعره ِی مشهور قرن شانزدهم با نهایت استادی و هنرمندی غزلیات حافظ را با همان سبک و وزن وقافیه به اویغوری ترجمه کرده است. این روند درچند سده ی اخیر همچنان ادامه داشته و هیچوقت ازیادها نرفته است.
مورد دیگری ازشاهکارهای ادبیات فارسی که به شدت مورداستقبال مردم این منطقه قرارگرفته و ضمن استفاده از آن موجب ایجاد سبک خاصی درآثار اویغوری شده است، خمسه نظامی گنجوی است. ازقرن پانزدهم تا نیمه ی قرن نوزدهم بیش از یکصد شاعر و ادیب اویغوری و ترک تحت تأثیرخمسه نظامی گنجوی اقدام به خلق آثاری تحت نام خمسه نموده اند که این امر نشانگر تأثیر عمیق این شاهکار زبان و ادبیات فارسی درمنطقه ی وسیعی از استان اویغورنشین سین کیانگ است. باتور آرسیدنف دانشمند اویغور قزاقستان می گوید : پدیده ی خمسه یک نهضت فراگیری در ادبیات شرق به وجود آورد، این اثر دایره المعارف بزرگ و پر دامنه وگنجینه ای از دانش و هنر است.
عبدالرحیم نظار شاعر قرن نوزدهم اویغور به تقلید از خمسه دو اثر طولانی تحت عنوان فرهاد وشیرین و لیلی و مجنون بصورت مثنوی به وجود آورد. همچنین در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم قربان علی هالیدی مورخ تاتاری که درشهر تاچنگ سین کیانگ زندگی می کرد تحت تأثیر خمسه کتاب تواریخ خمسه شرقی را تألیف کرد که درسال 1910 درشهر قازان روسیه به تاتاری به چاپ رسید و در آن پنج حادثه مهم تاریخی منطقه ی سین کیانگ شامل قیام مردمی ناحیه ی ایلی ، تاریخ مختصر قزاقها، قیام وشورش شهر تاچنگ، قیام عمومی منطقه جنوب سین کیانگ وتاریخ کشور فرگناخان بیان شده است.
وضعیت کنونی زبان وادبیات فارسی درسین کیانگ
اگر چه یادگیری زبان فارسی و آشنایی با فرهنگ ایران و ایجاد ارتباط با مراکز علمی-فرهنگی ایران در منطقه علاقمندان بسیاری دارد، ولی در حال حاضر آموزش زبان و ادبیات فارسی با همه ی سوابق درخشان و تأثیر گذاری در طول تاریخ، بنا به چند دلیل وضعیت خیلی مناسبی در این منطقه ندارد.
1. تلاش دولت مرکزی چین برای فاصله انداختن بین نسل جوان و جدید اویغور با گذشته ی فرهنگی، ادبی و تاریخی خود و جایگزین ساختن فرهنگ و زبان چینی از طریق مؤسسات آموزشی از سطوح ابتدایی تا آموزش عالی و سپردن مسؤلیت اغلب مراکز علمی-آموزشی منطقه به چینی های غیر اویغور،(اگرچه زبان آموزش در منطقه ی سین کیانگ به طور رسمی به زبان اویغوری است ولی فرصت های شغلی و مسئولیت های دولتی محلی بیشتر در اختیار کسانی گذاشته می شود که به زبان چینی آموزش دیده اند و اغلب تحقیق ها و پژوهش های مهمی که در این منطقه به زبان چینی صورت گرفته باشد بیشتر مورد تأیید و حمایت دولت مرکزی و مؤسسات ملی است تا آنها که به زبان اویغوری نوشته می شوند.)
2. تسلط بی چون و چرای رسانه های عمومی از قبیل رادیو، تلویزیون، روزنامه ها و مجلات و انتشار اغلب کتابها به زبان چینی(اگر چه هنوز بخش مهمی از کتب و نشریات منطقه به زبان اویغوری منتشر می شود.)
3. نبود استاد، کلاس و امکانات آموزشی برای فارسی آموزان و علاقمندان به زبان و ادبیات فارسی و عدم حمایت دانشگاهها از برگزاری کلاس های آموزشی زبان فارسی.(تنها یک استاد بومی به نام آقای دکتر ضمیر سعدالله زاده که از دانشگاه دوشنبه در تاجیکستان فارع التحصیل شده است به عنوان استاد زبان فارسی در این منطقه فعالیت می کند که به حکم یک دست صدا ندارد، قادر به پاسخگویی به همه ی نیازها در این زمینه نیست.)
4. اگرچه حدود چهل هزار نفر تاجیک زبان در منطقه ی تاشغور خان زندگی می کنند ولی به دلیل دور افتادگی از جهان زبان و ادبیات فارسی و استفاده از زبان تاجیکی خاص که قابل فهم برای فارسی زبانان نیست، امکان استفاده از این جمعیت برای گسترش زبان فارسی امروزه میسر نیست.
5. عدم توجه خاص ایران و مراکز علمی و آموزشی جمهوری اسلامی به این منطقه ی مهم به دلیل عدم آشنایی با زمینه های موجود و دور افتادگی منطقه از پکن مرکز جمهوری خلق چین.(در سال 1383 با تلاش رایزنی فرهنگی ایران در پکن، هیئتی از دانشگاه شیراز به منطقه سفر کرده و قرارداد همکاری های علمی و آموزشی با دانشگاه سین کیانگ امضاء نمودند که متأسفانه تا کنون هیچ کدام از بند های آن از جمله اعطای بورس تحصیلی در مقطع دکترا به یکی از اساتید دانشگاه سین کیانگ عملی نشده است. قرار بود پس از فارغ التحصیلی وی کرسی زبان فارسی در این دانشگاه دایر گردد.)
ولی با همه مشکلات موجود و بی مهری های صورت گرفته به زبان و ادبیات فارسی در منطقه ی سین کیانگ و دوری اساتید و دانشجویان و علاقمندان به این زبان از ایران، زمینه های بسیار مناسبی جهت احیا و گسترش زبان فارسی وجود دارد که به پاره ای ازآنان ذیلا اشاره می شود.
1. علاوه بر علاقه ی عموم مردم منطقه به ایران و زبان فارسی که به خاطر سوابق پر افتخار و پر رونق تاریخی و عشق و علاقه ی به مشترکات دینی، فرهنگی، مشتاق آشنایی هر چه بیشتر با فرهنگ و زبان ایرانی و دستاورد های ایران معاصر پس از پیروزی انقلاب اسلامی هستند، در مراکز علمی- پژوهشی کلیه ی اساتید و دانشجویانی که در رشته های تاریخ، ادبیات، باستان شناسی، جغرافی و... به امر آموزش اشتغال دارند به دلیل ارتباط موضوع، علاقمند به شرکت در کلاسهای آموزش زبان و ادبیات فارسی می باشند.
2. با توجه به اینکه حدود 35 درصد لغات و کلمات زبان اویغوری از زبان فارسی به عاریت گرفته شده است، یاد گیری زبان فارسی برای تعلیم و تدریس زبان اویغوری نیز مفید است. به همین خاطر یکی از مراکز آموزش عالی که علاقمند به همکاری با ایران جهت گسترش آموزش زبان فارسی است، دانشگاه تربیت معلم سین کیانگ است و تا کنون با همکاری رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پکن، دو دوره کلاس زبان فارسی دایر کرده است، اما این کلاسها پاسخگوی نیاز آنان نبوده و خواهان ارتباط مستقیم با یکی از دانشگاههای ایران جهت همکاری آکادمیک در این زمینه هستند.
3. با توجه به آثار و کتابهای فراوانی که در گذشته در این منطقه به زبان فارسی تألیف شده، هم اکنون دهها هزار نسخه کتب و اسناد خطی فارسی در مراکز دولتی و با خانه های مردم نگهداری می شود که به دلیل نداشتن کارشناس، امکانات و یا عدم آشنایی نسل های کنونی یا متن آنان بلا استفاده مانده و یا در حال نابودی می باشند. وجود این ذخایر عظیم فرهنگی-تاریخی مشترک، زمینه ی مناسب دیگری برای گسترش همکاری بین دو دولت و مراکز علمی-فرهنگی دو کشور است که بایستی برای حفظ و نگهداری و فهرست نویسی و احیانا تصحیح و چاپ و ترجمه آنان همت گمارده شود.اینجانب در سفری که به کاشغر داشتم در مغازه های اطراف مسجد جامع عیدگاه کاشغر، شاهد صدها جلد نسخ فارسی بودم که برای فروش به توریست های خارجی روی هم انباشته شده و آثار با ارزش آن توسط خریداران خارجی از منطقه خارج و بقیه در حال از بین رفتن بودند .
4. با توجه به فقر و محرومیت اقتصادی منطقه، دولت محلی و دولت مرکزی از هر گونه همکاری های اقتصادی و سرمایه گذاری و مبادلات تجاری استقبال می کنند. اقتصاد و همکاریهای اقتصادی بین ایران و سین کیانگ به ویژه منطقه ی خراسان علاوه بر منافع اقتصادی که برای هر دو طرف در پی خواهد داشت، می تواند زمینه ی مناسب دیگری برای همکاریهای علمی، آموزشی، فرهنگی و هنری باشد. در حال حاضر بخشی از کالاهای چینی که به صورت قاچاق از طریق مرزهای شمالی وارد کشور می شود، از منطقه ی سین کیانگ و با عبور از آسیای مرکزی به ایران می رسد. چنانچه بتوان مبادلات تجاری مستقیم ایجاد نمود علاوه بر جلوگیری از قاچاق کالا و خروج ارز برای اجناس بنجل و نا مناسب، همچون دوران جاده ی ابریشم می توان از این زمینه برای احیای میراث فرهنگی مشترک از جمله زبان و ادبیات فارسی هم استفاده نمود. البته قرارداد همکاری اقتصادی- فرهنگی بین استان سین کیانگ و خراسان چند سال قبل به امضاء رسیده اما اقدام عملی در این خصوص صورت نگرفته است.
5. ایجاد خط مستقیم هوایی و همکاری دو کشور در زمینه ی جهانگردی و مبادله ی گردشگر زمینه ی دیگری است که می تواند نقش به سزایی برای احیای زبان فارسی در منطقه داشته باشد.
6. آستان قدس رضوی و معاونت پژوهشی آن با توجه به ابزارهای لازم علمی و مادی که در اختیار دارد نیز می تواند نقش خوبی در این زمینه ایفا کند.
ادبیات معاصر فارسی نیز زمینه ی دیگری است که با ترجمه و نشر آن به زبان اویغوری می توان سیر توالی حضور ادبیات فارسی در منطقه را احیاء و از این طریق تأثیر گذاری لازم در زبان و نظم و نثر اویغوری را حفظ و همبستگی و وابستگی آن به زبان فارسی را افزایش داد.(با توجه به علاقه ی اساتید منطقه به زبان و ادبیات فارسی در دهه های گذشته برخی از آثار ادبی معاصر فارسی نیز با واسطه ی زبان های دیگر به اویغوری ترجمه و منتشر شده است.)
فهرست آثار کلاسیک و معاصر فارسی ترجمه شده به زبان اویغوری در دو دهه ی آخر قرن بیستم
خانم دکتر مهرای محمد علی استاد رشته ی ادبیات اویغوری در دانشگاه سین کیانگ و از علاقمندان به زبان و ادبیات فارسی، در مقاله ای تحت عنوان "آخرین وضعیت ترجمه ی ادبیات فارسی به زبان اویغوری و پژوهش های صورت گرفته در این زمینه در دو دهه ی آخر قرن بیستم در سین کیانگ" فهرست بلندی از بخشی از آثار ترجمه شده ی فارسی را که در دهه های اخیر منتشر شده است ارایه و در مجله ی "پژوهش ادبیات ملی" به شماره ی 3 سال 2001 منتشر نموده است
ملت ما 

اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ایت الله بهجت درحین وضو گرفتن بیهوش می شوند که پس از بهوش آمدن علت را جویا می شوند که در جواب می فرمایند در همین لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است.
آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سیاسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است
گوش کردن موسیقی

ورود سگ به حرم امام رضا

چاه عریضه و شیشه مقدس مسجدجمکران

گوسفند مقدس شیبان

دیگ سمنوی مقدس در قم

زن ببر نمای قم

دستخط امام زمان

امام زمان پشت ناودان شهرک قدس


و نمونه دیگر و دیگر و دیگر
لنگه کفش خود را تقدیم امام زمان کنید شاید فرجی باشد

در بحثی با همین مضمون در کلوب با کلاسها
ملت ما 

اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ایت الله بهجت درحین وضو گرفتن بیهوش می شوند که پس از بهوش آمدن علت را جویا می شوند که در جواب می فرمایند در همین لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است.
آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سیاسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است
گوش کردن موسیقی

ورود سگ به حرم امام رضا

چاه عریضه و شیشه مقدس مسجدجمکران

گوسفند مقدس شیبان

دیگ سمنوی مقدس در قم

زن ببر نمای قم

دستخط امام زمان

امام زمان پشت ناودان شهرک قدس


و نمونه دیگر و دیگر و دیگر
لنگه کفش خود را تقدیم امام زمان کنید شاید فرجی باشد

در بحثی با همین مضمون در کلوب با کلاسها
فارسی زبانی عقیم، مقاله ای از دکتر باطنی
![]() |
|
فارسی زبانی عقیم
محمد رضا باطنی
دربارهً زیبایی، شیرینی، گنجینهً ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع بینی به مطالعهً توانایی های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعهً ما باشد؟ آیا در آن کاستی هایی یافت می شود، و اگر یافت می شود چگونه می توان آنها را برطرف ساخت؟
یکی از ویژگی های زبان، زایایی یا خلاقیت آن است. خلاقیت زبان را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد ( از جنبهً ادبی، نحوی، واژگانی و شاید هم از جنبه های دیگر). بحث ما دراینجا به خلاقیت یا زایایی در واژگان زبان محدود می شود. زایایی واژگانی به اهل زبان امکان می دهد تا همراه با تغییراتی که در جامعهً آنها رخ می دهد واژه های تازه بسازند و کارایی زبان خود را با نیازمندی های خود متناسب گردانند.
از نظر زبانشناختی، زایایی واژگانی به مبحث اشتقاق یا واژه سازی مربوط می شود ( ازاین پس" زایایی" به کار می بریم به جای زایایی واژگانی ). اشتقاق یعنی اینکه ما بتوانیم از اسم یا صفت فعل بسازیم. از فعل اسم یا صفت بسازیم و مانند آن. با اندکی تسامح می توان گفت اشتقاق یعنی گذر از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر. بنابراین، اگر بخواهیم به میزان زایایی یک زبان پی ببریم و احتمالا آن را با زایایی زبان های دیگر مقایسه کنیم، باید ببینیم در آن زبان با چه درجه از سهولت می توان از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر رفت. از میان تغییرات اشتقاقی گوناگون، آنکه از همه مهم تر است گذر از مقولهً اسم یا صفت به مقولهً فعل است، یا به بیان ساده تر، ساختن فعل از اسم و صفت است. دلیل این امر آن است که فعل خود از زایایی زیادی برخوردار است و می توان از آن مشتق های دیگری به دست آورد. مثلا" در زبان انگلیسی از ion " یون" که اسمی است از اصطلاحات فیزیک و شیمی فعل می سازند و سپس از آن مشتق های دیگر به ترتیب زیر به دست می آورند:
ion ionizable
ionize ionizability
ionized ionization
ionizing ionizer
و سپس از راه ترکیب این مشتق ها با واژه های دیگر اصطلاحات جدیدی می سازند:
ionization chamber
ionization energy
ionization potential
ionization track
ionizing radiation
ionized gas
به طوری که می بینیم، پس از اینکه ion با استفاده از پسوند ize به فعل تبدیل شد می تواند منشاء هفت مشتق یا واژهً جدید باشد که خود می توانند با واژه های دیگر ترکیب شوند و شش اصطلاح جدید بسازند که جمعا ۱۳ واژه و ترکیب می شود، واین به هیچ وجه پایان زایایی فعل ionize نیست.
اما ببینیم در زبان فارسی وضع چگونه است:
۱.در فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد.
۲.در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی نمی توان به طور عادی از اسم یا صفت فعل ساخت.
۳.شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند و از گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است.
۴.از این شمار اندک نیز بسیاری در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد.
۵.از "مصدرهای جعلی" فارسی، چه آنها که از اسم های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از واژه های عربی ساخته شده اند، مشتق به دست نمی آید. به بیان دیگر، مصدرهای جعلی زایایی ندارند.
۶.نتیجه: زبان فارسی، در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی برای واژه سازی علمی از زایایی لازم برخوردار نیست و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.
ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نکاتی را که فهرست وار در بالا برشمردیم با شواهد کافی همراه کنیم و در پایان نیز توصیه هایی را که مفید به نظر می رسند ارائه دهیم.
۱- گفتیم در فارسی فقط فعل های ساده هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد. اثبات این امر بسیار ساده است. به عنوان مثال فعل " نمودن " را در نظر بگیرید. ما از این فعل مشتق های زیادی به دست می آوریم: نمود، نمودار، نموده، نمونه، نما، نمایان، نمایش، نماینده ( و مشتق های دیگری نظیر: نماد، نمادین، نمادگری، نمایه، که به تازگی ساخته و رایج شده اند و نیز مشتق های درجه دومی نظیر: نمایندگی، نمایشگاه، نمایشنامه، نمایشی، که با افزودن پسوندی به مشتق های درجهً اول ساخته شده اند. ) با این همه " نمودن " به معنایی که سعدی در این شعر به کار برده است:
دیدار می نمایی و پرهیز می کنی
بازار خویش و آتش ما تیز می کنی
در گفتار و نوشتار امروزه بسیار کم به کار می رود تاجایی که می توان گفت این فعل از بین رفته یا در شرف از بین رفتن است. در زبان فارسی متداول فعل مرکب " نشان دادن " جانشین معنی متعدی آن شده و فعل های مرکب " به نظر آمدن " و " به نظر رسیدن " نیز جانشین معنی لازم آن شده اند. ولی این فعل های مرکب عقیم هستند و هیچ مشتقی از آنها به دست نمی آید. به بیان دیگر، اگر ما فعل سادهً "نمودن" را از اول نداشتیم و از همان آغاز این فعل های مرکب به جای آن به کار رفته بودند، امروزه هیچ یک از مشتق هایی که در بالا برشمردیم در فارسی وجود نداشت ( ۱ ).
به عنوان مثال دیگر می توان "فریفتن" و "فریب دادن" را مقایسه کرد. از "فریفتن" که مصدری ساده یا بسیط است می توان مشتق هایی به دست آورد: فریفته، فریفتگی، فریب، فریبا، فریبایی، فریینده، فریبندگی. ولی از "فریب دادن" که مصدری مرکب است مشتقی به دست نمی آید.
"فریفتن" در گذشته به صورت لازم و متعدی هر دو به کار می رفته است. ولی امروزه معنی لازم خود را بکلی از دست داده است و در معنی متعدی نیز کاربرد زیادی ندارد. بسامد یا فراوانی کاربرد " فریب دادن" از " فریفتن" بسیار بیشتر است، و اگر روند تبدیل فعل های ساده به مرکب همچنان ادامه یابد در آینده جانشین بلامنازع " فریفتن " خواهد شد.
۲- در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی به طور عادی نمی توان از اسم یا صفت فعل ساخت. زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و برای مفاهیم تازه نیز از همین الگو استفاده می کند. ذکر چند مثال موضوع را روشن خواهد ساخت. در انگلیسی از television فعل televise و در فرانسه فعلteleviser را ساخته اند.
درعربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفز، یتلفز. اما ما در فارسی می گوییم " از تلویزیون پخش کرد". در انگلیسی واژهً telephone را به صورت فعل هم به کار می برند. در فرانسه نیز از آن فعل telephoner را ساخته اند. در عربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفن، یتلفن. اما ما در فارسی از فعل مرکب " تلفن کردن " استفاده می کنیم. در انگلیسی از واژهً philosophy " فلسفه" فعل Philosophize و در فرانسه از philosophie فعلphilosopher را ساخته اند.
در عربی هم از فلسفه فعل می سازند و می گویند تفلسف، یتفلسف. اما ما در فارسی اگر مورد قبول واقع شود، می گوییم " فلسفه پرداختن" یا "به فلسفه پرداختن".
وقتی دکتر محمود هومن مصدر " فلسفیدن" را ساخت و در نوشته های فلسفی خود به کار برد، مورد پسند قرار نگرفت و آن را " دور از ذوق سلیم" دانستند. در انگلیسی از صفت polar فعل polarize و در فرانسه از صفت polaire فعل Polarizer را ساخته اند. در عربی نیز از قطب فعل می سازند و می گویند استقطب، یستقطب. ولی ما ترجیح می دهیم بگوییم " قطبی کردن" و مصدر " قطبیدن" را جعلی و مشتقات آن را "جعلیات" می دانیم. در انگلیسی از iodine "ید" فعل iodize و در فرانسه از iode فعل ioder را ساخته اند. در عربی نیز از آن فعل می سازند و می گویند یود، ییود. ولی ما در فارسی ترجیح می دهیم بگوییم "با ید معالجه کردن" یا "ید زدن به".
مثال های فوق کافی است که نشان دهد زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و فعل بسیط جدید نمی سازد. از فعل هایی که در انگلیسی و فرانسه و عربی ساخته می شوند، ونمونه های آنها در بالا ذکر شدند، به راحتی می توان مشتق های جدیدی به دست آورد، همان گونه که دربارهً مشتق های ionize در بالا مشاهده کردیم. ولی ما در فارسی به راحتی نمی توانیم از "عبارت های فعلی" خود مشتق های جدید بسازیم ( به طوری که از مثال ها نیز فهمیده می شود، در اینجا منظور ما از فعل مرکب، فعل های پیشوند دار نیست).
۳- شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند واز گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است. آقای دکتر خانلری در کتاب تاریخ زبان فارسی فهرست افعال ساده را "اعم از آنچه در متن ها مکرر آمده است و آنچه در زبان محاورهً امروز به کار می رود " (۲ ) به دست داده است.
در این فهرست فقط ۲۷۷ فعل وجود دارد. اما یک نگاه گذرا به فهرست مزبور نشان می دهد که تعداد زیادی از افعال درج شده نه در گفتار امروز به کار می روند و نه در نوشتار. فعل هایی از این قبیل: غارتیدن، آهیختن، اوباشتن، بسودن، چمیدن، خستن، خلیدن، سپوختن، زاریدن، سگالیدن، شکفتن، گساردن، کفیدن، طوفیدن، مولیدن، گرازیدن، موییدن، خوفیدن، و تعداد کثیری دیگر.
در واقع تعداد فعل های سادهً فارسی که فعال هستند، یعنی در گفتار و نوشتار به کار می روند، از رقم ۲۷۷ بسیار کمتر است. در سه بررسی جداگانه که سه دانشجوی رشتهً زبانشناسی ( ۳ ) در دورهً تحصیل شان در گروه زبانشناسی دانشگاه تهران انجام داده اند و فعل های ساده را از متن گفتار و نوشتار روزمره استخراج کرده اند، بالاترین رقم ۱۱۵ بوده است.
با افزودن فعل هایی که بسامد آن ها کمتر است، ولی هنوز در نوشتا ر به کار می روند این رقم بین ۱۵۰ و ۲۰۰ قرار می گیرد؛ یعنی در زبان فارسی حد اکثر ۲۰۰ فعل سادهً فعال وجود دارد که از آنها می توان مشتق به دست آورد!
دکتر خانلری پس از ذکر شمار اندک فعل های سادهً فارسی، در پانوشت صفحه ۲۵۸ همان اثر می نویسد: "مقایسه شود با شمارهً فعل ها در زبان فرانسوی که به ۴۱۶۰ تخمین شده است."
در زبان انگلیسی که گذر از مقولهً اسم به فعل بسیار آسان است و بسیار فراوان نیز رخ می دهد، تعداد فعل های ساده و زایا بسیار بیشتر است. من با مراجعه به فرهنگ انگلیسی Random House توانستم در بین واژه هایی که با پیشوند tele ساخته شده اند و فقط ۵/۱ صفحه از ۲۲۱۴ صفحهً این فرهنگ را تشکیل می دهند، ۱۶ فعل ساده پیدا کنم که همه دارای مشتقات خاص خود هستند.
اگر این نمونه برداری "مشتی نمونهً خروار" باشد، در این صورت می توان گفت در فرهنگ مزبور در حدود ۲۳۰۰۰ فعل ساده وجود دارد (۴).
اینکه فعل های ساده در فارسی کم اند و به تدریج جای خود را به فعل های مرکب می دهند توجه دیگران را نیز جلب کرده است.
محمد رضا عادل در مقاله ای با عنوان "فعل در زبان فارسی" در شمارهً بهار و تابستان ۱۳۶۷ رشد: آموزش ادب فارسی، چنین می نویسند: "همان گونه که گفته شد، افعال ساده روز به روز روی به کاهش دارد و استعمال افعال مرکب فزونی می یابد. این امر تا بدان پایه است که گاه در چند جملهً متوالی نشانی از فعل ساده نیست..." و نمونه هایی نیز در تایید گفته خود ارائه می کنند.
یک نمونه برداری از فعل های مرکب، فراوانی کاربرد آنها را در زبان فارسی نشان می دهد. در این پژوهش تقریبا سه هزار فعل مرکب به دست آمده است که از این تعداد، ۱۰۵۶ فعل آن با " کردن " ساخته شده اند مانند: آزمایش کردن، گود کردن، نامزد کردن و غیره ( ۵ ).
۴- از این شمار اندک فعل های فارسی که به ما رسیده اند نیز بسیاری در حال از بین رفتن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد ( ۶ ). قبلا گفتیم که فعل " نمودن " در حالت متعدی جای خود را به " نشان دادن " و در حالت لازم به " به نظر آمدن " و " به نظر رسیدن " داده است، که همه فعل های مرکب عقیم هستند. نیز گفتیم که در برابر فعل سادهً " فریفتن "فعل مرکب" فریب دادن " و " گول زدن " قرار دارند که کاربرد آنها بسیار بیشتر از " فریفتن " است و احتمال دارد در آینده این فعل ساده را بکلی از میدان به در کنند و جانشین آن گردند. در اینجا به چند نمونهً دیگر اشاره می کنیم.
فعل "شایستن" امروز بکلی از بین رفته و جای خود را به "شایسته بودن" داده است. مشتق های " شایسته "، " شایستگی "، " شایان " و " شاید" بازماندهً روزگار زایایی این فعل هستند.
فعل " بایستن " بکلی از بین رفته و جای خود را به فعل های مرکب " لازم بودن"، " واجب بودن " و نظایر آن داده است. " باید " ( و صورت های دیگر آن مانند " بایستی " و غیره ) و " بایسته " تنها بازماندگان این فعل هستند. فعل " خشکیدن " و متعدی آن " خشکاندن " بسیار کم و در بعضی از لهجه ها به کار می روند، و فعل های مرکب " خشک شدن " و " خشک کردن" جانشین آنها شده اند.
واژه های " خشک " ، " خشکه " و " خشکی " مشتق های بازماندهً این فعل هستند. فعل " گریستن " بسیار کم به کار می رود و جای خود را به " گریه کردن " داده است، و صورت متعدی آن " گریاندن " نیز جایش را به " به گریه انداختن" واگذار کرده است. واژه های " گریان " و " گریه " تنها مشتق های بازمانده از فعل " گریستن " هستند.
" آمیختن " تقریبا از استعمال افتاده است. معنی لازم آن بکلی از بین رفته و در معنی متعدی هم جای خود را به " مخلوط کردن " یا " قاتی کردن " داده است. واژه های " آمیزش " و " آمیزه " تنها مشتق هایی هستند که از این فعل باقی مانده اند. فعل " نگریستن " از استعمال افتاده و جای خود را به " نگاه کردن " و " مشاهده کردن " داده است.
صورت های " نگران "، " نگرانی " و " نگرش " مشتقات رایج این فعل هستند که باقی مانده اند. " شتافتن " دیگر به کار نمی رود و جای خود را به " عجله کردن"، " شتاب کردن"، " با شتاب رفتن " و مانند آن داده است، و "شتاب" و " شتابان " مشتق های بازماندهً آن هستند.
البته در زبان پهلوی نیز فعل های مرکب وجود داشته است، مانند "نیگاه کردن"، "ایاد کردن" به معنی "به یاد آوردن"، "به خاطر آوردن" ولی تعداد این فعل های مرکب بسیار کم و ناچیز بوده است( ۷ ).
کاربرد فعل های ترکیبی در فارسی کهن رایج شده و با گذشت زمان شتاب بیشتری گرفته است. آقای دکتر علی اشرف صادقی می نویسند: "این گرایش در دوره های بعد بسیار زیادتر شده... " و نیز " به نظر می رسد که زبان فارسی هنوز در مسیر این تحول پیش می رود. شاید امروز دیگرنتوان افعال مختوم به " ئیدن " را با قاعده شمرد، چه دیگر هیچ فعل جدیدی به این صورت ساخته نمی شود. برعکس، ساختن افعال گروهی با " کردن"، "زدن" و جز آن بسیار شایع است: تلفن کردن ( زدن )، تلگراف کردن ( زدن )، پست کردن و غیره. " ( ۸ ).
آقای دکتر خانلری در اثر یاد شده در صفحه ۳۳۱ می نویسند: "از قرن هفتم به بعد پیشوندهای فعل به تدریج از رواج افتاده و فعل مرکب جای آنها را گرفته است." و نیز در صفحه ۳۳۲ " فعل مرکب در فارسی امروز جای بسیاری از فعل های ساده و پیشوندی را گرفته است.
شمارهً بسیاری از فعل های ساده در فارسی جاری امروز بکلی متروک است و به جای آنها فعل مرکب به کار می رود... ". دکتر خانلری سپس فهرست ۵۲ فعل سادهً آشنا را که بکلی متروک شده اند به دست می دهد.
گرایش به ساختن فعل های مرکب آنقدر زیاد است که در برابر مصدرهایی که از اسم یا صفت ساخته شده اند و به آنها " مصدر جعلی" می گویند نیز اغلب فعل مرکبی وجود دارد مانند " جنگ کردن " در برابر " جنگیدن"، "خم کردن" یا "خم شدن" در برابر "خمیدن"، " ترش شدن" در برابر "ترشیدن" و غیره.
امروز صورت مرکب این فعل ها کاربردی بسیار بیشتر از صورت بسیط آنها دارد، به طوری که می توان گفت صورت بسیط آنها تقریبا از استعمال افتاده است.
دربارهً علت این گرایش یعنی ساختن فعل مرکب، با قطعیت نمی توان چیزی گفت. ولی احتمال می رود که از لحاظ تاریخی ساختن فعل از واژه های قرضی عربی، مانند رحم کردن، بیان کردن و غیره، اگر نه تنها علت، لااقل یکی از علل عمدهً آن بوده باشد. ظاهرا ساختن فعل مرکب از واژه های دخیل عربی به تدریج گسترش یافته و به واژه های فارسی نیز سرایت کرده تا جایی که تنها الگوی ساختن فعل در فارسی شده است ( ۹ ).
۵- چنان که قبلا گفته شد، در زبان فارسی امروز گذر از مقولهً اسم و صفت به فعل معمول نیست، یعنی نمی توان از اسم و صفت فعل بسیط ساخت. به رغم اینکه بعضی از فعل هایی که از این راه ساخته شده اند قرن هاست در فارسی رایج هستند و بزرگان ادب فارسی نیز آنها را به کار برده اند، مانند " دزدیدن "، " طلبیدن "، با این همه بسیاری از ادبا و دستور نویسان آنها را " مصدر جعلی " می نامند ، که خود نشانهً اکراه و ناخشنودی آنها از این نوع افعال است ( ما برای اجتناب از کاربرد این اصطلاح، فعل هایی از این دست را " فعل تبدیلی " می نامیم و منظورمان این است که اسم یا صفتی به فعل تبدیل شده است.).
مادهً فعل تبدیلی می تواند اسم یا صفت فارسی باشد، مانند " بوسیدن" و "لنگیدن" و نیز می تواند از اصل عربی باشد، مانند " بلعیدن". ساختن فعل های تبدیلی در گذشته بیشتر معمول بوده و با ذوق فارسی زبانان سازگاری بیشتری داشته است، به طوری که شمار زیادی از آنها را در آثار قدما می بینیم که فعلا از استعمال افتاده اند. مثلا " تندیدن"، " خروشیدن " ( ۱۰ ) و بسیاری دیگر:
بتندید با من که عقلت کجاست
چو دانی و پرسی سوالت خطاست
بوستان سعدی
ز مرغان چون سلیمان قصه بشنید
بتندید و بجوشید و بکالید
بلبل نامهً عطار
خروشید گرسیوز آنگه بدرد
که ای خویش نشناس و ناپاک مرد
فردوسی
ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم
حافظ
ولی نباید تصور کرد که فارسی زبانان امروز اصلا فعل تبدیلی نمی سازند. چیزی که هست اکثر این فعل ها عامیانه هستند و کمتر به گفتار رسمی و از آن کمتر به نوشتار راه می یابند.
اینها نمونه ای از آن فعل ها هستند: سلفیدن، توپیدن، تیغیدن، پلکیدن، پکیدن، شوتیدن، ماسیدن، چاییدن، تمرگیدن، شلیدن، کپیدن، سکیدن ( به معنی نگاه کردن)، چپیدن، چپاندن، لنباندن، لمیدن، لولیدن، سریدن، چلاندن، قاپیدن، لاسیدن، و بسیاری دیگر.
آنچه برای بحث ما مهم است این است که از فعل های تبدیلی، چه آنها که از واژه های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از اصل عربی هستند، مشتق به دست نمی آید. این فعل ها، با آنکه ساده هستند، زایایی ندارند و جز معدودی که از آنها به اصطلاح "اسم مصدر شینی" ساخته شده است ( مانند: چرخش، غرش، رنجش ) بقیه مشتقی ندارند یا به ندرت مشتقی از آنها رایج شده است.
به بیان دیگر، فعل های تبدیلی نیز مانند فعل های مرکب عقیم هستند.
۶- نتیجه: تصویری که از زبان فارسی اکنون می توان به دست داد چنین است: درزبان فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که می توانند زایایی داشته باشند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد؛ تعداد این فعل ها در زبان فارسی به طور شگفت آوری کم است؛ از این شمار اندک نیز عده ای در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند؛ در زبان فارسی دیگر به طور عادی فعل سادهً جدید ساخته نمی شود، بلکه گرایش به ساختن فعل های مرکب است؛ فعل های مرکب و نیز فعل های تبدیلی هیچ کدام زایایی ندارند، یعنی نمی توان از آنها مشتقات فعل ساده را به دست آورد. زبان فارسی در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی این زبان برای واژه سازی علمی زایایی لازم را ندارد و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای رفع کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.
***
با این همه زبان فارسی می تواند یک زبان علمی باشد، به شرط اینکه کند و زنجیری را که ما به پای آن زده ایم باز کنیم. ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نشان دهیم که زبان فارسی زایایی لازم را بالقوه دارد. منتها ما این توانایی را از قوه به فعل نمی آوریم. ولی پیش از آنکه در این بحث وارد شویم، باید به چند نکته توجه داشته باشیم.
الف واژه های علمی برای مردم کوچه و بازار ساخته نمی شوند، بلکه برای جمعی کارشناس و اهل فن و دانشجویانی که در رشتهً خاصی تحصیل می کنند، ساخته می شوند. بنابراین اگر انتظار داشته باشیم که واژه های تازه را همه بفهمند و احتمالا خوششان هم بیاید، انتظار بیجایی است. شما یقین داشته باشید معنی ionize و دیگر مشتقات آن را که در آغاز این مقاله برشمردیم جز گروهی اهل فن، انگلیسی زبانهای معمولی نمی دانند و شاید هم هیچگاه نشنیده باشند.
ب برنامه ریزی زبانی ( language planning ) از کارهایی است که بسیاری از کشورها به آن دست می زنند. در برنامه ریزی زبانی آگاهانه در مسیر زبان دخالت می کنند؛ بعضی روندها را تند و بعضی دیگر را کند می کنند تا برآیند آن متناسب با نیاز جامعه باشد. برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید باید اضافه کرد که این دخالت ها از آن گونه نیست که مثلا مردم نباید بگویند "حمام گرفتن" بلکه باید بگویند "به حمام رفتن" و مانند آن، بلکه مسائلی درحیطهً برنامه ریزی زبانی قرار می گیرند که به خط مشی کلی زبان مربوط شوند: مثلا دادن پاسخ به این سوال که آیا در واژه سازی علمی باید فقط از عناصرزندهً زبان استفاده کرد یا می توان ریشه ها و پیشوندها و پسوندهای مرده را نیز احیا کرد و به کار گرقت؟ یا اینکه آیا می توان از عناصر قرضی در زبان فعل ساخت و مثلا گفت "تلویزیدن" ؟ و "تلویزیده" ؟ و مانند آن.
پ نکتهً مهم دیگر این است که مشکل واژه های علمی را باید یکجا و به طور خانواده ای حل کرد. مثلا اگر قرار باشد برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردیم و در انگلیسی همه از ion ساخته شده اند برابرهایی ساخته شوند باید شیوه ای به کار گرفت که نه تنها جوابگوی آن ۱۳ اصطلاح باشد، بلکه اگر به تعداد آنها افزوده شد نیز همچنان کارساز باشد.
با توجه به نکاتی که در بالا گفته شد اکنون راه هایی را که برای واژه سازیعلمی مفید به نظر می رسند به بحث می گذاریم. در واقع آنچه من میخواهم بگویم حرف تازه ای نیست؛ دیگران قبلا آنها را گفته و حتا عمل کرده اند. منظور من توجیه درستی راهی است که آنها رفته اند و بر طرف کردن سوء تفاهماتی که از این رهگذر در ذهن بعضی از افراد به وجود آمده است.
۱- مهم ترین راه و بارورترین روش برای ساختن واژه های علمی، ساختن مصدر تبدیلی یا به اصطلاح "مصدر جعلی" است. در فارسی نیز مانند انگلیسی، فرانسه، عربی و بسیاری از زبانهای دیگر باید از اسم یا صفت فعل بسازیم تا بتوانیم مشتقات لازم را از آن به دست بیاوریم و گره کار خود را بگشاییم.
تنها با ساختن فعل است که می توان مشکل واژه های علمی را به طور گروهی حل کرد. مثلا اگر از "یون" با پسوند فعل ساز " یدن " فعل "یونیدن"ساخته شود، می توان تمام برابرهای لازم را برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردم به دست آورد: یونیدن، یونیده، یوننده، یونش، یونیدگی، یونش پذیر، یونش پذیری، اتاقک یونش، انرژی یونش، پتانسیل یونش، ردِ یونش، گاز یونیده، تابش یوننده، ونیز بسیاری دیگر که ممکن است بعدا مورد نیاز باشند.
چنان که پیش تر گفته شد، این حرف تازه ای نیست: آقای دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی ( ۱۱ )همین پیشنهاد را می کنند، منتها ایشان معتقدند که مادهً فعل نیز باید از اصل فارسی باشد. پیش تر به دکتر محمود هومن و گرایش او به ساختن فعل های تبدیلی نیز اشاره کردیم. ولی نخستین کسی که به این فکر جامهً عمل پوشانید دکتر غلامحسین مصاحب بود که در دایرة المعارف فارسی افعالی مانند " قطبیدن "، "اکسیدن"، "برقیدن"، "یونیدن" را به کار برد والحق که به کار درستی دست زد.
امروز نیزگروه های واژه سازی در مرکز نشر دانشگاهی از همین خط مشی پیروی می کنند. در اینجا برای رفع سوء تفاهم بد نیست چند نکته را توضیح بدهیم.
الف من معتقد به "فارسی سره" که در آن هیچ واژهً عربی یا فرنگی نباشد، نیستم زیرا آن را غیر عملی می دانم. تلاش برای یافتن برابری فارسی برای "یون" کاری است عبث. ولی معتقد نیستم که "یونیزاسیون" و " یونیزه " و دیگر مشتقات آن باید در فارسی به کار روند.
زیرا زبان فارسی توانایی ساختن این مشتقات را دارد. از سوی دیگر، من معتقد به طرد واژه های متداول عربی در فارسی نیستم. بعضی از این واژه ها قرن هاست که در فارسی به کار رفته اند و امروز جزو واژگان زبان فارسی هستند، همان طور که تعداد کثیری از واژه های فارسی به صورت معرب در عربی به کار می روند و امروز جزء لاینفک زبان عربی هستند. "در مورد تاثیر زبان فارسی بر عربی از خود قرآن کریم سخن آغاز می کنیم. می بینیم کلمات فارسی فراوانی در این کتاب آسمانی آمده و باز می بینیم که برخلاف خوی ملی گرایی و تعصب عربها یا ایرانیان یا هرنژاد دیگری که می گویند باید زبان را از واژه های بیگانه پیراسته کرد، این کتاب آسمانی از کلمات غیر عربی و از جمله فارسیاستفاده کرده است." ( ۱۲ )
بنابراین وقتی صحبت از واژه سازی می شود نباید این توهم به وجود آید که منظور عربی زدایی است.
ب بعضی از ادبای ما وقتی رواج واژه هایی نظیر "قطبیدن" را ( که در برابر polarize به کار رفته ) و یا " قطبش" و نظایر آن را می بینند دچار تشویش می شوند که "این جعلیات زبان شیرین فارسی را خراب می کنند، به گنجینهً پر ارزش ادب فارسی لطمه می زنند، رابطهً ما را با بزرگان ادب فارسی چون حافظ و سعدی قطع می کنند، در آثار قدما کی چنین چیزهایی آمده است؟ " و نگرانی های دیگری از همین دست.
در پاسخ این بزرگواران باید گفت: اولا " قطبیدن" از نظر ساخت هیچ فرقی با " طلبیدن" ندارد که عنصری و ناصرخسرو و خیام و سعدی و مولوی و حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی آن را به کار برده اند ( نگاه کنید به مدخل "طلبیدن" در لغت نامهً دهخدا). ثانیا واژه هایی مانند polarize ، iodize ، ionize و نظایر آن نیز در آثار بزرگان ادب انگلیسی مانند شکسپیر و میلتون و بایرون و جز آن دیده نمی شوند. ولی ساخته شدن این مصدرها در زبان انگلیسی و دهها مشتقی که از آنها به دست می آید هیچ زیانی به گنجینهً ادب زبان انگلیسی وارد نکرده است.
امروز شور و شوق برای خواندن آثار شکسپیر شاید بیش از روزگاری باشد که این واژه ها ساخته نشده بودند. در واقع این دو قضیه هیچ ارتباطی با هم ندارند. ثالثا چنان که پیشتر گفته شد و شواهدی نیز در تایید آن آورده شد، زبان عربی که در نظر بسیاری از مردم زبان متحجری است، اصطلاحات علمی را به باب های مناسب می برد و مشتق های لازم را از آنها به دست می آورد.
اگر چنین است، پس چرا ما از توان زبان فارسی استفاده نکنیم، فعل های تبدیلی نسازیم، و مشتق های لازم را به دست نیاوریم؟ در این میان کار واژه سازی زبان انگلیسی از همه جالب تر و آموزنده تر است. زبان انگلیسی واژهً ion را ( که به معنی "رفتن" است ) از یونانی عاریه می گیرد و در معنای علمی کاملا جدیدی به کار می برد. سپس پسوند ize را که از طریق لاتین از یونانی به دست آورده است بر آن می افزاید و فعل ionize را می سازد. در مرحلهً بعد، پسوند able را که از طریق فرانسه از لاتین به ارث برده به آن اضافه می کند و صفت ionizable را می سازد، و هیچ کس هم ایرادی نمی گیرد.
ولی ما بعد از قرن ها هنوز می گوییم "طلبیدن" مصدر جعلی است، و اجازه نمی دهیم در زبان فارسی فعل جدیدی ساخته شود، آن هم با پسوند فعل سازی که متعلق به خود زبان فارسی است!
باری، نگرانی های ادبای ما گرچه از روی دلسوزی است، ولی ریشه در واقعیت ندارد. شاید وقت آن رسیده باشد که برچسب "جعلی" و "جعلیات" از روی واژه های تازه پاک شود. اگر جز این کنیم، فارسی از لحاظ واژگان علمی زبانی عقیم باقی خواهد ماند.
۲- یکی دیگر از راه هایی که باید برای واژه سازی علمی مورد استفاده قرار گیرد، بهره گرفتن از مشتقات فعل هایی است که هم اکنون در فارسی به کار می روند، یعنی ساختن مشتق از راه قیاس، اعم از اینکه آن مشتق ها در گذشته به کار نرفته باشند یا فعلا متداول نباشند: مثلا ساختن " نوشتار" به قیاس "گفتار" یا "رسانه" به قیاس "ماله" و مانند آن.
دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی جدولی از ده فعل فارسی به دست می دهد که از هر کدام می توان بالقوه هفت مشتق به دست آورد که جمعا هفتاد صورت می شود. او می نویسد: "از هفتاد صورتی که دراین جدول داریم می بینیم که چهل و پنج صورت را به کار نمی بریم در حالی که به همهً آنها نیازمندیم. اکنون به آن بیفزایید صدها واژهً همکرد ( مرکب ) را که با آنها نساخته ایم و هزارها واژهً دیگر را که می توانیم تنها از این چند ریشه با گذاشتن پیشوند و پسوند های گوناگون... بسازیم."
از زمانی که دکتر مقدم این سخنرانی را ایراد کرد ( سوم دی ماه ۱۳۴۱ ) و بعدا به صورت دفتری چاپ شد تاکنون سه صورت از آنهایی که به کار نمی رفته به کار افتاده اند: نوشتار، ساختار، و سازه ( مهندسی سازه ).
ما امروزه صفت " کُنا " را به کار نمی بریم، در حالی که از " کُن + آ " ساخته شده است مانند: گویا، شنوا، روا، توانا و جز آن. از این گذشته این صفت در گذشته به کار رفته است: " اگر اندر ذات وی بود، وی پذیرا بودی نه کنا " ( ۱۳ ) . همچنین است کنایی که به قیاس
" توانایی"، " گویایی " و مانند آن ساخته شده است، و در گذشته نیز به معنی " کنندگی " به کار رفته است. نیز فعل " کنانیدن " در گذشته به صورت متعدی سببی به کار رفته است ( ۱۴ ). حال با استفاده از این امکانات زبان فارسی ما می توانیم مشکل یک گروه از اصطلاحات شیمی را چنین حل کنیم:
کناننده activating کنا active
کناننده activator کنایی activity
کنانش activation کنانیدن activate
انرژی کنانشی activation energy کنانیده activated
منظور از این مثال این نیست که بگوییم اصطلاحاتی که شیمیدان ها در فارسی به کار می برند غلط است و باید آنها را دور بریزند و در عوض این مجموعه را به کار برند؛ بلکه منظور از آن نشان دادن امکانات ناشناختهً زبان فارسی و به ویژه نشان دادن اهمیت قیاس در واژه سازی علمی است. در مثال بالا، " کنا "، " کنایی " و " کنانیدن " همه قبلا در فارسی به کار رفته بودند. ولی فرض می کنیم که هیچ کدام از آنها به کار نرفته بودند. در آن صورت نیز ما می توانستیم همین مجموعه را یا نظایر آن را از روی قیاس بسازیم و به کار ببریم. حتا اگر ناچار بودیم می توانستیم این مجموعه را با واژه ای از اصل عربی بسازیم: فعال، فعالایی ( یا فعالیت )، فعالانیدن، فعالاننده، فعالانش، فعالانشی، و اشتقاق های لازم دیگر.
ما باید خود را با نیازهای واژه سازی علمی بیشتر آشنا کنیم. باید این حرف را فراموش کنیم که ساختن " مصدر جعلی " جایز نیست. باید از این فرض نادرست دست برداریم که کاربرد واژه امری است "سماعی" و نه قیاسی.
زبانی که قدما به کار برده اند جوابگوی نیازهای آن روز جامعهً ما بوده است. ما می توانیم و باید اندوخته ای را که آنها برای ما گذارده اند دست مایه قرار دهیم، ولی نمی توانیم تنها به آن اکتفا کنیم. باید کند و زنجیری را که ندانسته به پای زبان فارسی زده ایم باز کنیم و بگذاریم زبان همگام با نیازها و تحولات شگرف جامعهً امروز آزادانه پیش برود. اینجاست که نیاز به وجود یک فرهنگستان علوم کاملا احساس می شود، فرهنگستانی که با چشم باز به جهان واقعیات نگاه کند و بتواند سنجیده و خردمندانه گام بردارد.
یاداشت ها
۱- فرهنگ معین یکی از معانی "نمودن" را انجام دادن، عمل کردن، و کردن ضبط کرده است، همان گونه که امروز به کار می رود. مثلا: "تسلیم نمودن" به جای "تسلیم کردن". دکتر معین یادآور می شود که بعضی از محققان این کاربرد را درست نمی دانند، ولی اضافه می کند: " باید دانست که بزرگان آن را استعمال کرده اند:
پس سلیمان آن زمان دانست زود
که اجل آمد، سفر خواهد نمود
مثنوی
۲- ناتل خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، جلد دوم، پیوست شمارهً۱. بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۵۲.
۳- خانم پریوش غفوری، خانم اکرم شیرزاده فرشچی، و آقای دکتر عنایت الله صدیقی ارفعی.
۴- Random House Dictionary of the English Language, ۱۹۸۶
۵- ژاله رستم پور، پژوهشی دربارهً افعال مرکب، پایان نامهً فوق لیسانس زبانشناسی ۱۳۵۹.
۶- از بعضی از فعل های مرکب گاه مشتقی رایج شده است، ولی تعداد آنها بسیار اندک است.
۷- از آقای دکتر رحمت حقدان سپاسگزارم که مرا در گردآوری اطلاعات لازم که به زبان پهلوی مربوط می شد یاری کردند.
۸- صادقی، علی اشرف، " تحول افعال بی قاعدهً زبان فارسی "، مجلهً دانشکدهً ادبیات و علوم انسانی مشهد، شمارهً زمستان ۱۳۴۹.
۹- از گفتگو با آقای دکتر احمد تفضلی در این زمینه بهره مند شده ام. از ایشان سپاسگزارم.
۱۰- اکثر این شاهدها از لغت نامهً دهخدا گرفته شده اند.
۱۱- مقدم، محمد، آیندهً زبان فارسی، انتشارات باشگاه مهرگان، دیماه ۱۳۴۱.
۱۲- احمدی، احمد " ماهیت، ساخت و گسترهً زبان فارسی "، زبان فارسی، زبان علم، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵.
۱۳- نگاه کنید به مدخل های مربوط در فرهنگ معین.
۱۴- لغت نامهً دهخدا.
اگـر بـه قـلـه بـر آیـی و بـر فـرازی تـیـغ
درو فـتـد ز کـمـر «آفـتـاب شیـر سوار»
خواجوی کرمانی
خاستگاه بسیاری از اسطورهها و باورهای جوامع باستان و بازتاب آنها بر روی نگارهها و آثار هنری همان مردمان، از پدیدهای کیهانی یا زمینی در محیط پیرامونی آنان الهام گرفته شده است. پژوهش بر روی باورها و تجلی مادی آنها نشان داده است که آنها به تمامی فرآیند خلاقیت ذهن بشر نبوده و همواره حضور عاملی واقعی و ملموس در محیط زندگی انسانها، تأثیری چشمگیر در پیدایش و شکلگیری باورهای همگانی داشته است.
ترکیب توأمان «شیر و خورشید» در یادمانهای نگارین و متون ادبی ایرانیان و دیگر مردمان شرق باستان به فراوانی دیده شده است. در این ترکیب، نگارهای از شیر دیده میشود که پرتوهای خورشید، گوی خورشید، گردونه خورشید و یا خدا/ ایزد وابسته به آن بر پشت یا پهلوی او جای دارد و یا خورشید در میانه دو شیر خروشان جای گرفته است. چنین نقوشی از جمله بر اشیای مفرغین لرستان و سنگنگارههای هخامنشی دیده میشوند.
پرسش اینجاست که کدام پدیده در طبیعتِ پیرامون مردمان باستان موجب پیدایش این نگاره و باورهای وابسته به آن شده است؟ نگارنده گمان میدهد که این نگاره نیز به مانند بسیاری از آثار هنری و اعتقادی دیگر، ردی در آسمان و سرای کیهانی داشته باشد.
پر نورترین و بزرگترین ستاره صورت فلکی شیر/ اسد (Leo)، ستاره «قلبالاسد» یا «مَلَکی» (Regulus) است که گاه به نام صورت فلکی خود، «شیر» خوانده میشود. این ستاره درخشان و تا اندازهای آبی رنگ، یکی از فرخندهترین و گرامیترین ستارهها نزد ایرانیان دانسته میشده و نماد پادشاهی و شاهنشاهی بشمار میرفته است.
امروزه ستاره شیر در دامنه متوسط عرضهای جغرافیایی ایران در آخرین روزهای بهمنماه به آسمان سرشبی میرسد و همزمان با غروب خورشید در افق شرقی پدیدار میشود. اما در حدود چهار هزار سال پیش این رویداد در آغاز زمستان رخ میداد و ستاره شیر که از آغاز تابستان به آسمان روزانه رسیده بوده و هرگز دیده نمیشده است، اکنون و در آغاز زمستان و همزمان با رسیدن خورشید به انقلاب زمستانی و شب یلدا، از افق شامگاهی سر بر میکشد و پدیدار میشود.
به عبارت دیگر، زمان زایش و تولد سالانه خورشید با زایش شیر همزمان بوده است. هنگامی که خورشید به هنگام انقلاب زمستانی در حال فرو رفتن در افق غربی بوده، در همان لحظه، ستاره درخشان شیر در حال برآمدن از افق شرقی بوده است. این ستاره جای خالی خورشید در آسمان را تا بامداد روز بعد پر میکرده است.
شیر و خورشید از این زمان به بعد به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر میشدهاند و شیر هر شب مقداری زودتر طلوع میکرده و در آسمان شامگاهی بالا و بالاتر میآمده است. پس از شش ماه و در نخستین روزهای تابستان، شیر و خورشید به مقارنه میرسیدند و خورشید «سوار بر شیر» میشد. یعنی در زمانی که خورشید به انقلاب تابستانی و اوج کمال خود رسیده است. از همین هنگام، شیر به آسمان روزانه رسیده و تا شش ماه از دیدهها پنهان میشد. شیر پس از این شش ماه ناپیدایی، دگرباره در آغاز زمستان و به هنگام زایش خورشید، هویدا میشود.
چنانکه میدانیم خورشید در فاصله انقلاب زمستانی تا انقلاب تابستانی، در حال اوج گرفتن و روزها در حال بلند شدن هستند. در حالیکه در فاصله انقلاب تابستانی تا انقلاب زمستانی، خورشید در حال افول و روزها در حال کوتاه شدن هستند. حضور و حرکت شیر در آسمان درست در هنگامی بوده که خورشید در وضعیت اوجگیری و گرم شدن و درخشانتر شدن بوده است. هنگامی که خورشید در وضعیت افول و سرد شدن بوده و از درخشندگیاش کاسته میشده، شیر نیز در آسمان دیده نمیشده است.
با توجه به ویژگیهای بالا، به نظر میآید که ترکیب و پیوستگی شیر و خورشید در فرهنگ و باورهای ایرانی از چنین رویداد کیهانی برگرفته شده است. مردمان باستان با مشاهده چنین پدیدهای، پیوندی میان شیر و خورشید احساس میکردهاند و توان و نیروی گرمابخشی و روشنایی خورشید را تحت تأثیر و یاری شیر میدانستهاند. آنان این باور را در نگارههای خورشیدی که بر پشت شیر جای دارد، نشان میدادهاند و آنچنان برایشان گرامی و فرخنده بوده است که نسلهای بعدی، نگارهای از آنرا به عنوان نشان ملی کشور برگزیدند.
بیشتر منابع تاریخی، مردمان امروزه ایران را بازماندگان آریاییانی میدانند که از سرزمینهای دوردستِ شمالی به سوی جنوب و سرزمین فعلی ایران کوچ کردهاند و مردمان بومی و تمدنهای این سرزمین را از بین برده و خود جایگزین آنان شدهاند.
تاریخ این مهاجرتها با اختلافهای زیاد در دامنه وسیعی از حدود 3000 سال تا 5000 سال پیش؛ و خاستگاه اولیه این مهاجرتها نیز با اختلافهایی زیادتر، در گستره وسیعی از غرب و شمال و مرکز اروپا تا شرق آسیا، حوزه دریای بالتیک، شبهجزیره اسکاندیناوی، دشتهای شمال آسیای میانه و قفقاز، سیبری و حتی قطب شمال ذکر شده است. دامنه وسیع این اختلافها، خود نشاندهنده سستی نظریهها و کمبود دلایل و برهانهای اقامه شده برای آن است.
اغلب متون تاریخی معاصر، این خاستگاهها و این مهاجرت بزرگ را تنها با چند جمله و عبارت کوتاه و مبهم و غیر دقیق به پایان رسانده و این مبادی مهاجرت را دقیقاً معرفی نکرده و آنرا بطور کامل و کافی مورد بحث و تحلیل قرار ندادهاند. در این متون اغلب به رسم نقشهای با چند فلش بـزرگ اکتفا شده است که از اقصی نقاط سیبـری و از چپ و راست دریای مازندران به میانه ایران زمین کشیده شده است.
از آنجا که میدانیم مهاجرتهای انسانی و جابجایی تمدنها در طول تاریخ همواره به دلیل دستیابی به «شرایط بهتر برای زندگی» بوده است، در دوران باستان این «شرایط بهتر» بویژه عبارت از آب فراوانتر و خاک حاصلخیزتر بوده است. اگر چنانچه بتوانیم دلایلی برای این گمان فراهم سازیم که در روزگار باستان ویژگیهای آبوهوایی و چشمانداز طبیعی در فلات ایران مناسبتر از روزگار فعلی بوده است؛ و از سوی دیگر مشخص شود که خصوصیات آبوهوایی در سرزمینهای شمالی ایران نامناسبتر از امروز و حتی روزگار باستان بوده است؛ میتوانیم مهاجـرت بـزرگ آریـاییـان به ایـران امروزی را با تردید مواجه کنیم و حتی احتمال مهاجرتهایی از ایران به نقاط دیگر جهان را مطرح سازیم.
از آنجا که رشد و ازدیاد جمعیت همواره در زیستبومهای مناسب و سازگار با انسان رخ داده است، بعید به نظر میرسد که جوامع کهن، سرزمینِ با اقلیم مناسب و معتدل ایران را نادیده گرفته و در سرزمینهای همیشه سرد و یخبندان سیبری، روزگار بسر برده و پس از آن متوجه ایران شده باشند. و همچنین میدانیم که در تحقیقات میدانی نیز سکونتگاههایی نیز در آن مناطق پیدا نشده است.
ما در این گفتار به این فرضیه خواهیم پرداخت که ایرانیان یا آریاییان «به ایـران» کوچ نکردند، بلکه این آریاییان از جمله همان مردمان بومی ساکن در ایران هستند که «در ایـران» و «از ایـران» کوچ کردند و پراکنش یافتند.
شواهد باستانزمینشناسی میدانیم که آخرین دوره یخبندان در کره زمین، در حدود 14000 سال پیش آغاز شده و در حدود 10000 سال پیش پایان یافته است. دورههای یخبندان موجب ایجاد یخچالهای بزرگ و وسیع در قطبها و کوهستانهای مرتفع شده و در سرزمینهای عرضهای میانی و از جمله ایران به شکل دورههای بارانی و بینبارانی نمودار میشود. دورههای بارانی همزمان با دورههای بینیخچـالی و دورههای بینبـارانی همزمان با دورههای یخچالی دیده شدهاند.
رسوبهای چالههای داخلی نشان میدهد که ایران در دورههای گرم بینیخچالی شاهد بارندگیهای شدیدی بوده که موجب برقراری شرایط آبوهوایی مرطوب و گسترش جنگلها در نجد ایران شده و در دورههای سرد یخچالی به استقبال شرایط آبوهوایی سرد و خشک میرفته است.
بدین ترتیب در حدود 10000 سال پیش، با پایان یافتن آخرین دوره یخبندان، شرایط آبوهوایی گرم و مرطوب در ایران آغاز میشود. شواهد باستانزمینشناسی نشان میدهد که با آغاز دوره گرم و مرطوب و عقبنشینی یخچالها به سوی شمال، به مرور بر میزان بارندگیها افزوده میشود. بطوریکه در حدود 6000 سال تا 5500 سال پیش به حداکثر خود که 4 تا 5 برابر میزان متوسط امروزی بوده است، میرسد. متعاقب آن آب دریاچههای داخلی بالا میآید و به بالاترین سطح خود میرسد و تمامی چالهها، کویرها، درهها و آبراههها پر از آب میشوند. این دورهای است که در اساطیر ملل مختلف با نامهای گوناگون و از جمله توفان عصر جمشید و توفان نوح یاد شده است.
افزایش بارندگی و طغیان رودخانهها یکبار دیگر در حدود 4500 سال پیش شدت میگیرد، اما بزودی بارندگیها پایان یافته و در حدود 4000 سال پیش خشکسالی و دوره گرم و خشکی آغاز میشود که در 3800 سال پیش به اوج خود میرسد و همانطور که پس از این خواهیم دید، این زمان مصادف با جابجایی بزرگ تمدنها در فلات ایران و افول و خاموشی بسیاری از سکونتگاهها و شهرها و روستاهای باستانی ایران است.
آبوهوای گرم و مرطوب دوران میان 10000 تا 4000 سال پیش، پوشش گیاهی غنی و جنگلهای متراکم و انبوهی را در سرزمین ایران و حتی در صحاری امروزی خشک و بیآب و علف ترتیب داده بوده است. در آن دوران گسترش جنگلها و عقبنشینی صحراهای گرم، سرزمین سبز و خرمی را در ایران بزرگ شکل داده بود و دشتهای شمال افـغانستان امروزی از سـاوانـاهای وسیع (جنگلهای تُـنک) و علفزارهای مرطوب پوشیده بوده است.
فراوانی دار و درخت در شمال افغانستان و بخصوص بخش غربی آن که بادغیس (در اوستا «وَئیتیگَئِس») خوانده میشود, در متن پهلوی بندهش گزارش شده است: ‘‘واتگیسان جایی است پر از دار و پر از درخت’’. این وضعیت اقلیمی شمال افغانستان در متون تاریخی عصرهای میانه نیز آمده است؛ مسعودی در مروجالذهب از بلخ زیبا با آب و درخت و چمنزارهای فراوان، یاد میکند؛ واعظ بلخی در فضائل بلخ از صد هزار درخت بلخ نام میبرد؛ نظامی عروضی از قول شهریار سامانی آنجا را به جهت خرمی و سرسبزی از بهشت برتر میداند؛ و فریه سیاح، مراتع بادغیس را بهترین مراتع تمام آسیا میداند. امروزه بخشهای وسیعی از بادغیس و بلـخ از صحاری خشک و شنهای روان تشکیل شده است. این شنهای روان و بیابانهای سوزان بویژه در پیرامون کرمان و سیستان با گستردگی هر چه بیشتر دیده میشوند؛ در حالیکه در متون تاریخی دو هزار سال پیش به جنگلها و چمنزارهایی در این نواحی اشاره شده است.
در این زمان سرزمین ایران دارای مراتع بسیار غنی و زیستگاههای انبوه حیات وحش بوده است. در این منطقه برکهها، آبگیرها و تالابهای طبیعی با آب شیرین که محل زیست انواع آبزیان و پرندگان بوده و همچنین جنگلهای وسیع و نیزارهای متراکم وجود داشته است.
بنابر دادههای بخشهای بالا در فاصله 10000 تا 4000 سال پیش، آبوهوای گرم و بارانی در سراسر فلات ایران حکمفرما بوده است که علاوه بر آن سطح زمین و رودها و همچنین مصب رودها پایینتر از امروز و سطح دریاچهها و آبگیرها بالاتر از سطح امروزی آنها بوده و در نتیجه همه چالههای داخلی، سرزمینهای پست کنار دریاچهها، درهها، کویرها و رودهای خشک امروزی از آب فراوان و شیرین برخوردار بودهاند و در سراسر ایران اقلیمی سرسبز با مراتع پهناور و فرآوردههای گیاهی و جانوری غنی وجود داشته و شرایط مناسبی برای زندگانی انسانی مهیا بوده است
شواهد باستانشناسی شرایط آبوهوایی گرم و مرطوب در مابین 10000 تا 4000 سال پیش را یافتهها و نشانههای باستانشناختی نیز تأیید میکند. از سویی بخش بزرگی از تپههای باستانی و سکونتگاههای کهن ایران از نظر زمانی به همین دوره 6000 ساله گرم و پر باران تعلق دارند و همه آنها در کنار کویرهای شورهزار، رودهای خشک و مناطق بیآب و علف پراکندهاند که این نشان از شرایط بهتر آبوهوایی در زمان شکلگیری و دوام آن تمدنها دارد. استقرار این تمدنها در کنار چالهها و کویرهای خشک و نمکزار، نشانه وجود آب فراوان و شیرین در آنها بوده است و خشکرودهای امروزی مجاور تپهها، آب کافی و زلال اهالی شهر یا روستا را تأمین میکرده است. از سویی دیگر درکنار دریاهای امروزی نشانهای از تپههای باستانی به چشم نمیخورد. تپههای باستانی در جنوب با ساحل خلیجفارس فاصلهای چند صد کیلومتری دارند که نشان میدهد در دوران یخبندان که سطح دریاهای جنوب پایینتر از سطح فعلی بوده، پس از بالا آمدن آب دریا، سکونتگاههای انسانی به زیر آب رفته است و در دوران بینیخبندان که سطح دریاهای جنوب بالاتر و همچنین سطح زمین پایینتر بوده و رسوبهای ناشی از سه رود بزرگِ کارون، دجله و فرات کمتر جایگیر شده بودند، آب خلیجفارس تا نزدیکیهای تمدنهای آنروز در شوش و سومر میرسیده است. کتیبههای سومری به روایت این نفوذ آبها به درون میاندورود پرداخته و از شهر باستانی «اریدو» به عنوان “شهری در کنار دریا” نام بردهاند. سکونتگاههای باستانی در شمال و در کرانه دریای مازندران نیز با ساحل فاصلهای دهها کیلومتری دارند، که نشان میدهد در زمان رونق آن باششگاهها، سطح دریای مازندران بالاتر از امروز بوده است. همچنین باقیمانده سدهای باستانی و از جمله سد و بندهای ساخته شده بر روی درهها و آبراهههای کوه خواجه در سیستان نیز نشانه بارندگیهای بیشتر در زمان خود است. این بندها آب مصرفی لازم برای نیایشگاهها و دیگر ساختمانهای بالای کوه خواجه را تأمین میکردهاند. امروزه نه تنها آن آبراههها، بلکه حتی دریـاچـه هـامـون نیز کاملاً خشک شده است. خشکسالیهای کوتاه مدت اخیر در ایران نشان داد که حتی چند سال کمبود بارندگی میتواند به سرعت دریاچهها و آبگیرها و رودهای بزرگ را خشک سازد و چرخه حیات و محیط زیست را در آنها نابود کند. خشک شدن دریاچه ارژن در فارس و زایندهرود در اصفهان نمونهای از این پدیده نگران کننده بود. نشانههای باستانشناختی، همچنین آثار رسوبهای ناشی از سیلهای فراوان در حدود 5500 سال پیش را تأیید میکند. به عنوان نمونه میتوان از حفاری قرهتپه توسط استاد میر عابدین کابلی در منطقه قمرود که با هدف ثبت دامنه دگرگونیها و تغییرات ناشی از طغیان آبها انجام شد، نام برد. بر این اساس در حدود 5500 سال پیش وقوع سیلهای مهیبی منجر به متروک و خالی از سکنه شدن کل منطقه قمرود و مهاجرت مردم به ناحیههای مرتفعتر مجاور شده است. علاوه بر اینها, وجود نگارههای روی سفال از غزال، فیل، گوزن، پرندگان وابسته به آب و آبزیان، و حتی لاکپشت، ماهی و خرچنگ، نشانه شرایط مطلوب آبوهوایی در زمان گسترش آن تمدنها بوده است. در اینجا باید به این نکته مهم نیز اشاره کرد که همزمان با دورهای که در فلات ایران شرایط محیط زیست بسیار مطلوب برای جوامع انسانی وجود دارد و از آن بهرهبرداری نیز میشود، در سراسر سرزمین سیبری و شمال آسیای میانه و شمال قفقاز که آن ناحیهها را محل کوچ و مهاجرت آریاییان به حساب میآورند، تنها چند نمونه معدود از گورپشته یا شواهدی از زندگی غیر یکجانشینی پیدا شده است که از جمله آنها میتوان از پناهگاههایی در بخشهای شمالی حوضه آبریز دریاچه آرال نام برد. در آن زمان، در آن سرزمینها تنها سرما و یخهای باقیمانده از دوره یخبندان حکمفرما بوده و آنچه پیدا شده عموماً متعلق به عصرهای جدیدتر و کوچ ایرانیان و اقوام دیگر به آن نقاط میباشد. شواهد اسطورهشناسی و متون کهن از نگاه اسطورهشناسی و متون کهن، افسانه توفان یادگاری از دوران پر باران و مرطوب گذشته است. در متون پهلوی و از جمله بنـدهش آمده است که «تیشتر» بارانی بساخت که دریاها از او پدید آمدند و همه جای زمین را آب فرا گرفت و خشکیهای روی زمیـن بر اثر بالا آمدن آب به هفت پاره یا هفت کشور تقسیم شدند. در وندیداد از دیوی بنام «مَهرَک اوشا» که در برخی نامههای پهلوی به «ملکوش» و در مینویخرد بنام «ملکوس» آمده، نام برده شده که دیوی است مهیب که به مدت چند سال زمین را دچار باران و تگرگ و برف و باد و باران میکند. به روایت وندیداد، اهورامزدا جمشید را از این آسیب آگاه میسازد و دستور ساخت جایگاهی بنام «وَر» را به جمشید میدهد تا هر یک از آفریدگان پاک آفریدگار، از مردم و مرغان و پرندگان و چارپایان و گیاهان و تخم گیاهان و آتش و هر آنچه زندگی مردمان را بکار آید را در آن جایگاه نگاه دارد و پس از سپری شدن هجوم این دیو و فرو نشستن توفان، از آن پناهگاه بدر آیند و جهان را دوباره آبادان سازند و از نیستی برهانند. این سرگذشت ایرانی به شکلهای گوناگونی روایت شده است. از جمله هندوان بر این اعتقادند که توفان بزرگ موجب گرفتاری «مانو» شد, اما «ویشنو» که خود را به شکل یک ماهی با شاخی بزرگ ساخته بود، کشتی او را راهنمایی کرد تا بتواند در «کوهستانهای شمالی» فرود آید. ویشنو خود قبلاً مانو را از توفان بزرگ آگاه کرده و به او فرمان مقابله داده بود. مانو به هفت دانشمند و یک جفت نر و ماده که از همه جانداران گیتی در کشتی داشت، فرمان داد تا از کشتی پیاده شوند و همراه با خشکیدن آبها در سرزمینها گسترده شوند. مانو تخم همه گیاهان را نیز با خود برداشته بود. عبارت «کوهستانهای شمالی» در داستانهای هندیانی که در سرزمینهای پیرامون رود سند (هند) و پنجاب زندگی میکردند، اشاره آشکاری است به کوچ آنان از کوهستانهای پـامیـر و بـدخشـانِ افغانستان امـروزی که از اصلیترین سرزمینهای ایرانی بوده است. روایت دیگری از توفان بزرگ، داستان توفان نوح است که قدیمیترین روایت شناخته شده آن به سومریان تعلق دارد و بعدها مورد اقتباس بابلیان و اکدیان قرار میگیرد و در کتاب عهد عتیق (تورات) هم تکرار میشود. سرگذشت توفان بزرگ و سیلابها، همچنین در تاریخهای سنتی چینیـان نیز آمده است. به موجب «کتابهای خیزران» در زمان «یـو» Yu ، مؤسس سلسله «شیـا» یا نخستین سلسله، سیلابهای عظیمی سراسر امپراطوری را تا بلندترین تپهها در بر گرفت. «یـو» با کمال شایستگی موفق به فرو نشاندن سیلابها در مدت سیزده سال میشود. شواهدی از وضعیت دریاهای باستانی در آثار ابوریحان بیرونی (همچون «تحدید نهایاتالاماکن») نیز به چشم میخورد. بیرونی هنگام شرح ساخته شدن آبراهه سوئز به فرمان پادشاهان ایرانی، از دریایی به جای سرزمینهای سفلای مصر یاد میکند؛ دریایی که وجود آن در آثار هرودت نیز نقل شده است. او اعتقاد دارد که در دوران پادشاهی میانه مصر، این دریا بحدی گسترش داشته است که کشتیها نه تنها در شاخابههای نیل، بلکه بر روی دشتهای خشک امروزی نیز ره میسپردهاند و هنگام عزیمت به ممفیس از کنار اهرام میگذشتهاند. افسانهها و روایتهای شفاهی نقل شده از زبان مردمان مناطق کویری مرکزی ایران، وجود دریایی بزرگ در جای کویر خشک امروزی را تأیید میکند. نگارنده داستانهای متعددی در شهرهای دامغان، ساوه، کاشان، زواره، میبد، نائین، یزد و بردسکن شنیده است که در اغلب آنها به دریای بزرگ، جزیرههای متعدد، بندرگاه و لنگرگاه و حتی به فانوس دریایی اشاره شده است. در ادامه، نگارنده به دو نکته دیگر تنها اشارهای میکند: نخست، روایت فرگرد دوم وندیداد و پهناور شدن زمین و گسترش مردمان بخاطر افزونی جمعیت در زمان جمشید و به سوی نیمروز و به راه خورشید، که به گمان نگارنده سوی نیمروز یا جنوب در اینجا اشاره به سوی تابش خورشید گرم نیمروزی و گرم شدن هوا است و نه اشاره به سمت گسترش جوامع انسانی، که در اینباره تعبیر “به راه خورشید”، سمت و سوی پراکنش که از «شرق به غرب» است را بهتر روشن میسازد. و دیگر، سرگذشت فریدون در شاهنامه فردوسی و تقسیم پادشاهی جهان بین سه پسرش ایرج و سلم و تور که اشارهای به مهاجرت ایرانیان از دل ایران به سوی سرزمینهای شرقی و غربی است. سلم و توری که بعدها و به موجب گزارشهای ایرانی به برادر کوچک خود تاختند و اشارهای است به یورش باشندگان سرزمیـنهای شرقی و غربی ایران به سرزمین مادری خود. اما پس از این دوران طلایی یعنی در حدود 4000 تا 3800 سال پیش خشکسالی و قحطی بزرگی به وقوع میپیوندد و دوره گرم و مرطوب جای خود را به دوره گرم و خشک میسپارد. در این زمان سطح آبها به سرعت پایین میرود و دریاچهها و رودهای کوچکتر خشک میشوند و سکونتگاههای انسانی را با بحرانی بزرگ مواجه میسازد. بحرانی که با کمبود آب آغاز شده و به سرعت تبدیل به کمبود مواد غذایی، رکود و نابودی کشاورزی، گسترش بیابانها، نابودی مراتع، از بین رفتن زیستبوم طبیعی و عواقب بغرنج آن میشود. این خشکسالی موجب میشود تا مردمان ساکن در ایران، مردمانی که پس از توفان بزرگ از کوهستانها فرود آمده و سرزمینهای پیشین خود را دگر باره آباد ساخته بودند، باز هم دگرباره و علیرغم میل قلبی خود، به دنبال یافتن سرزمینهای مناسبتر به جستجو و کوچهای دور و نزدیک بپردازند و بیگمان چنین رویدادهای نامطلوب طبیعی و کمبودهای نیازمندیهای انسانی، موجب اختلافها، درگیریها، جنگها و ویرانیها میشده است. درگیریهایی که وقوع آن مابین ساکنان واحهای کوچک و هنوز کم و بیش حاصلخیز، با تازه از راه رسیدگانِ جستجوگرِ آب و زمین، اجتناب ناپذیر است. این پیامدها را کاوشهای باستانشناسی تقریباً در همه تپههای باستانی ایران تایید کرده است: «پایان دوره زندگی انسان در حدود 4000 سال پیش و همراه با لایهای از سوختگی و ویرانی». نابودی و سوختگیای که نه فرآیند یورش آریاییان، بلکه نتیجه درگیریهایی بر سر منابع محدود نیازهای بشری بوده است و تا حدود 3500 سال پیش به طول میانجامد، صدها سالی که به جز معدودی تمدنهای جنوبغربی ایران و شهرهای میاندورود، به ندرت در تپههای باستانی آثار زندگی در این دوره را بدست میآوریم. این سالهای سکوت نسبی در سرگذشت ایران، شباهت زیادی به شرایط پادشاهی ضحاک در شاهنامه فردوسی دارد. در پایان این دوره و همزمان با آغاز عصر آهن یعنی در حدود 3500 سال پیش، بهبود وضعیت آبوهوایی به تدریج آغاز میشود و زمینه را برای گسترش وشکوفایی تمدنهای نوین ایـرانی فراهم میسازد که در حدود 2800 سال پیش به شرایط مطلوب اقلیمی پیشین خود دست مییابد. با توجه به نکات بالا مسئله کوچ آریاییان از شمال به سوی سرزمین فعلی ایران و آسیای میانه ممکن به نظر نمیرسد. آنچه بیشتر به ذهن نزدیک میآید، اینست که آریاییان همان مردمان بومیای هستند که از روزگاران باستان در این سرزمینی که از هر حیث برای زندگانی مناسب بوده است، زیستهاند و آثار تمدن آنان به فراوانی در این سرزمین دیده شده و در جای دیگری اثری از سکونت آنان به دست نیامده است. بدرستی که تغییرات فرهنگی و تمدنی عصر آهن نتیجه منطقی تکامل عصر مفرغ است و نه تحولاتی ناشی از ورود اقوام دیگر به منطقه. این آریاییانِ ساکن بومی ایران، هنگام افزایش شدید بارندگی دست به مهاجرت به سوی زمینهای مرتفع میزدند؛ و هنگام کاهش شدید بارندگی به زمینهای پست و هموار پیشین باز میگشتند. اینان پس از توفان بزرگ دستکم دو بار از دل ایران به سوی نقاط دیگر مهاجرت کردهاند: 1- یکبار پس از عقبنشینی دریاها و دریاچههای داخلی و خشک شدن باتلاقهای باقیمانده از توفان بزرگ، که از کوهستانهای مجاور به سوی جلگهها و دشتهای رسوبی هموار و حاصلخیز، کوچ کرده و فرود آمدند؛ که در نتیجه، این مهاجرتها کوچی «عمودی»، از ارتفاعات به سوی دشتها و وادیها بوده است. زمان آغاز این جابجاییها در میانه دوره گرم و مرطوب، و پس از پایان بارندگیهای شدیدِ موسوم به توفان عصر جمشید یا توفان نوح، و حدود 5500 سال پیش بوده است. به عنوان نمونهای از اینگونه مهاجرتها میتوان از دو کوچ بزرگ نام برد: نخست، کوچ هندیان آریایی از پیرامون کوهستانهای هندوکش به سرزمینهای تازه خشک شده پنجاب و پیرامون رود سند که یادمان تاریخی آن در متون کهن «ریگودا»ی هندوان باقی مانده است؛ و دیگری، کوچ عیلامیان و سومریان، که از کوهستانهای غربی ایران به سرزمینهای باتلاقی تازه خشک شده خوزستان و میاندورود یا بینالنهرین انجام شده است. در بخشهای کهن کتاب عهد عتیق یا تورات (سِفر پیدایش، باب یکم)، رویداد کـوچ سـومـریان آشکارا مهاجرتی “از مشـرق” به سوی زمینِ سـومـر یا شِنعـار، مورد توجه و اشاره قرار گرفته است. این گروه اخیر اندیشه ایجاد تمدن را با خود تا دره نیل و مصر در آفریقا پیش بردند و مصریان با بهرهگیری از آن به پیشرفتهای بزرگی نائل آمدند. در این باره حتی فرضیههایی دائر بر مهاجرت فنیقیان از سواحل خلیج فارس به کرانه دریای مدیترانه مطرح است. از سوی دیگر میدانیم که سومریان از نظر جسمانی شباهت کاملی به ساکنان بلوچستان و افغانستان امروزی و دره سند داشتهاند؛ آثار هنری و معماری آنان گواهی میدهد که تمدن سومر و تمدن شمالغرب هندوستان یا سرزمینهای شرقی ایرانی، به یکدیگر همانند بودهاند و بیگمان از یک خاستگاه سرچشمه گرفتهاند. کاوشهای اخیر استاد یـوسف مـجیدزاده در منطقه جـیرفـت این فرضیه را بیش از پیش تقویت کرده است. 2- و بار دیگر، مهاجرتهایی به هنگام خشکسالی مابین 4000 تا 3500 سال پیش که به دنبال ناحیههای مناسبتر، محل زندگانی خود را تغییر داده و از پی زیستگاههای بهتر، از ایران یا به تعبیر سومریان، از “سرزمین مقدس” مادری خود به سوی سرزمینهای دیگر متوجه شدند و سکونتگاههایی را که در 5500 سال پیش فراهم ساخته و مدت 1500 سال در آنها زندگی کرده بودند را بر اثر رویدادهای ناگوار اقلیمی ترک کردند. در سرزمین باستانی ایران بزرگ، اقوام و مردمان گوناگونی زندگی میکردهاند که یکی از آنان و احتمالاً نام عمومی فرهنگی همه آنان «آریـایـی» بوده است. «همه اقوام و مردمان ایرانِ امروزی»، فرزندان «همه آن اقوام و مردمان کهن» و از جمله آریاییان هستند. اینان در طول زمان و همراه با تغییرات اقلیمی و آبوهوایی دست به کوچهای متعدد و پرشمارِ کوچک و بزرگی زدهاند که عمدتاً از بلندیهای کوهستان به همواریهای دشت و بالعکس بوده است. خاستگاه تاریخ ایرانیان را نمیتوان تنها به انگاره مهاجرتی که زمان نامشخص، مبدأ نامعلوم، مقصدی ناپیدا و مسیری ناشناخته دارد، منسوب دانست و تنها آنان را نیاکان ایرانیان امروزی شناخت. در باورهای ایرانی کهن «شمال» یا «اپاختر» پایگاه اهریمن است؛ جایگاه دیوان و نابکاران و درِ ورود به دوزخ است. ایرانیانی که همواره به سرزمین مادری و خاستگاه خود و وطن خود عشق ورزیدهاند، اگر سرزمینهای شمالی خاستگاه آنان بود، در باره آن اینچنین سخن نمیراندند. با توجه به همه شواهدی که تا اینجا بطور خلاصه گفته شد، به نظر میرسد که ایرانیان یا آریاییان «به ایران» کوچ نکردند؛ بلکه «در ایران» و «از ایران» کوچ کرده و به نقاط دیگر پراکنده شدهاند.
دیرینگی زبان فارسی و تأثیرآن
بر ادبیات عربی دورهٔ جاهلیت
نوشته: توردی بردی یوا
برگردان: رضا مرادی غیاث آبادی
دستنویس مقالهٔ مهم و روشنگرانهٔ زیر را استاد تُردیبانو بردییوا در سال 1374 به من سپرد تا پس از برگردان به فارسی در ایران منتشر نمایم. من نیز آنرا در نخستین شماره «مجموعه مقالههای پژوهشهای ایرانی» (سال 1380، ص 53 تا 59) منتشر کردم. از آنجا که این گفتار تاکنون در اینترنت منتشر نشده بود، آنرا با ویرایش دوباره و اندکی تلخیص در دسترس علاقهمندان میگذارم. این ویرایش فقط شامل نثر مقاله میشود و محتوای آن تغییری نکرده است.
این مقاله زمان پیدایش زبان فارسی را تا چند سده به عقب میبرد و ناقض فرضیه پیدایش زبان فارسی در سدههای نخستین پس از اسلام است. توجه به این مقاله و مقالههای گوناگون دیگر در این زمینه، نشان میدهد که اطلاق هویت عربی به هر واژه و ترکیبی که ساختاری عربیمآب دارد، همواره درست نیست و بسیاری از واژههایی که عربی دانسته میشوند، دارای ریشهای در زبانهای ایرانی و دیگر زبانهای متداول در بینالنهرین باستان دارد. این مقاله همچنین نشانگر نفوذ فراوان زبان فارسی در شبهجزیرهٔ عصر جاهلی است و نشان میدهد که آمیختن این زبانها و به ویژه تأثیرپذیری زبان عربی از زبان فارسی، مدتها پیش از آمدن اسلام آغاز شده است.
یادآوری این نکته نیز ضروری است که اصطلاح «جاهلی» در سراسر این گفتار برای تحقیر و تخفیف بکار برده نشده و صرفاً یک اصطلاح متداول و شناختهشده برای دوران پیش از اسلام در شبهجزیره است. (م)
* * *
در دوران پیش از اسلام، شعر عرب به درجهٔ ممتازی از فصاحت، سلاست و نفاست کلام رسیده بود. شاعران عصر جاهلی اشعاری آفریدهاند که پژوهش در آن، گرههای پر پیچ و تاب فرهنگ عرب و تشکیل زبان عربی را باز مینماید. در نظم جاهلی، عنصرهایی نیز هستند که ارزش بسیاری برای پیشبرد علم دارند.
این عنصرها در اصل متعلق به فارسیزبانان بوده و با سببهای گوناگون وارد زبان و فرهنگ عرب شده است. در دیوان شاعران جاهلی، واژههای فراوان فارسی دیده میشوند که سخنوران عربزبانِ شبهجزیره آنها را با معنای اصلی فارسی بکار میبردهاند.
«اعشیٰ» یکی از مشهورترین شاعران جاهلی است که شجرهاش میمون بن قیس بن جندل بن شراهیل بن عوف بن سعد بن ضبیعه بن قیس بن ثعلبه و تخلصش «ابوبصیر» است. او در سال 529 میلادی (94 سال پیش از هجرت) متولد شده و در سال 630 میلادی (8 هجری) فوت کرده است.
از شجرهنامهاش بر میآید که او عربتبار است و با مردمان فارسیزبان قرابتی ندارد. با وجود این در اشعار این شاعر، واژههای فراوان فارسی با آب و رنگ گوناگون وارد شده است.
ورود واژههای فارسی در نظم جاهلیت و موجودیت صنعت چامهسرایی در این نظم، ما را وادار نمود که عوامل تأثیر زبان و تمدن ایرانی در مدنیت عربی را تحقیق نماییم.
آشکار است که در دوران جاهلی، ارتباط فراوانی میان عجم و عرب وجود داشت. اهالی «حیره» (در جنوب عراق امروزی) در آن دوره با زبان فارسی بخوبی آشنا بودند و از اشعار جاهلی هویدا است که واژگان فراوان فارسی در آن استعمال شده است. برای آموختن تأثیر زبان فارسی در زبان عربی، ما چند قصیده و خَمریههای شاعران جاهلی عرب را مورد تحلیل قرار دادهایم و به تحقیقات علمای عرب نیز تکیه نمودهایم. از جمله از دیوان اعشی که به دایرةالمعارف شعر عربی مشهور است، استفاده کردهایم.
در آغاز میبایست بدانیم که شواهد گسترش و کاربرد زبان فارسی در نواحی عرب پیش از اسلام در کدام منابع ثبت شدهاند. یکی از منابع معتبر در این زمینه «تاریخ طبری» است که در آن آمده است:
«چون یزدجرد بملک بنشست، ملک عرب نعمان بود. یزدجرد کس فرستاد و ملک عرب را از حیره بخواند. نعمان بیامد و یزدجرد او را گرامی داشت و گفت: "این فرزند مرا بپرور بدان هوای بادیه و حیره تا مگر بزید." نعمان بهرام را بر گرفت و به جای خویش برد».
از این گزارش برمیآید که بهرام گور در دربار نعمان تربیت یافته و بعد از وفات پدرش جانشین او شده است.
ابوالفرج علی بن حسین اصفهانی در کتاب بیست جلدی «الأغانی» نوشته است که بعد از وفات نعمان، شخصی به نام زید به امیری حیره انتخاب میشود. پسر همین زید که عدی نام داشت به دلیل اینکه هر دو زبان عربی و فارسی را خوب میدانسته است، به عنوان کاتب و مترجم به دیوان شاهنشاه ایران فرستاده میشود.
از این مأخذ دانسته میشود که زبان فارسی در فاصله سالهای 399 تا 430 میلادی (224 تا 193 پیش از هجرت) یعنی در زمان حکمرانی نعمان و زید در حیره رواج داشته است.
بسیاری از پژوهشگران عدی بن زید را که کاتب و مترجم دربار شاهنشاه ایران بوده است، شاعری خوش ذوق معرفی نموده و عامل شکلگیری ذوق بدیعی او را تأثیرپذیری از تمدن ایرانی میدانند.
گسترش زبان فارسی از حیره تا یمن در بسیاری از منابع یاد شده و شعر جاهلی را متأثر از آن دانستهاند. در اشعار شاعران جاهلیِ عرب، شواهدی وجود دارد که تحقیق در آنها تأثیر تمدن ساسانی در فرهنگ عربی را تصدیق میکنند. مثلاً در شعر اعشی آمده است:
«و کأس کعین الدیک باکرت حدها»: جامم چون چشم خروس و میشتابم به سوی او.
عبارت «عین الدیک» به معنای «چشم خروس» یک تشبیه تصادفی نیست. در موزه قاهره یک ابریق برنجی از عصر ساسانی هست که آنرا در شهر فیوم مصر یافتهاند. گردن این ابریق پر نقشونگار به شکل استوانه و دستهاش به مانند ماری شاخدار است. بر سرپوش ابریق نیز سردیس یک شیر غران نهاده شده و لوله ابریق به شکل خروسی است که در حال بانگ زدن است. چشمان خروس بسیار زیبا و مانند چشمان سُرمه کشیده پری رویان است.
توصیف شاعرانه برابر با ترکیب اجزای این ابریق در شعر جاهلی بسیار دیده شده و شاعران گوناگونی چشمان خروس را وصف کردهاند. در «معلقه» عمرو ابن کلثوم آمده است:
«و سید معشر قد توجوه/ بتاج الملک یحمی المحجرینا»: تاج زرین برایش گذاشتند، معشر ما چو شاه شد/ او حمایت میکند هم بوم ما هم خون ما.
در این بیت واژه و ترکیب «توجوه» و تاج الملک بکار رفتهاند. کلمه تاج از زبان پهلوی است. در کتیبههای عربی و نظم جاهلی وآثار موزههای جهان، کلمه «تاج» و تصویر آن به فراوانی دیده شده است. در موزه قاهره یک تختهٔ نگارینِ چوبی نگهداری میشود که بر روی آن تاج بالدار ساسانی دیده میشود. در هنر ساسانی عنصرهای دوگانهای همچون دو خروس، دو مار، دو بال، دو شیر و غیره عنصری اصلی به حساب میآید. در آن اثر چوبین، این عنصرهای جفت در تاج و در تصویرهای پیرامون آن لحاظ شدهاند.
از کلمه تاج در زبان عربی، فعلهایی با معانی گوناگون، عبارتهای مجازی و صرفهای فاعلی و مفعولی همچون «تاج السین»، «تاج الاذن»، «تاج العرب صله»، «تاج العقد» و غیره ساخته شده است.
شواهد فراوانی از گسترش زبان فارسی در میان مردم عربِ پیش از اسلام حکایت میکند و منابع گوناگون این نظر را تأیید میکنند. اما دانسته نیست که چرا در دانش ایران شناسی به این منابع و شواهد استناد نمیکنند و سرآغاز زبان فارسی را در سدهٔ هشتم و نهم میلادی (دوم و سوم هجری) قرار میدهند؟ مثلاً ریچارد فرای نوشته است: «زبان معاصر ادبی فارسی، که الفبایش عربی است، در سده نهم میلادی (سوم هجری) در شرق ایران شکل گرفته و در شهر بخارا (پایتخت سامانیان) به تکامل رسید».
و نعمت میرزا زاده نیز در همین زمینه میگوید: «این زبان فقط در خراسان و ماوراء النهر رایج بوده و نه در جای دیگر. چرا که زبان دری را (بجز در خراسان) فقط در دربار پادشاهان بلد بودهاند».
چنانچه زبان فارسی در سده نهم میلادی سوم هجری) شکل گرفته باشد، چگونه تا این اندازه در نظم جاهلیِ عرب تأثیر نهاده است؟ اگر زبان فارسی، زبان درباری بوده باشد؛ چگونه از حیره تا یمن منتشر شده و بسیاری از اعراب پیش از اسلام با آن آشنا بودهاند؟
اگر اشعار شاعران پیش از اسلام را ورق بزنیم، نمونهٔ واژهها و ترکیبهای فارسیِ بسیاری در آن دیده میشود. مثلاً در یک بیت اعشی عیناً آمده است:
«آس و خیری مرو و سوسن/ کرده مخمور هر هنرمند»: واژهٔ «آس» نام یک نوع ریحان خوشبوست که از زبان سانسکریت آمده است. کلمه «مرو» نیز در غیاث اللغات به معنای نام یک گیاه خوشبو ثبت شده است.
اعشی در بیت دیگری گفته است:
«و شاهسفرم و الیاسمین و نرجس/ یصبحنا فی کل دجن تغیما»: نازبو همراه نرگس و یاسمن/ بوی شادابی پاشند به من».
شاهسپرغم در غیاثاللغات مترادف نازبو یا ریحان خوشبو آمده است. در بیت دیگر اعشی:
«لنا جلسان عندها و بنفسج/ و سیسنبر و المرزنجوش منمنما»: در گلستانم بنفشه با سیه سنبل نشسته/ خویش را نزد مرزنجوش زینت میدهند».
واژهٔ سیسنبر در غیاث اللغات معرب «سیه سنبل» نامیده شده است. همین منبع، معنای واژهٔ مرزنجوش که در بیت بالا آمده است را چنین شرح میدهد: «مرزنجوش معرب مرزنگوش، و آن نوعی از ریحان خوشبو است که زلف و خط معشوق را بدان تشبیه کنند». در بیت بالا، واژههای گلستان، سیه سنبل و مرزنگوش با تلفظ و معناهای آنها در زبان فارسی بکار رفتهاند و نشان میدهد که این واژهها در طول پانزده سده تغییر معنایی ندادهاند.
در اشعار شاعران جاهلی عرب نام سازهای موسیقی ایرانی نیز بسیار استفاده شده است. اعشی مینویسد:
«و مستق صینی و نای و بربط/ یجا و بها صنج اذا ماترنما»: مشته چین و بربط و نای/ هم آهنگ چنگ در ترنمها.
کلمه مشته، به معنای «کوبک» و همان زنگ است. چنانچه در شاهنامه آمده است: چه آواز نای و چه آواز چنگ/ خروشیدن بوق و آواز زنگ.
در این بیت، واژه زنگ چونان مترادف کوبک یا مشته آمده است. معانی مشته، نای، بربط، چنگ (صنج) در اشعار اعشی با معانی امروزه این واژهها برابر است و تغییری نکرده است.
در بین اصطلاحهای معروف موسیقی ایرانی، زیر و بم نیز وجود دارد. صدای نازک را زیر، صدای پر را بم، و پردهای از موسیقی را مهین مینامیدند. این نامها در بیت اعشی چنین آمده است:
«وثنی الکف علی ذی عتب/ یصل الصوت بذی زیر أبح»: تارها از پنجههای نازکش/ بربیارند صوت زیر دلربا. در شاهنامه نیز آمده است: برآمد خروش از دل زیر و بم/ فراوان شده شادی، اندوه کم.
در همین باره جلال الدین بلخی فرموده است: بی زیر و بی بم تو مایم در غم تو/ بنواز جان ما را از راه آشنایی.
واژه «زیر» در اشعار دیگر شاعران جاهلی نیز دیده شده است. واژههای فارسی در شعر عربی، به تمام قانونمندیهای صرفی و نحوی عربی مطابقت داده شدهاند، اما تغییر معنایی در آنها به چشم نمیخورد
تغییرات آوایی واژههای فارسی در زبان عربی فراوان است. مثلاً واژه «مرزنگوش» در قاموسهای عربی به گونهٔ «مردقوش» آمده و یا کلمه «گلستان» که «جلسان» نوشته شده است.
بسیاری کلمههای فارسی در زبان عربی معنی خود را حفظ کرده و اشتقاقهای فراوان ساختند. اما برخی کلمههای فارسی در نظم جاهلی هستند که امروزه در زبان فارسی متداول نیست. مثلاً کلمه سمسار، در این بیت اعشی:
«وأصبحت لا استطیع الکلام/ سوی أن اراجع سمسارها»: من مدار گفتنی گم کردهام/ روی میآورم به سمسار شما».
کلمه «سمسار» در غیاثاللغات به معنی «میانهرو» آمده است و اعشی نیز به همین معنی بکار برده است. کلمه «دهقان» نیز در اشعار شاعران جاهلی به معنی حاکم، امیر و ارباب استفاده شده است:
«عد هذا فی قریض غیره وأذکرن فی الشعر دهقان الیمن»: بشمرد او این همه در نظم غیر/ لیک ارباب یمن را یاد کرد در شعر خود. در شاهنامه نیز واژه دهقان به همین معنای ارباب و حاکم آمده است: به معبد چنین گفت دهقان سغد/ که برناید از خانه باز چغد.
در اشعار شاعران جاهلی، واژههای فارسیِ: انجمن، ارغوان، بربط، بنفشه، بادیه، گلاب، گلستان، دیبا، دهقان، یاسمن، یاقوت، زیر، زبرجد، مرو، آس، مرزنگوش، مهره، مشته، نرگس، سوسن، سمسار، سیهسنبل، تاج، تنبور، خبری، خسروانی، چنگ، شاهنشاه و غیره استفاده شده است.
این نکته مهم را باید یادآور شد که ساخت و تلفظ این کلمهها برابر با زبان پهلوی نیست و با معنی و تلفظ فارسی دری استعمال شدهاند.
پرسشی که پیش میآید، این است که اگر زبان فارسی در سده هشتم و نهم میلادی (دوم و سوم هجری) به وجود آمده و پیش از آن زمان، حداکثر کاربرد درباری داشته است؛ پس چگونه است که شاعران پیش از اسلامِ عرب زبان تا این اندازه از آن متأثر گشتهاند؟
مگر زبانی که در دایره محدود دربار روایی داشته و کاربرد گستردهای نداشته و به درجه زبان ادبی نرسیده بوده، میتوانست در زبانی دیگر تا اندازهای تأثیر بگذارد که شاعران زبردستش از واژههای آن زبان برای مردمی استفاده برد که هیچ از آن نمیفهمیدهاند؟
اعشی، ابوربیعه و دیگران، به عنوان شاعران شعر جاهلی معروف شدهاند. شهرت شاعر به واسطهٔ شعرهای قابل فهم، دلپسند، جذاب و دلنواز صورت میگیرد. شاعری که کلمهها و ترکیبهای ناشناس و بیگانه را بکار برد و خوانندهاش آن اشعار را نفهمد، شهرت پیدا نمیکند. به این ترتیب میتوان گفت که زبان فارسی سابقهای فراوانتر دارد، در زبان عربی تأثیر نهاده و واژگان آن برای مردم عربزبان مفهوم بوده است.
هر مکانی میتواند به دلایل گوناگون جغرافیایی، وضعیت اقلیمی، ساختار طبیعی ممتاز، واقعهای تاریخی، پدیدهای کیهانی و یا هرگونه انگیزه و عامل دیگر، توجه مردمان را به خود جلب کند و اندکاندک به یک «مکان مقدس» تبدیل شود. در یک «مکان مقدس»، معمولاً بنایی نیز ساخته میشود که تقدس مکان را به خود میگیرد و تبدیل به یک «بنای مقدس» میشود. بناهای مقدس هنگامی که از حمایت دستگاه سیاسی قدرتمند و پشتیبانی یک دین رسمی یا فراگیر برخوردار شوند، به سرعت گسترش مییابند و گاه عوامل آغازین تقدس مکان، به باورها و احکام ثانویِ تازهای تغییر چهره میدهد.
این باورهای تازه نیز به مرور زمان و با تغییر حکومتها و ادیان، فرو میپاشند و باورهای تازهٔ دیگری جای آنها را میگیرد. چرا که شاید بتوان «بنای مقدس» را تخریب کرد، اما «مکان مقدس» هیچگاه از بین نمیرود؛ بلکه در هر زمان و در هر دورهای به رنگ و روی تازهای در میآید. هیچ نیرویی نمیتواند و نتوانسته است عامل مهم و سرنوشتساز «تقدس» را به سادگی از باورمندان به تقدس یک مکان و بنا بگیرد و حداکثر میتواند «عامل تقدس» را با عوامل تازه دیگری جابجا کند.
در چنین هنگامههایی، مقاومت عمومی مردم موجب میشده که این جابجاییها همواره به گونهای آرام و مسالمتجویانه پیش نرود و با خشونتها و کشتارهایی غیرانسانی توأم شود. برای نمونه میتوان از تخریب نیایشگاههای میترا/ مهر نام برد که بطور همزمان توسط دستگاه سیاسی- دینی زرتشتی در ایرانِ ساسانی و دستگاه سیاسی- دینی مسیحیت در روم اتفاق افتاد و منجر به کشتار گسترده پیروان میترا/ مهر و تبدیل معابد آنان به آتشکده و کلیسا شد.
بنای خانه خدا در مکه که نام خاص خود را از شکل هندسی بنا گرفته و «کعبه» نامیده میشود، یکی از نمونههای شاخص مکان و بنای مقدس در جهان است. به رسمیت شناختهشدن این بنا و آیینهای بسیار کهن حج و طواف کعبه توسط پیامبر اسلام، موجب شد تا آیینهای ماه ذیحجه به جامه اسلامی درآیند و تاکنون پایدار بمانند.
روایتهای تاریخی پیرامون زمان و علل ساخت کعبه و نیز بانیان سازندهٔ آن، بسیار فراوان و متفاوت است. ارزقی در «اخبار مکه» و ابن رسته اصفهانی در «اعلاقالنفیسه» و خربوطلی در «تاریخ الکعبه» فهرستی بلندبالا از این روایتها را آوردهاند. روایتهایی که به موجب آنها، حتی حضرت آدم نیز به عنوان نخستین سازنده کعبه معرفی شده است (ابن رسته، ص 35؛ خربوطلی، ص 11 تا 14). از هیچیک از این روایتها و گزارشهای پرشمار دیگری که در زمینه سرآغاز ساخت کعبه موجود است، نمیتوان چندان به واقعیت نزدیک شد. اما از مجموع آنها میتوان اینها را دانست که: 1- زمان ساخت کعبه و برگزاری آیینهای آن به روزگارانی باز میگردد که دست تاریخ از آن کوتاه است. 2- کعبه نه تنها برای ساکنان شبهجزیره، که برای تمامی مردمان خاورمیانهٔ باستان مقدس بوده است. 3- ملاحظاتی در پیوند با خورشید و خانهٔ خورشید در کعبه به کار گرفته شده است.
شواهدی در دست است که نشان میدهد برای ساخت یا بازسازی کعبه در دورهای خاص، برخی ملاحظات خورشیدی به کار گرفته شده و کعبه با خورشید در پیوند بوده است.
کعبه در 21 درجه و 25 دقیقه عرض شمالی و در فاصله 2 درجه در جنوب مدار رأسالسرطان جای دارد. از آنجا که در پیرامون مدار رأسالسرطان، از دریای سرخ تا اقیانوس هند، چندان شهر باستانی مهمی وجود نداشته است؛ چنین به نظر میرسد که شهر مکه، یکی از معدود گزینههای قابل انتخاب برای جوامع باستانی بوده است که برای ساخت خانه خدا، در جستجوی مکانی بر روی مدار رأسالسرطان بودهاند. یعنی مداری که خورشید در بالاترین نقطه اوج خود (در ظهر انقلاب تابستانی) درست به بالای سر و قبهٔ آسمان میرسد. احتمالاً آنان در این مکان، بنای مکعبی بدون سقفی میسازند تا در ظهر نخستین روز تابستان، پرتوهای خورشید نیمروزی با کمترین میزان انحراف از قبه آسمان به درون بنا بتابد. این رویداد جز در نواحی پیرامون مدار رأس السرطان (23.5 درجه شمالی) در جای دیگری اتفاق نمیافتد.
از نگاه اخترشناسی باستانی، آسمان از طبقاتی ساخته شده که «فلک» نامیده میشدهاند. نخستین فلک متعلق به ماه، دومین فلک متعلق به تیر/ عطارد، سومین فلک متعلق به ناهید/ زهره، چهارمین فلک متعلق به خورشید، پنجمین بهرام/ مریخ، ششمین مشتری/ اورمزد، و هفتمین فلک از آنِ کیوان/ زحل بوده است. اصطلاح مشهور «هفت آسمان» نیز از همین باور کهن برگرفته شده است. البته فلک هشتمی هم بوده که متعلق به ستارگان ثابت/ ثوابت دانسته می شده است. این طبقات و افلاک بر مبنای مدت زمان یک دور کامل چرخش اجرام آسمانی بر دور زمین و رسیدن به نقطه مفروض آغازین در فلک ثوابت معین میشده است. ماه با زمان تقریبی 29.5 روز و کیوان/ زحل با زمان تقریبی 29.5 سال، به ترتیب نزدیکترین و دورترین فلک غیرثوابت شناخته میشدهاند.
فلک خورشید یا مداری که خورشید در آسمان بر گرد زمین میچرخیده است، فلک خورشید یا آسمان چهارم یا فلک چهارم نامیده میشده است. پیشینیان معتقد بودهاند که خورشید در این فلک خانهای دارد که «بیت المعمور» نامیده میشود (از جمله بنگرید به: منتهی الارب و فرهنگ آنندراج). به این ترتیب، بیتالمعمور خانه خورشید است در آسمان و در فلک چهارم.
اما در روی زمین نیز، خانه کعبه به عنوان نماینده زمینی بیتالمعمور کیهانی شناخته میشده است. ابن رسته اصفهانی روایت جالبی را در این زمینه نقل کرده که بیگمان شکل اسلامی شدهٔ یک باور کهن است:
"از ابن عباس روایت شده که کعبه در مقابل بیتالمعمور و درست در زیر آن قرار دارد. بنحوی که اگر از بیتالمعمور چیزی فرو افتد، فقط بر روی کعبه میافتد" (ابن رسته، ص 35). این روایت را ابن رسته به نقل از کعب و جعفر بن محمد (ع) نیز آورده است که "بیتالحرام در زیر بیتالمعمور است" (همان، همان صفحه).
همو (ص 36) نقل میکند که جبرئیل از برای حضرت آدم دو نقطه برای اعتراف (عرفات) قرار داد که یکی از آنها برای وقت «غروب» و دیگری برای «بامداد» بود.
با اینکه کعبه در ابتدا بدون سقف بوده، اما بعدها سقفی دوپوش نیز برای آن ساخته میشود که دارای چهار روزنه مربع شکل و زیر یکدیگر در هر یک از بامها بوده است تا نور را به داخل کعبه هدایت کند:
"کعبه در زمان ابراهیم (ع) بدون سقف بوده و سپس قریش در جاهلیت آن سقف را بنا نهادند (همو، ص 41). در سقف خانه کعبه چهار روزنه قرار دارد. . . روی هر یک مرمری یمنی قرار دارد که از آن نور به داخل کعبه میتابد" (همو، ص 43 و 44).
بجز شواهد روایی و مکتوب، پلان کعبه نیز وجود برخی ملاحظات خورشیدی در بنا را تأیید میکند. چنانکه در نقشه دیده میشود، کعبه بهرغم نام و شهرت خود، یک چهارضلعی غیر منتظم است و ساختمانی متشکل از یک مکعب کامل نیست و قاعدهای مربع ندارد. هیچکدام از هر چهار ضلع قاعده بنا با یکدیگر هماندازه نیستند و هیچکدام از زوایای آن که به «رکن» مشهور است، 90 درجه نیستند.
خورشید در آغاز تابستان (انقلاب تابستانی) از روبروی ضلع شمال شرقی بنا (در میان دو رکن عراقی و حجرالاسود) طلوع میکند و پرتوهای آن به این دیوار میتابد. در ورودی کعبه نیز در همین دیوار قرار دارد و سکوی مشهور به «مقام ابراهیم» نیز در روبروی همین در و دیوار واقع است.
خورشید در 24 روز پیش و پس از انقلاب تابستانی و به هنگام نیمروز، درست به بالای کعبه میرسد و چهار ستون نورانی از دو مجموعه روزنههای چهارگانه که در زیر و روی هم در سقفهای دوگانه ساخته شدهاند، میگذرد و بر کف کعبه میتابد. خورشید در هنگام غروب انقلاب تابستانی تقریباً به محاذات رکن شامی میرسد.
در هنگام غروب انقلاب زمستانی، خورشید به محاذات ضلع جنوبغربی کعبه (در میان دو رکن شامی و یمانی) میرسد، در حالیکه نقطه طلوع آن، تقریباً در روبروی رکن حجرالاسود بوده است.
کعبه در طول زمان بارها و بارها بر اثر حوادث انسانی و به خصوص سوانح طبیعی، ویران شده و مجدداً برجای پیشین خود بازسازی شده است. ایرانیانِ پیش از اسلام، علاوه بر اینکه هر ساله به طواف کعبه میرفتهاند (مسعودی، ج 1، ص 254)، هدایا و پوششهایی را نیز برای کعبه میفرستادهاند و بازسازی و مرمت آنرا به عهده میگرفتهاند. به ویژه که شمار فراوانی از ایرانیان، ساکن شبهجزیره بودهاند و به قول محمد بن احمد مَقْدِسی در «احسن التقاسیم» شمار بازرگانان، صنعتکاران و کشتیسازان ایرانی در کرانههای دریای سرخ به اندازهای فراوان بوده که زبان غالب در آنجا، زبان فارسی بوده است.
ارزقی در «اخبار مکه» از گروه هیربدانی یاد میکند که مقیم شهر مکه بودهاند. یکی از آنان به نام «مهر» در آنجا خواندن و نوشتن آموزش میداده و کوچهای در مکه به نام او کوچهٔ «مهر» نامیده میشده است (ارزقی، ص 495 و 536).
جلیل اخوان زنجانی در «رصد و تاریخ گذاری در ایران» (ص 178) این گمان را پیش کشیده است که واژه «تازی» دلالت بر اعراب نمیکند و منظور از تازیان یا تاجیان/ تاجیکان، ایرانیان ساکن شبهجزیره بوده است.
در بارهٔ ساخت کعبه به دست ایرانیان، روایتهای جالبی از ابوالفرج اصفهانی در «الاغانی» در دست است: او آورده است که ابن مسجع (موسیقیدان بزرگ ایرانی که در شبهجزیره به بردگی گرفته شده بود و کسی بود که نغمههای موسیقی ایرانی را بر نغمهها و الحان عربی توافق و تطبیق داد) آوازی را به عربی در نزد خواجه خود خواند. خواجه پرسید که این آواز را از که آموختی؟ و ابن مسجع گفته بود که از «ایرانیانی که مشغول ساختن کعبه هستند» (سامی، ص 494).
با سپاس از مهدی گرامی mahdiporman
هر هفت سال یک انسان جدید می شویم
اگر بخواهیم که خلاقیت، دانش، قدرت، عشق و وحدت و سعادت ایجاد کنیم باید چاکراها باز باشد و به طور هماهنگ با هم کار کنند. این موضوع درباره تعداد کمی از آدمها صدق می کند. به طور هم زمان ممکن است چاکراها باز، بسته یا فعالیت یک جانبه داشته باشند. در طول زندگی این حالت ها دستخوش تغییر می شوند زیرا درونمایه اصلی آنها همیشه در حال حرکت به جلو و دوباره به عقب برگشتن است. به همین دلیل دانش چاکراها می تواند به ما کمک کند تا خود را بشناسیم، توانایی های ذاتی خود را درک کنیم و بتوانیم زندگی سرشار از نعمت و سرور داشته باشیم.
همه چیز در جهان ما ریتم و چرخش مشخصی دارد. از اتم ها گرفته تا هر آن چه در خلقت وجود دارد.
قوانین موزون در همه جا به چشم می خورد. در ضربان قلب، در تنفس، در جا به جا شدن شب و روز، در آمدن فصول، در حرکات قابل پیش بینی ستارگان و در رشد زندگی مخلوقات. مثلا در مورد گیاه، اول می بینیم جوانه ظاهر می شود، بعد اولین برگ ها، سپس غنچه و بعد از آن گل و در نهایت میوه، همیشه روند مشخصی وجود دارد، بنابراین منطقی است انسان که موجودی روحانی در قالب بدن است پیشرفت او براساس روند خاصی باشد. انسان فقط این نیست که روز به روز رشد کند و مهارت ها و تجربیات مختلف به دست آورد، پیشرفت او طبق چرخه های خاص ذهنی و معنوی است. ارزش موضوعات در تمام مراحل زندگی یکسان نخواهد بود. یعنی در زمان معینی با کاری که خلقت دقیقا بر دوش ما گذاشته، مواجه می شویم.
از دیدگاه انسان شناختی، زندگی انسان به دوره های کاملا مشخصی تقسیم شده است. طول هر دوره هفت سال است. زمان های مشخصی در زندگی وجود دارد که انسان پذیرای تأثیرات و تجربیات است و به بلوغ کافی برای برداشتن قدم های مشخصی در راه پیشرفت رسیده است. جالب است بدانید که این شناخت کاملا با دانش دربارة ساختار عملکرد چاکراها تناسب دارد. ما هر هفت سال از یک چاکرا ی می گذریم و در آن دوره خصوصیات آن چاکرا درون مایه زندگی ما خواهد بود. با این تفسیر وقتی دوره هفتم زندگی ما تمام می شود و وارد پنجاه سالگی می شویم دوباره همه چیز را از نو شروع می کنیم. از پنجاه سالگی درسهای خاصی در انتظار ما هستند تا یاد بگیریم. هر سال موضوع جدیدی در انتظار ماست و هر هفت سال یک موضوع جدید موارد قبلی را کامل می کند. از نظر زیست شناختی هم این یک واقعیت است که بدن ما هر هفت سال یک بار دوباره احیا می شود یعنی بعد از هفت سال تمام سلول های بدن مان به سلولهای جدید تبدیل شده و از نظر زیست شناختی انسان کاملا جدیدی هستیم. دانستن این موضوع باعث می شود تا به رشد کودکانمان بیشتر کمک کرده و توجه به موقع به آنها داشته باشیم.
|
آیا میدانید برای اینکه روابط زناشویی تان تداوم بیشتری داشته باشد ، همه چیز را نباید به همسر خود بگویید ! آیا میدانید چه صحبتهایی را باید به همسر خود بگویید و چه سخنانی را باید مطرح نسازید ؟ در این مقاله توصیه و پیش نهادهایی را برای شما ارائه خواهیم کرد : |
درباره چاکرا ها بیشتر بدانیم
هر انسانی نیروی بالقوه ای برای کامل بودن در خود دارد. نیروی شگفت انگیز و فریبنده أی که اعجاز خلقت محسوب می شود. نام دیگر این نیروی بالقوه «چاکرا» می باشد. چاکراها انرژی حیاتی را از محیط اطراف و از کیهان می گیرند و آنها را به امواج مورد نیاز نقاط مختلف بدن تبدیل می کنند. علاوه بر این آنها انرژی را به اطرافشان پخش می کنند. توسط این سیتسم انرژی، انسان نهایتا در حوزة تبادل دایم انرژی با کیهان و دنیا و انسان های دیگر است.
طبق دست نوشته های قدیمی 88000 چاکرا در بدن هر یک از ما وجود دارد و به ندرت می توان نقطه أی در بدن انسان پیدا کرد که در برابر دریافت و انتقال یا تغییر دادن انرژی ها حساس نباشد. فقط حدود 40 چاکرای فرعی وجود دارد که مهمترین آنها در طحال، پشت گردن، کف دست ها و کف پاها قرار دارند. اما تقسیم بندی دیگری هم برای تعداد چاکراها وجود دارد که می گویند چاکراهی مهم در بدن انسان 7 تا می باشند که دائما در حال چرخش به سر می برند. چرخش چاکراها در مردان به سمت راست (در جهت عقربه های ساعت) و در زنان به سمت چپ می باشد. وقتی درمانگران می خواهند چاکرایی را تقویت کنند می توانند در جهت چرخش چاکراها کار درمان را انجام دهند. مثلا در رایحه درمانی می توان مواد معطر را به صورت دورانی در جهت چرخش چاکراها حرکت داد یا اگر با سنگ های قیمتی می خواهید روی چاکراها تأثیر بگذارید باز می توانید جهت چرخش چاکراها را در نظر داشته باشید.
این مراکز امکان جریان یافتن انرژی به داخل و خارج از بدن را فراهم اورده و برای کنترل این جریان دارای مکانیسم های تنظیم کننده می باشند. ساقه ی لوله ای شکل چاکراها به یک مجرای اثیری در نزدیکی ستون مهره ها پیوند می شود. این مجرا چاکرا ها را به هم پیوند می دهد و این امکان را فراهم می اورد تا انرژی ورودی به یک چاکرا عمل اورده شده و به چاکرای دیگر فرستاده شود.ضمن انکه جریان در مجرای اثیری به سمت بالا سیر می کند این انرژی ها به تدریج پالوده تر می شوند این نقاط پیوند هم چنین از طریق غدد درون ریز در کالبد خاکی راهی ایجاد می کنند. انرژی های ورودی به این راه بر اندام های مجاور تاثیر مهمی دارد. محل چاکراها رایجترین روش نام گذاری انهاست.
چاکرای قاعده یا ریشه: در پایین ستون مهره ها جای دارد این چاکرا از زمین انرژی می گیرد
چاکرای خاجی:درست زیر ناف قرار گرفته
چاکرای شبکه خورشیدی:درست زیر استخوان جناغ و حجاب حاجز(دیافراگم) قرار دارد
چاکرای قلب:در مرکز قفسه ی سینه قرار دارد و با تمام جنبه های عشق در زندگی انسان از جمله شفقت مربوط می شود.
چاکرای گلو
چاکرای پیشان
چاکرای تاجی
میان چاکراها پیوندهایی موجود است که بر هر کس تاثیر می گذاردو به ویژه در بعضی مشاغل از اهمیت جالب توجهی بر خوردار است.
موها فقط در آسیاب سفید نمیشوند، گذر زمان هم آنها را سفید میکند. در حقیقت سفید شدن موها یکی از آشکارترین نشانههای بالا رفتن سن است؛ اما همیشه سفید شدن مو به علت بالا رفتن سن نیست، بسیاری از شرایط دیگر نیز موها را سفید میکنند.
در پایینترین لایه پوست و در محل پایه و تکیه تار مو، سلولهایی به نام ملانوسیت قرار دارند که دائما ترکیبی با نام ملانین را تولید میکنند و همین ملانین است که رنگ موها را ایجاد میکند. وقتی ملانوسیتها کاملا فاقد رنگدانه شوند، مو سفید میشود و اگر تعداد ملانین یک تار مو کمتر از حالت عادی شود، آن مو خاکستری و نقرهای میشود. ملانوسیت هر ۱۰ سال حدود ۱۰ درصد از میزان و توان تولید رنگ خود را از دست میدهد. اگرچه چگونگی از دست دادن این رنگدانهها دقیقا مشخص نیست؛ اما آنچه مشخص است، این است که در نخستین مراحل خاکستری شدن مو، ملانوسیت هنوز وجود دارد؛ اما غیرفعال است.
میانگین سنی سفید شدن مو در سفیدپوستان ۳۴ سال و در سیاه پوستان ۴۲ سال است. اگر موی یک فرد سفیدپوست زودتر از ۲۰سالگی و سیاهپوست زودتر از ۳۰ سالگی سفید شود، به آن سفید شدن زودرس مو میگویند.
موی بدن و صورت هم مثل موی سر خاکستری میشود؛ اما معمولا این اتفاق بعد از تغییر رنگ موی سر به وجود میآید. سفید شدن موی سر معمولا از شقیقهها آغاز میشود و بعد از آن نوبت به تاج سر و بقیه نقاط پشتی سر میرسد.
در سفیدی موها، نقش عوامل ارثی را نباید فراموش کرد. سفیدی زودهنگام موی سر ممکن است به علت ژنی باشد که از والدینمان به ارث بردهایم؛ اما علل قابل درمانی نیز برای آن وجود دارد.
تغذیه و رنگ مو
تحقیقات نشان داده کمبود فلزاتی مانند آهن، روی، منگنز، تیتانیوم، تنگستن و مس از عوامل اصلی در سفید شدن موها هستند، البته این مساله علاج هم دارد. کارشناسان تغذیه معتقدند؛ افرادی که دچار سفیدی مو هستند، باید میوههایی همچون سیب، گلابی ، هلو و همه میوههایی که حاوی مقادیری از املاح گوناگون خصوصا فلز منگنز هستند و نیز مصرف سبزیجاتی همچون سیر، پیاز، موسیر و تره که دارای منگنز هستند را در برنامه غذایی خود بگنجانند. نخودفرنگی، قارچ، آجیل، لوبیا، عدس، گوجهفرنگی، موز، آلو، سویا و سیبزمینی از جمله غذاهایی هستند که مقدار قابل توجهی مس دارند و میتواند بر پوست و مو تاثیر بگذارد و حتی از سفید شدن مو هم جلوگیری کند.
خوردن جوشانده سبوس گندم، سنبلالطیب (سنبلالطیب دارای منگنز زیاد است)، مخلوط پودر سبوس برنج و شکر یا نبات ساییده شده و نان جو هم در حفظ رنگ مو و کاهش موهای سفید موثر است.
بیماری و موی سفید
بسیاری از بیماریها میتواند روند سفید شدن موها را تسریع کند. کمبود ویتامینهای ب بخصوص اسید پانتوتنیک و ویتامین ۱۲ B یکی از این موارد است. بیماری تیروئید، بیماریهای سیستم ایمنی، کمخونی، رژیمهای سخت و طولانیمدت، بیماریها و افزایش گلبولهای سفید خون نیز باعث سفیدی زودهنگام و بیش از حد موها میشود.
سیگار و مو
سیگار کشیدن نیز موها را سفید میکند. تحقیقات نشان داده، سرعت سفید شدن مو در سیگاریها، ۴ برابر افراد غیرسیگاری است. شاید علت این امر، کاهش رسیدن اکسیژن به ریشه موها باشد.
کورش اولین و بزرگترین تکلیف خویش را پرستش خدایان قرار داد،خود منتهای مراقبت و خلوص را در عبادت و پرستش به کار می برد و همیشه تکرار می کرد ترقی و تعالی خود را مدیون الطاف و کمک خدایان می داند.باید خدایان را شاهد بر همه افعال دانست و از آنها استمداد جست.هر روز صبح کورش اولین کسی بود که قبل از طلوع آفتاب صمیمانه و خالصانه رو به درگاه خدایان می آورد.کورش از توجه مردم به پرستش خدایان و به جای آوردن آئین های مذهبی مسرور می شد و همیشه می گفت هر کس در دریا مسافرت کرده باشد می داند که چقدر همسفرانی که دل به خدا دارند از بیم مرگ ایمن اند.کورش معتقد بود آنهایی که بیشتر خدا را دوست دارند،بهتر در امور به او کمک می کنند.
کورش دومین سجبه ملکوتی انسان را پس از پرستش خدایان،بسط عدالت می دانست.پیوسته مراقب بود که زیر دستانش نسبت به دیگری یا نسبت به متحدین خود مرتکب اندک بی عدالتی نشودند.مقرر داشته بود که احدی از بزرگان که صاحب اختیار و قدرت اند نباید مالی از راه تجاوز و ستم اندوخته نمایند،بلکه هم خود را مصروف آن کنند که همه زیر دستان به حق خود راضی باشند و فقط از راه مشروع و قانونی امرار معاش کنند.کورش عفاف و حرمت را به منتها درجه رعایت می کرد.هیچ گاه سخن ناشایسته به احدی از زیر دستان نمی گفت و پرده دری نمی کرد و معتقد بود حرمت نهادن به دیگران برعزت و شرافت شخص می افزاید، و به خصوص توجه می کرد که نباید فقط حرمت آن کس را نگه داشت که بزرگ تر است یا از او بیمی در دل دارند بلکه احترام به دیگری ولو کوچک تر و ضعیف تر باشد از بهترین خصایل انسانیت است؛و می گفت شما به زنی که در پرده عفاف است و احترام خود را مصون و محفوظ نگاه می دارد حرمت می نهید یا به آن زنی که از جاده عفاف بیرون می افتد؟
کوروش معتقد بود برای اینکه سران و بزرگان قوم بهتر از در تمکین و اطاعت درآیند و فرمانش در گوشه های دور دست و سرتاسر امپراتوری وسیع نافذ باشد،بایدکسانی که با کمال صمیمیت فرمان بردارند به پاداش های نیک سرافراز نمود و به همان پایه آنان را مفتخر و طرف محبت قرار داد.می گفت باید صاحبان فضایل را گرامی شمرد و کسانی را که کارهای برجسته و خدمات بزرگ انجام داده اند تقدیر نمود.
از سجایای دیگر کورش اعتدال و رفتار ملایمش بود.کورش می گفت بین حیا و اعتدال نفس این امتیاز است که مردان با حیا غالباً از ارتکاب عمل ننگینی در ملا عام ابا دارند؛در صورتی که کسانی که به اعتدال مزاج متصف اند در خفا نیز از آن امتناع می ورزدند.
این ها نکات برجسته اخلاق مهذب و حمیده و رفتار شایسته کورش بود و به سبب چنین صفات پسندیده،بارگاهش ملجا خاص و عام گردید و هر کس از وضع شریف و فقیر به آنجا رو می آورد امیدوار و دلخوش باز می گشت.در بارگاه کورش هیچ گاه نهیب خشم و غضب و قهقهه ای بلند،که هر دو ناشی از افراط و انحراف از جاده اعتدال بود شنیده نمی شد.
کورش معتقد بود آن کس برای فرمان دهی سپاه و اداره امور ملک واقعاً شایسته است که در همه سجایا از زیر دستانش برتر باشد.حالات و رفتار و معتقدات کورش این اصل را در نظر او و عموم رعایا و بزرگان اقوام مختلف مسلم ساخت و جملگی به صلاحیت و مزایا و خصایل نیک و تدبیر و کفایت او در همه امور معترف بودند.
کورش هیچگاه به استراحت نمی پرداخت مگر این که در نتیجه تاخت و تاز یا تمرینهای جنگی فرسوده و خسته شود.کورش به همان اندازه که از سستی و غفلت اطرافیان خود ملول بود و به شدت با آن مبارزه می کرد،هر کس را که در انجام کارهای نیک مجاهدت می ورزید پاداشهای نیک ارزانی می داشت و مناصب و امتیازات را خاص کسانی مقرر داشته بود که از خود شایستگی و لیاقت نشان دهند؛و جز این به احدی پاداش بیهوده و یا مقامی نسنجیده نمی بخشید.
از جمله تدابیر کورش به منظور توسعه اتفاق و اتحاد امپراتوری یکی این بود که خود را به لباس مادی ها ملبس میکرد و عموم یارانش نیز در این امر به او اقتدا می کردند. در واقع لباس مادی ها این حسن را دارد که چون بر تن می کنند عیوب بدن را می پوشاند و مرد را برازنده و زیبا جلوه گر می سازد. کورش استعمال وسمه را در چشم و همچنین مصرف بعضی روغن ها را برای جلای پوست مجاز دانست، زیرا چشمها را زیباتر و لطافت پوست بهتر جلوه گر می شود. مقرر داشت که احدی مجاز نیست در حضور جمع آب دهان یا بینی خود را بر زمین اندازد. توجه می کرد که بیهوده به دیگران نگاه نکند و در کار دیگران کنجکاوی نکند.
به کسانی که خود را برای فرماندهی آماده می کردند مقرر داشت که لباس تمیز و زیبا بر تن کنند، خود را از دیگران ممتاز جلوه گر سازند. نسبت به غلامان رئوف بود و آنها را از خستگی زیاد و مامورتهای شاق معاف داشت و بدین جهت با اینکه بردگی را مجاز نمی نمود عموماً او را مانند دیگران پدر خویش می خوانند و از روی اخلاص و ارادت محبوبش می داشتند.
|
|
|
|
|
| |
|
دختر جوان در اقدامی عجیب برای فراهم کردن مقدمات ازدواجش با یک زندانی، از مسئولان دادسرای جنایی تهران کمک خواست.
دختر جوانی که صبح دیروز همراه پدرش در شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران حاضر شده بود گفت: آقای قاضی من برای ازدواج با یکی از زندانیان از شما کمک میخواهم. پرستو – 30 ساله – در تشریح ماجرا گفت: جواد – مرد زندانی – همسن خودم است. ما چند سال قبل با هم آشنا و به یکدیگر علاقهمند شدیم، وقتی بزرگتر شدیم و خانوادههایمان در جریان این دوستی قرار گرفتند، از او خواستم برای ازدواج پیشقدم شود و به خواستگاریام بیاید، اما از آنجا که او شغل مناسبی نداشت، مخالفت کرد و گفت هر وقت کار مناسبی پیدا کرد و وضع مالیاش خوب شد حتماً به خواستگاریام میآید. بدینترتیب چند سالی گذشت و کمکم وضع مالی جواد خوب شد و به خواستگاریام آمد اما پدر و مادرم به او جواب منفی دادند. پدرم گفت: «همه اهل محل میدانند جواد دزد و خلافکار است و با افراد ناباب رفت و آمد دارد. پس به هیچ عنوان لیاقت دامادی خانواده ما را ندارد.» پس از مخالفت خانوادهام جواد مدتی با من قهر کرد، من نیز بشدت ناراحت و گوشهگیر شدم تا اینکه شنیدم او در جریان یک سرقت مسلحانه دستگیر و به 12 سال زندان محکوم شده است. پرستو در ادامه گفت: چند ماه قبل ناگهان جواد را در دوران مرخصی دیدم و تمام خاطرات گذشته برایم تکرار شد، وقتی او را در ازدواج با خودم مصمم دیدم از همان روز تصمیم گرفتم به هر قیمتی شده با جواد ازدواج کنم، بنابراین موضوع را با پدر و مادرم در میان گذاشتم اما آنها بشدت مخالفت کردند. با این حال پس از چند ماه سرانجام با هزار سختی موافقت پدرم را جلب کردم.پدر پرستو که همراه دخترش به دادسرا آمده بود، گفت: «من خوشبختی دخترم را میخواهم. بارها به او گفتم با توجه به شرایط و ویژگیهایش میتواند همسری مناسبتر از جواد بیابد و موجب سربلندی خود و خانوادهاش باشد اما او معتقد است فقط با جواد خوشبخت میشود. من هم خسته شدهام و دیگر مخالفتی نمیکنم چرا که مطمئنم گذشت روزگار به او ثابت خواهد کرد ما فقط سعادت و خوشبختی او را میخواهیم اما افسوس که او یکدنده و لجباز است. پدر پرستو در حالی که برای دخترش آرزوی خوشبختی میکرد، گفت: من با این ازدواج موافق هستم و حاضر به انجام همه مراحل قانونی هستم.بدینترتیب قاضی جابری با ارسال نامهای به مسئولان قضایی زندان رجاییشهر از آنها خواست تا اجازه برگزاری مراسم عقد رسمی و قانونی جواد و پرستو را با حضور یک عاقد در زندان فراهم کنند.دختر جوان نیز هنگام خروج از دادسرای جنایی در حالی که بشدت خوشحال بود به خبرنگار ما گفت: «جواد خیلی تغییر کرده و مطمئنم از کارهای خلاف خود پشیمان شده و در این چهار سالی که در زندان بوده تصمیم عاقلانه و درستی برای ادامه یک زندگی سالم و مشترک گرفته است. من مطمئنم میتوانم او را اصلاح و خوشبخت کنم. جواد بارها در گفتوگوهای تلفنیاش ابراز ندامت و پشیمانی کرده و امیدوارم هر چه زودتر آزاد شود تا زندگی مشترکمان را آغاز کنیم.
| آموزش همجنسگرایی برای دانشآموزان انگلیسی!! | |||
| |||
|
قرار است درسهای روابط جنسی برای دانش آموزان 11 ساله انگلیسی که بحثهایی را درباره همجنسگرایی شامل میشود در مدارس این کشور تدریس شوند. یک بررسی که در این زمینه در انگلیس انجام شده است، نوشت: دانشآموزان دوره متوسطه درباره مسائل پیشگیری از حاملگی، بیماریهای جنسی آموزش خواهند دید، در حالی که دانشآموزان دوره ابتدایی درباره بدن و دوستیهای خود درسهایی را خواهند آموخت. بر اساس این گزارش، دستور انجام این بررسی پس از آن صادر شد که وزرای انگلیسی اعلام کردند که آموزش مسائل جنسی باید برای دانشآموزان مقاطع ابتدایی اجباری شود. این اقدام نگرانیهای بسیاری از والدین انگلیسی و انتقادات شدید آنها را در پی داشت. در همین حال، حدود دو ماه پیش رسانههای انگلیس از پدر شدن یک پسر بچه 13 ساله انگلیسی خبر دادند. انتشار این خبر در انگلیس، شوک و حیرت شمار بسیاری از مردم این کشور را به دنبال داشت. دیوید کامرون رهبر حزب محافظه کار انگلیس با ابراز نگرانی از روند رو به افزایش بارداری در میان دختران نوجوان انگلیسی گفت: این روند که بچهها امروزه در این کشور بچه دار میشوند یک روند بسیار نگران کننده است. وقوع چنین مسئلهای در این کشور واقعأ نگران کننده است. بر اساس تازهترین ارقام منتشر شده توسط اداره آمار ملی انگلیس، تعداد بارداریهای زیر سن 16 سال در انگلیس در سال 1999 به میزان 3/8درصد بود اما این میزان در سال 2006 کاهش پیدا کرد و به 8/7 درصد رسید. البته شمار بارداریها در میان دختران نوجوان در انگلیس همچنان بالا است. | |||
| آموزش همجنسگرایی برای دانشآموزان انگلیسی!! | |||
|
|||
|
قرار است درسهای روابط جنسی برای دانش آموزان 11 ساله انگلیسی که بحثهایی را درباره همجنسگرایی شامل میشود در مدارس این کشور تدریس شوند. یک بررسی که در این زمینه در انگلیس انجام شده است، نوشت: دانشآموزان دوره متوسطه درباره مسائل پیشگیری از حاملگی، بیماریهای جنسی آموزش خواهند دید، در حالی که دانشآموزان دوره ابتدایی درباره بدن و دوستیهای خود درسهایی را خواهند آموخت. بر اساس این گزارش، دستور انجام این بررسی پس از آن صادر شد که وزرای انگلیسی اعلام کردند که آموزش مسائل جنسی باید برای دانشآموزان مقاطع ابتدایی اجباری شود. این اقدام نگرانیهای بسیاری از والدین انگلیسی و انتقادات شدید آنها را در پی داشت. در همین حال، حدود دو ماه پیش رسانههای انگلیس از پدر شدن یک پسر بچه 13 ساله انگلیسی خبر دادند. انتشار این خبر در انگلیس، شوک و حیرت شمار بسیاری از مردم این کشور را به دنبال داشت. دیوید کامرون رهبر حزب محافظه کار انگلیس با ابراز نگرانی از روند رو به افزایش بارداری در میان دختران نوجوان انگلیسی گفت: این روند که بچهها امروزه در این کشور بچه دار میشوند یک روند بسیار نگران کننده است. وقوع چنین مسئلهای در این کشور واقعأ نگران کننده است. بر اساس تازهترین ارقام منتشر شده توسط اداره آمار ملی انگلیس، تعداد بارداریهای زیر سن 16 سال در انگلیس در سال 1999 به میزان 3/8درصد بود اما این میزان در سال 2006 کاهش پیدا کرد و به 8/7 درصد رسید. البته شمار بارداریها در میان دختران نوجوان در انگلیس همچنان بالا است. |
|||
همه ی ما کم و زیاد از افراد مختلف و به بهانه های گوناگون، صدمه های روحی دیدهایم؛ اعتمادها از بین رفته و قلبهایی شکسته شده است. این صدمات برای مدت کوتاه بسیار معمولی هستند اما همین دردها گاهی اوقات ماندنی میشوند و ما با یادآوری و آن صدمات این دردها را دوباره زنده کرده و با آنها دست و پنجه نرم میکنیم.
این مسئله نه تنها باعث ناراحتی ما شده بلکه میتواند روابط ما را بیش از پیش خدشهدار کرده و باعث برآشفتگی و بی میلی در رویارویی با مردم شود. ما گاها در دایرۀ خشم و عصبانیت گرفتار میشویم و زیباییهای زندگی را از یاد میبریم. ما باید بخشیدن را بیاموزیم و آنرا در زندگی خود جاری سازیم. بعضی اوقات بخشیدن یک فرد چنان میتواند فضای ذهنی ما را باز کند که هیچ عمل دیگری به آن نمیرسد. مثلا ما ۴ سال پیش از یکی از دوستان خود صدمهای روحی خوردهایم که تا امروز آنرا در ذهن خود میپرورانیم. اما باید بدانیم که با بخشیدن آن فرد علاوه بر اینکه فضای ذهنی خود را باز کرده بلکه فردی دیگر را خوشحال نمودهایم.
بخشش میتواند مسیر زندگی افراد را عوض کند. البته نه بخششی که به معنای فراموش کردن و پاک کردن گذشته است، بلکه بخشیدن به معنای واقعی و از اعماق قلب و ته دل. البته باید دقت کنیم که ما نباید سعی در عوض کردن رفتار فرد مقابل داشته باشیم چراکه کنترل رفتار افراد دست ما نیست اما کنترل خشم و عصبانیت خودمان در دست خودمان است. در اینجا دلایلی برای بخشیدن افراد ذکر میگردد :
۱ - نبخشیدن افراد مانند حمل کردن تودهای از بار منفی است که همین امر موجب اختلالاتی در ذهن و متعاقب آن در جسم انسان میشود. چراکه هر تصوری در درون، انعکاسی به بیرون دارد.
۲ - گذشتهای خوب و عاری از تقصیر و گناه دیگران باعث شادابی و سرحالی میشود و باعث میشود که با هر نگاه به گذشته، فقط خاطرات خوش و خوب جلوه کند و با بخشیدن خاطرات بد و منفی خودبخود پاک میشوند.
۳ - بینش افراد نسبت به ما و شخصیت ما بهتر شده و ما را به عنوان فردی با گذشت و مورد اعتماد قبول میکنند همچنین با بخشیدن، فرد مورد نظر را برای همیشه مدیون خود کردهایم. (البته اگر خطای وی به عمد بوده باشد)
۴ - شاید این شرایط برای خود ما هم پیش آید و ما نیز روزی نیازمند بخشیده شدن از جانب دیگران شویم. پس قانون کارما را به یاد آوریم و بومرنگ خود را به سمت بخشش افراد پرتاب کنیم تا با بخشیده شدن از جانب دیگران به سمتمان بازگردد.
بخشیدن آسان نیست اما ما میتوانیم در عرض یک روز و یا حتی در چند ثانیه یک نفر را ببخشیم. ابتدا باید با خود عهد ببندیم که میخواهیم تغییر کنیم و میخواهیم فضای ذهنی خود را باز کنیم و نیز باید بدانیم که مزمن شدن این دردها باعث آسیب جدی به روح و روان انسان میشود.
یکی از راههای ساده برای بخشیدن افراد این است که خودمان را جای فرد گنهکار بگذاریم. ببینیم چرا او دست به چنین کاری زده است و از خود بپرسیم “کدام رفتار من باعث شده تا او چنین کند؟” و همیشه همه را خوب بدانیم. بدانیم که هیچ کس از ابتدا خطاکار نبوده و هیچ کس قصد آزار و اذیت دیگری را ندارد.
راه دیگر برای بخشیدن افراد این است که بدانیم که گذشته دیگر برنمیگردد و اتفاقی که افتاده دوباره از نو طراحی نمیشود. پس چرا خود را ناراحت کرده و غدهای را در ذهن خود بوجود آوریم و با نبخشیدن افراد آن غده را روز بروز بزرگتر کنیم؟ با خود تصور کنیم که نبخشیدنها مانند سنگهایی هستند که سر راه پیشرفت ما قرار دارند. ما با بخشیدن آرامش را برای خود به ارمغان آورده و در واقع لطفی به خودمان میکنیم. (این قضیه جدی است)
همچنین ما باید دلسوز همنوع خود باشیم. هر کسی در مواقع عصبانیت و یا حتی در حالت عادی و از روی بیفکری دست به اقداماتی میزند که شاید از نظر بسیاری از افراد درست نباشد و عامل ناراحتی آنان شود. پس این مسئله را دلیل بر بی فکری فرد و یا لحظۀ عصبانیت وی در نظر بگیریم.
پژوهشگران دانشگاه هاروارد طی 60 سال بر گروهی 600 نفری نظارت کرده و در نتیجه موفق شدند چند عامل مهم در رفتار افراد را تعیین کنند که بر طول عمر تاثیر بسزایی دارند.طبق نتایج این پژوهش ها، افراد خوشبخت که پول قرض نمی گیرند، بیشتر عمر می کنند تا افراد بدبین. همچنین افرادی که شکلات دوست دارند، افراد دیندار و سبزیخواران نیز عمر طولانی تری دارند.
پژوهش های اخیر نشان دادند که افراد دارای زندگی سالم دارند چند سال بیشتر زندگی می کنند.
برای اینکه 2 سال بیشتر زندگی کنید:
شکلات بخورید. تحقیقات نشان می دهند که شکلات غلیظ و تلخ برای قلب مفید است.
برای اینکه 3 سال بیشتر زندگی کنید:
دیندار باشید و دوستان بسیاری داشته باشید. تحقیقات نشان دادند که حضور مرتب در حرم و اماکن مذهبی استرس را کاهش می دهد. همچنین دوستی و ارتباطات اجتماعی نیز همین تاثیر را نشان می دهند.
برای اینکه 3.6 سال بیشتر زندگی کنید:
گوشت کمتر بخورید. سبزیخواری و یا تنها کاهش مقدار گوشت در غذا می تواند بعلت کاهش غلظت چربی در بدن طول عمر را افزایش دهد، زیرا در ازای آن مصرف میوه و سبزیجات افزایش می یابد.
برای اینکه 3.7 سال بیشتر زندگی کنید:
زندگی فعالی داشته باشید. دانشمندان تایید می کنند که تحرک و نرمش و ورزش تاثیر مثبتی بر قلب می گذارد و نمی گذارد که فرد چاق شئذ.
برای اینکه 5 سال بیشتر زندگی کنید:
تحصیل کرده و با دانش باشید. دانشمندان هاروارد بدین نتیجه رسیدند که زنان دارای تحصیلات دانشگاهی بطور متوسط 5 سال بیش از زنان بدون تحصیلات عالیه زندگی می کنند.
برای اینکه 7.5 سال بیشتر زندگی کنید:
مثبت نگر باشید. پژوهش ها ثابت کرده اند که ریسک مرگ زودرس برای افراد حوشبین 55% کمتر است.
برای اینکه 8-10 سال بیشتر زندگی کنید:
سیگار نکشید. افرادی که هیچگاه سیگار نکشیده اند، بطور متوسط 10 سال بیش از افراد سیگاری زندگی می کنند. اگر مردان در سن 35 سالگی سیگار را ترک کنند، می توانند بطور متوسط 5.1 سال به طول عمر خود بیفزایند.
برای اینکه 10 سال بیشتر زندگی کنید:
خوشبخت باشید. افراد خوشبخت بطور متوسط 10 سال بیش از سایرین زندگی می کنند.
متولد فروردین ماه
گلنخود شیرین، دوربین، نقره، cd بازی، بادکنک، تابلو پرتره، اسباب بازی، آلبوم عکس، گوشی موبایل، تجهیزات ورزشی، ماشین حساب سِتِ آینه و شانه، ثبت نام کلاسهای چتربازی، سبدی از گل های ابریشمی
متولد اردیبهشت
زمرد سبز ، گل زنبق دشتی ، کیف پول ، وسایل مذهبی ، دوربین شکاری ، آلبوم تمبر کتاب جیبی ، کتاب های رومیزی ، سبد پیک نیک ،روغن و وسایل حمام ،انواع سی دی نرم افزارهای کامپیوتر ، وسایل تزئینی سرخپوستی
متولد خرداد
مروارید ، گل رز ، بادبادک ، کتاب آشپزی ، لوازم مانیکور ، یخدان ، صفحه دارت ، چمدان شکلات ، بلوز ابریشمی ، کتاب آموزش رانندگی ، بلیط مسابقات اسبدوانی ثبت نام کلاس ورزشهای رزمی
متولد تیر ماه
یاقوت ، گل زبان در قفا (دلفینیوم) ، پیراهن ابریشمی ، تخته موج سواری ظروف کریستال ، جعبه جواهر ، شامپاین ، صدف دریایی تزئینی کتاب های خودآموز ، حیوانات خشک شده ، چتر مخصوص کنار دریا ، عینک آفتابی کتاب های عشقی ، تابلو نقاشی با منظره دریا
متولد مردادماه
زبرجد ، گل سوسن ، خودکار طلا ، کارت بازی ، کتاب جُک لباس ، ابزار باغبانی ، نوارهای ویدیویی ورزشی ، دستگاه قهوه ساز
ظروف چینی ، بازوبند تنیس ، دستگاه ضبط صوت ، جعبه سوغاتی
متولد شهریور
یاقوت کبود ، گل مینا ، کتاب ، جدول ، ساعت رومیزی برنجی ، کامپیوتر پَر گردگیری ، گلدان ، ساعت مچی طلا ، موی شتر
کُت ، پارچه رومیزی ، بالش های تزئینی (کوسن) ، چرخ خیاطی
متولد مهرماه
عقیق ، گل همیشه بهار ، قاب پنجره ، بلیط باله ، کتاب و رمان های جدید رومیزی ابریشمی ، لباس زیر (زنانه) ، بلیط کنسرت
عطر ، ستِ آبرنگ ، عطرپاش ، لباس ورزشی ، تُستِر ، قفس پرنده سیگار ، ماساژُر بدن ، لوازم نقاشی
متولد آبان ماه
یاقوت زرد ، گل داوودی ، لوازم آرایش ، چوگان گلف بازی ماساژُر پا ، روغن های رایحه درمانی ، گیلاس های کریستالی بلیط سفرهای دریایی ، کتاب های ستاره شناسی ، ملحفه و روتختی ابریشمی عطر ، زیرپوش ها و لباسهای زیر ، بلیط پارک آبی
متولد آذر ماه
فیروزه ، گل نرگس ، راکت تنیس ، اطلس یا کره زمین آکواریوم ، کتاب های هنری ، کتاب شعر کتاب راهنمای سفر ، لوازم چادر زدن ، گیره سر ، بلیط سینما مجله های دایره المعارفی ، بلیط پارک حیوانات وحشی
متولد دی ماه
لعل ، گل میخک صدپر ، پرده دیوارکوب ، لوازم آشپزخانه مجسمه ، سی دی موسیقی ، ظروف سفالی و سرامیکی ، قاب عکس
کفش راحتی ، لحاف ، خوراک پرنده ، جارختی ، تلویزیون ، بلیط نمایشگاه
متولد بهمن ماه
یاقوت ارغوانی ، گل بنفشه ، الات موسیقی ، ستِ شطرنج جدول کلمات متقاطع ، بخور خوشبو ، بلیط کنسرت موسیقی سنتی
وسایل اسکی ، ثبت نام کلاسهای رقص ، ستِ بازی کروکت ، بلیط گالری های هنری
متولد اسفند
زمرد کبود ، گل نسترن ، ستِ قهوه خوری کتاب های تاریخی ، لوازم حمام ، دستمال توری ، روتختی ابریشمی ست چای خوری نقره ، بلیط تئاتر ، شمع ، گل خشک ، کتاب های اسطوره ای
با درود به روان پاک بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری و رئیس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران خوشامد میگویم و برایتان سفر خوشی را آرزو میکنم. اگر در هوای داخل کابین اختلالی پیش آمد، سربند مخصوصی از بالای سرتان به پایین می افتد که رویش نوشته: جانم فدای رهبر. فورا آنرا برداشته و بسیجی وار آنرا دور سر خود ببندید و یا حسین گویان از دربهای اضطراری یعنی دو درب در جلو ، دو درب درعقب و یک درب در وسط هواپیما به بیرون پرت شوید. توجه داشته باشید که در همه حال حجاب اسلامی را رعایت کنید حتی در موقع پرت شدن از هواپیما. برای مواقع اضطراری یک بسته کفن در زیر صندلی شما قرارداده شده که آنرا بیرون آورده و بعد از گفتن شهادتین و دعا برای سلامتی رهبر بپوشید. از کلیه مسافرین محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسایل الکترونیکی مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتکه و ماشین حساب اکیدا خودداری کنید. برایتان سفر آخرت دلپذیری را آرزو میکنم. ناراحت نباشید این شتری است که درب خانه همه میخوابد. یکی زودتر یکی دیرتر. خوشا به سعادت شما که سوار هواپیمای ما شدید تا شهید شوید. اگر دستمال کاغذی برای پاک کردن اشکهایتان لازم داشتید ما نداریم باید همراه خودتان می آوردید. در طول پرواز، همکارانم از شما پذیرایی خواهند کرد ولی قبل از آن مراسم سینه زنی و نوحه خوانی داریم. تسبیح برای ذکر استغفار در رنگهای مختلف موجود است که تقدیم خواهد شد
یک خواننده و آهنگساز ایرانی به دلیل آمیختن آیات قرآنی در موسیقی خود، به پنج سال زندان محکوم شده است.
حکم دادگاه علیه محسن نامجو روز دوشنبه، صادر شد. نامجو به اهانت به مقدسات اسلامی و بدگویی به کتاب مقدس مسلمانان به دلیل آمیختن آیاتِ قرآن کریم در متن موسیقی و قرائت آیات به شکلی استهزاء آمیز، متهم شناخته شده بود.
یک محقق ایرانی قرآن علیه محسن نامجو بخاطر قرائت قرآن به سبک غربی و ضد اسلامی، به دادگاه انقلاب جمهوری اسلامی شکایت کرده بود.
نامجو بخاطر کار برد سبک های موسیقی غربی در موسیقی سنتی ایرانی، شهرت دارد. او همچنین برای ساختن و اجراء نوعی موسیقی که حاوی پیام های ظریفِ اعتراض نسبت به کیفیت زندگی در ایران است، شناخته شده است.
روزنامه نیویورک تایمز در سال ٢٠٠٧ نامجو را «باب دیلن» ایران نامید. باب دیلن نوازنده و خواننده مشهور موسیقی اعتراضی در آمریکااست.
Imagine
Imagine! Even if it is hard to imagine
A world where each person is truly fortunate
Imagine a world where money race, and power have no place
A world where riot police is not the answer to the calls for unity
A world with no nuclear bombs, no artillery, and no bombardments
A world where no child will leave his legs on land mines
Everybody free, totally free
No one in pain, no pain
You wouldn’t read in newspapers that
Such and such person committed suicide
Imagine a world with no hatred, no gunpowder
No cruelty of arrogant, no fear, no coffin
Imagine a world filled with smile and freedom
Full of flowers and kisses! Filled with up growing improvements
Imagine! Even if it is a crime to imagine so
Even if you’d lay down your life on this
Imagine a world where prison does not exist in reality
Where all wars of the world are included in The Ceasefire Treaty
A world where nobody is ‘The Boss’ of the world
People are all equal
Then each person will have an equal share in
Each single seed of wheat
No border, no boundaries
Motherland would mean the entire world
Imagine you could be the interpretation of this dream
تصور کن؛
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته
جهانی که تو اون، پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب همصدایی ها، پلیس ضد شورش نیست
نه بمب هسته ای داره، نه بمب افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه ای پاشو روی مین جا نمیزاره
همه آزاد آزادن
همه بی درد بی دردن
تو روزنامه نمی خونی،نهنگا خودکشی کردن
جهانی رو تصور کن بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خودکامه ،بدون وحشت و تابوت
جهانی رو تصور کن؛ پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه، پر از تکرار آبادی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش، گلو پر میشه از سرمه
تصور کن جهانی رو که توش زندان یه افسانه س
تمام جنگای دنیا شدن مشمول آتش بس
کسی آقای عالم نیست
برابر با همن مردم
دیگه سهم هر انسانه
تن هر دونه گندم
بدون مرز و محدوده
وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می تونی بشی تعبیر این رویا
حسادت به درآمد دیگران خوشبختی را از بین می برد

تا به حال به این فکر کرده اید که چقدر پول و اعتماد به نفس با هم مرتبط هستند؟
خیلی از اضطراب های درون فردی و مشکلات اجتماعی ما حول این مسئله می چرخد که پول مقیاس عدالت، مساوات و ارزش های انسانی است.
این مقاله را هفته گذشته در مجله “Naked Econimist” خواندم و این قسمت آن خیلی تاثیرگذار بود:
گروهی از تحقیقات اقتصادی نشان می دهند که حس سلامتی ما بیشتر با ثروت نسبی ما تعیین می شود تا ثروت واقعیمان.
به عبارت دیگر، ما به این توجه نمی کنیم که واقعاً چقدر پول داریم، بلکه بیشتر پولمان را نسبت به سایرین می سنجیم. در یک تحقیق بسیار جالب، رابرت فرانک اقتصاددان به اثبات رساند که اکثریت امریکایی ها ترجیح می دهند که 100،000 دلار پول در بیاورند درحالیکه سایرین 85،000 دلار کسب می کنند تا 110،000 دلار درمقابل 200،000 دلاری که بقیه درمی آورند.
کمی در این باره فکر کنید: مردم ترجیح می دهند چیزهای کمتری داشته باشند به شرطی که اموالشان از همسایه بیشتر باشد.نکته اینجاست که یک ملت با یک کیک کوچک که بتوان آنرا عادلانه تر تقسیم کرد خوشحال تر هستند تا یک کیک بزرگ که نمی توان آن را عادلانه بین همه تقسیم کرد.
اما چرا ما اینقدر دوست داریم خودمان را در مقابل دیگران بسنجیم؟
مسئله این نیست که یک خانواده در فقر و بدبختی غوطه بخورد و دیگری ثروتی وافر داشته باشد. مسئله ناراحت بودن به خاطر این است که مثلاً پارکینگ خانه دخترخاله تان سه ماشین جا دارد اما پارکینگ شما فقط دو ماشین می گیرد و اگر مال او یک ماشینه بود شما خیلی خوشحال تر بودید.
چرا ما برخلاف نفع شخصی خودمان عمل می کنیم؟ آیا این طبیعت انسان است؟ یا وضعیت باعث شده اینطور رفتار کنیم؟
این طرز فکر برخلاف نفع شخصی خودمان عمل می کند چون ریشه همه امیال مادی ما، میل احساسی به خوشبخت بودن است. اگر ثروت کس دیگری مانع خوشحال بودن شماست، شما سلامت خودتان را کنترل نمی کنید، این آنها هستند که اینکار را می کنند. و تازمانیکه طرز تفکر خودتان را تغییر ندهید، زندگی فلاکت بار خواهید داشت.
می بینید، این تحقیق به خاطر ما می آورد که ما کمتر به آنچه که داریم و آنچه که انجام می دهیم توجه داریم تا آنچه که دیگران دارند و آنچه که آنها انجام می دهند. این مسئله بغرنج ایجاد ناراحتی و احساسات منفی می کند و ما را برده خود می کند.
چطور می توانید وقتی خوشبختیتان در گرو این است که بیشتر از دیگران داشته باشید، آزاد باشید؟
آنچه بیشتر از این سیستم ارزش گذاری من را اذیت می کند،، اصلاح ضمنی آن است؛ از آنجا که پسر خاله ام و همسرش یک ماشین آنچنانی و یک خانه 1000 متری دارند، من باید از طریق دولت کاری بکنم که مطمئن بشوم آنها به اموال خود نمی رسند تا احساس بدی نسبت به خودم پیدا نکنم.
کمی به احمقانه بودن این جمله فکر کنید...
من می خواهم که دیگران کمتر از من ثروت اندوزی کنند. ثروت آنها من را ناراحت می کند و به همین خاطر اگر کسی این وضعیت را درست نکند، بیرون می روم و یک کار ضد اجتماعی می کنم.
خیلی ساده تر نخواهد بود اگر دست از حسادت به آنها بردارم و یاد بگیرم که چطور چنین ثروتی کسب کرده اند؟ آنوقت شاید من هم بتوانم مثل آنها پول دربیاورم.
فقط زمانی می توانید از آنچه که برایتان اتفاق می افتد شاد بوده و لذت ببرید که یاد بگیرید برای آنچه که دارید شکرگذار باشید.
وقتی درمورد این تحقیق با گروه های مختلف صحبت کردم، موضوع آن موجب ناراحتی آنها شد. هیچکس دوست ندارد بفهمد که احساساتی مثل طمع و حسادت در او وجود دارد. اما ما لازم است که این را بفهمیم. در ایالات متحده تقریباً همه حداقل دارایی لازم برای زندگی را دارند و فرای آن دیگر نیاز احساسی است.
من متوجه شده ام که وقتی به پاداشی که یک نفر از کار می گیرد یا خانه جدیدی که می خرد حسادت می کنم، رفتارم واقعاً بچگانه است.
به همین دلیل تصمیم گرفتم که دیگر خودم را براساس میزان درآمدم درمقایسه با همسایه ها و دوستانم نسنجم. می دانم که برای رسیدن به اهدافم به چه میزان پول نیاز دارم و آن هدف در مغزم حک شده است. خیلی ها بیشتر از آنچه من دارم پول دارند، خیلی ها هم کمتر از آن و این اصلاً من را اذیت نمی کند.
می دانم که فقط خودم هستم که می توانم جلوی درآوردن آن مقدار پول که برای رسیدن به اهدافم نیاز دارم را بگیرم.
و می دانید....الان خیلی شادتر از گذشته زندگی می کنم.
فروردین: امروز کاملاً آمادگی دارید که یک ترانه و آهنگ عاشقانه را در میان جمع بخوانید، اما اگر شما با صدای بلند بخوانید، حتی زیباترین ترانههای عاشقانه نیز شعارگونه به نظر میرسند. خیالهای زیبا داشتن قابل تحسین است، اما به یاد داشته باشید که لزومی ندارد آن را به حد افراط برسانید.
اردیبهشت: شاید شما امروز نتوانید از زیر بار مسئولیتهایتان شانه خالی کنید، اما بهتر است که حدقال کاری را که میتوانید انجام دهید و بقیه روز را به استراحت بگذرانید. در حال حاضر واقعاً چیزی وجود ندارد که شما بخواهید آن را اصلاح کنید. توجه کردن به خود و استراحت کردن از اینکه خودتان را تحت فشار قرار بدهید برایتان مفیدتر خواهد بود. برای تمام کردن کارهایتان فردا هم زمان کافی خواهید داشت.

در نیوزیلنداشتباه کارکنان بانک دو نفر را میلیونر کرداشتباه کارکنان یک بانک در نیوزیلند دو نفر را که تنها 10 هزار دلار به حساب مشترک خود واریز کرده بودند به میلیونرهای فراری تبدیل کرد.به گزارش واحد مرکزی خبر، این دو نفر بعد از آنکه متوجه شدند بانک به جای 10 هزار دلار شش میلیون دلار به حساب آنها وارد کرده است با برداشت شش میلیون دلار ؛ پمپ بنزین اجاره ای خود را رها کرده و فراری شدند.
آنچه خانمها به زبان می آورند و آنچه که واقعا میخواهند بگویند
منظور واقعی خانمها از آنچه که بزبان می آورند
همسرتان تازه از خرید به منزل آمده است و در حال پرو کردن لباس جدیدش برای شماست. همانطور که در اطاق چرخ می زند، مشتاقانه منتظر نظر شماست. طبیعتاً شما کمی گیج شده اید. نمی دانید که آیا نظر اصلی شما را می خواهد بداند، یا اینکه منتظر شنیدن تحسین شماست.
گاهی اوقات، فهمیدن مطلبی که همسرتان می خواهد بپرسد، برایتان گیج کننده و پیچیده می شود، به خصوص در مراحل اولیه ی آشنایی. این مانع ارتباطی تقصیر هیچ کس نیست. ممکن است فقط به این دلیل باشد که زنان و مردان برای رساندن مقصود خود، زبان های مختلفی دارند. مردها با یکدیگر بسیار رو راست و رک هستند، اما خانم ها زیرکانه تر صحبت می کنند و معمولاً حرف های خود را اشاره ای و با پیچ و تاب بیان میکنند.
پس وقتی چنین سوءتفاهماتی بین شما و همسرتان اتفاق افتاد، به هیچ وجه متعجب نشوید. به جای آن این مقاله را با ما دنبال کنید، که بسیار کمک کننده و مفید خواهد بود. در ادامه ی مقالات قبلی، در این مقاله نیز مفهوم برخی اصطلاحات و جملاتی را آورده ایم که خانمتان در مراحل اولیه ی ازدواج و آشنایی ممکن است بر زبان بیاورد. از طریق آن می توانید ببینید که از حرف هایش واقعاً چه منظوری دارد و به شما کمک میکند تا بتوانید به زبان او سخن بگویید.
کشف مفهوم حرف های او
می گوید: "من عصبانی نیستم."
منظورش این است که: عصبانی هستم.
چرا این کار را می کند: اگر می بینید که لب هایش را به هم می فشارد و سخنی بر لب نمی آورد، اما ادعا میکند که عصبانی نشده است، احتمالاً دروغ می گوید. ممکن است قصد سرکوب کردن عصبانیت خود را داشته باشد یا اینکه فکر می کند بدون اینکه خودش بر زبان بیاورد، باید همسرش دلیل ناراحتی او را بداند.
شما چه باید بکنید: سعی کنید بفهمید که از چه چیز ناراحت شده است و در مورد آن صحبت کنید. نباید به هیچ وجه مسئله را نادیده بگیرید. در واقع اگر شما با این مسئله برخورد نکنید، او موقتاً عصبانیت خود را قورت خواهد داد ولی بعدها سر آن جریان اذیتتان خواهد کرد.
می گوید: "تو واسه من مثل یک برادر می مونی."
منظورش این است که: علاقه ای به تو ندارم.
چرا این کار را می کند: احتمالاً می خواهد قبل از ارائه ی پیشنهادی از جانب شما، تکلیف را مشخص کند. این کار را می کند تا شما متوجه شوید که علاقه ای به شما ندارد.
شما چه باید بکنید: در این مورد کاری است که شما نباید بکنید: به هیچ وجه پیشنهاید به او ندهید.
می گوید: "من از دوستات خوشم می آد، ولی..."
منظورش این است که: به هیچ وجه از دوستانت خوشم نمی آید.
چرا این کار را می کند: به هیچ وجه دوست ندارد شما یا دوستانتان را ناراحت کند و قصد کنترل کردن شما را ندارد، به همین دلیل مستقیماً به شما نمی گوید که چقدر از دوستانتان بدش می آید. احتمالاً تصور می کند که آنها تاثیر منفی بر شما می گذارند و دوست دارد که کمتر با آنها معاشرت کنید.
شما چه باید بکنید: به این بستگی دارد که به چه دلیل از دوستانتان خوشش نمی آید. اگر دلیل قانع کننده ای برای آن داشته باشد، باید حرف او را قبول کنید. و اگرنه خیلی ساده به او بگویید که دوستانتان برایتان اهمیت دارند و او باید تلاش کند تا بتواند با آنها کنار بیاید.
می گوید: "خیلی در ارتباط نیستی."
منظورش این است که: درمورد من و رابطه مان چه فکری میکنی؟
چرا این کار را می کند: او دوست دارد پی به احساسات شما درمورد خودش ببرد و بداند که رابطه تان به کجا می انجامد، اما دوست ندارد که محتاج جلوه کند. امیدوار است که خودتان اول بحث در این رابطه را آغاز کنید.
شما چه باید بکنید: خیالش را راحت کنید و صادقانه به او بگویید درموردش چه فکری میکنید. اگر همین حالا به او نگویید، مطمئن بشید راه دیگری برای پرسیدن این سوال از شما پیدا میکند.
می گوید: "چرا سعی نمی کنی اینطوری منو ببوسی؟"
منظورش این است که: مدل بوسیدن تو را دوست ندارم.
چرا این کار را می کند: دوست ندارد با حرفش احساساتتان را جریحه دار کند. البته این زیاد هم بد نیست. بدانید که اینقدر دوستتان دراد که تلاش می کند تا همه چیز بینتان را بهتر کند.
شما چه باید بکنید: راه او را امتحان کنید و ببینید چه پیش می آید.
می گوید: "من واقعاً از مدل موی اون پسره خوشم میاد."
منظورش این است که: از مدل موی تو خوشم نمی آید.
چرا این کار را می کند: فکر میکند اگر این مسئله را اینطوری بیان کند بسیار بهتر از این است که رک به شما بگوید.
شما چه باید بکنید: روی مدل موهایتان تجدید نظر کنید. شاید حق با او باشد و موهایتان نیاز به تغییر داشته باشند. اما اگر دیدید از آن مدل مو خوشتان نمی آید یا اصلاً به شما نمی آید، پس هیچ تغییری ندهید و وانمود کنید که متوجه کنایه او نشده اید.
می گوید: "شکمت خیلی بامزه است."
منظورش این است که: لطفاً شکمت را آب کن.
چرا این کار را می کند: به هیچ وجه دوست ندارد شما را با گفتن اینکه شکم دارید ناراحت کند. از این طریق می خواهد به شما بگوید که کم کم باید باشگاه رفتن را از سر گیرید.
شما چه باید بکنید: این دیگر به خودتان بستگی دارد. اگر می بینید که این مسئله خودتان را نیز آزار می دهد، پس حتماً روانه ی باشگاه شوید.
می گوید: "در این لباس چطور به نظر می رسم؟"
منظورش این است که: نیاز به اطمینان خاطر بیشتری از جانب تو دارم.
چرا این کار را می کند: تقریباً احساس عدم اعتماد می کند و نیاز دارد که شما او را مطمئن سازید. او دوست دارد که تحسینش کنید.
شما چه باید بکنید: آنچه را دوست دارد بشنود به او بگویید، مگر اینکه آن لباس بر تنش واقعاً بدقواره به نظر برسد.
می گوید: "چرا ظرفها را اینطوری می شوری/لباسها را اینطوری تا می کنی/زمین را اینطوری تمییز میکنی؟"
منظورش این است که: اشتباه آن را انجام می دهی.
چرا این کار را می کند: دوست ندارد با گفتن اینکه کارهای خانه داری را بد و نادرست انجام می دهید، شما را نا امید و دلسرد کند. دوست دارد که باز در کارها به او کمک کنید، اما می خواهد کارها آنطور که او می خواهد انجام شوند.
شما چه باید بکنید: همانطور که او دوست دارد کارها را انجام دهید.
می گوید: "دوست دارم کاری به اتفاق انجام دهیم."
منظورش این است که: زمان بیشتری برای باهم بودن احتیاج داریم.
چرا این کار را می کند: دوست ندارد که محتاج یا وابسته جلوه کند.
شما چه باید بکنید: بستگی به میزان زمانی دارد که با یکدیگر می گذرانید. اگر زمان زیادی را باهم نمی گذرانید، پس باید آن را بیشتر کنید. اما اگر اکثر اوقات خود را با هم هستید، باید این کنایه را نادیده بگیرید. به یاد داشته باشید، هر کاری که در ابتدای یک رابطه انجام دهید، تا پایان رابطه تعیین کننده است. پس فکر نکنید که هر چه می خواهد را باید بی کم و کاست انجام دهید.
پیام هایی کنایه آمیز
اگر حرف های همسرتان دوپهلو بود، به هیچ وجه تعجب نکنید. برخلاف مردها، خانم ها برای رساندن پیام خود از کنایه ها و اشاره ها استفاده میکنند. اما اگر یاد بگیرید که چطور از ژست ها، تن صدا، و حالت چهره پی به منظور واقعی او ببرید، با مشکلات کمتری مواجه خواهید شد. امید است که این مطالب توانسته باشد به شما کمک کند تا مقاصد و منظور همسرتان را بهتر درک کنید.
این گونه گیاهی در شمال غرب ماداگاسکار زندگی می کند. Tahina spectablilis نام علمی این درخت بوده و به خانواده نخلها تعلق دارد. این گیاه پس از 30 تا 50 سال گل می دهد و پس از آن بلافاصله نابود شده و می میرد. ارتفاع این درخت 18 متر بوده و برگهایی به وسعت پنج متر دارد.
هاشمی در مراسم تحلیف احمدی نژاد شرکت نمی کند
آیا تا به حال شده در حالی که گمان میکردید لحظات فوقالعاده خوبی در کنار همسرتان دارید، ناگهان او عصبانی شده و شروع به ایراد گرفتن از شما کند؟ متاسفانه اغلب خانمها عاداتی دارند که مردها را ناراحت میکند...
میخواهیم ۸ نمونه از همین عادات را با هم مرور کنیم:.
۱) جاروبرقی کشیدن در وقتی که وقتش نیست!
ساعت ۸ شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روی کاناپه در حال استراحت و تماشای تلویزیون است. شما که تا به حال مشغول امور دیگر منزل و رسیدگی به کودکان بودهاید حال این فرصت را پیدا کردهاید که خانه را کمی جارو بکشید، پس با کمال احترام از همسر خود میخواهید دقیقهای کودکان را زیر نظر بگیرد و پاهایش را بلند کند تا خانه را جارو بکشید اما متوجه عصبانیت همسرتان میشوید.
بهترین راه این است که به او حق داده و جارو کشیدن را به فردا موکول کنید.
۲) غرغر کردن موقعی که او دارد فوتبال میبیند
امروز بعد از ظهر از تلویزیون مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه همسرتان پخش میشود. اما شما از فوتبال یا تیم مورد علاقه او متنفرید، بنابراین مدام در حالی که او در حال تماشای تلویزیون است در خانه راه میروید، غرغر میکنید و از تیم او یا حتی تماشای فوتبالش ایراد میگیرید. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما بخواهد ساکت باشید. نباید از عکسالعمل همسرتان ناراحت شوید. فراموش نکنید در یک خانواده هر کسی حق دارد به علایق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال دوست ندارید بهتر است آن ساعت برای گردش با دوستانتان قرار بگذارید یا به خرید بروید.
۳) بگو منو دوست داری بگو
به رستوران رفتهاید و ساعات بسیار خوبی را با هم گذراندهاید. حال به خانه برمیگردید و در کنار همسرتان که مشغول تماشای تلویزیون است مینشینید و شروع میکنید به پرسیدن سوالات رمانتیک نظیر «چهقدر من رو دوست داری؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن یک یا دو جمله احساسش را به شما بیان میکند اما اگر سوالات ادامه یابد، ساکت شود و شما گمان کنید به شما بیعلاقه است یا حوصلهتان را ندارد. پرسیدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چیز زمانی دارد.
۴) کی بود؟ چی بود؟ کجا بودی؟
«کی بود زنگ زد؟» «چی میخواست؟» «خوب تو بهش چه گفتی؟»
گاهی اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصی داشته باشند، همسرانشان را بیش از حد سوال پیچ میکنند. در اینجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش نکنید بهترین کار این است که هرگز خیلی در کارهای همسرتان دخالت نکنید. اجازه دهید هر فردی زندگی شخصی خود را داشته باشد. وقتی اجازه میدهید همسرتان در زندگی شخصیاش رازهایی را برای خود نگه دارد، زندگی مشترک شما باثباتتر خواهد بود.
۵) ادب کردن شوهر
گاهی زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد میکنند. مثلا مدام به او یادآوری میکنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند نان بخرد. روغن ماشین را چک کند و... این حرفها تنها میتواند سبب عصبانی شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسی همانند مادرش مدام او را نصیحت کند. اگر کاری را فراموش میکند تنها یک بار به او گوشزد کنید و قبل از آنکه نظرتان را در مورد کاری بدهید، منتظر شوید تا خود او درباره آن صحبت کند یا نظرتان را بخواهد.
۶) افتادن از آن طرف بام
مدام به همسرتان زنگ میزنید، میخواهید تنها با او بیرون بروید و دوریاش را نمیتوانید تحمل کنید؟ مردان شاید در ماههای اول ازدواج این روند را تحمل کند اما بعد از این عادت شما عصبانی خواهند شد. اجازه بدهید ساعاتی از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش ساعاتی را خوش بگذراند.
۷) الان میام!
ساعت ۸ به تولد یکی از دوستان همسرتان دعوت شدهاید و با آنکه همسرتان نیم ساعت است آماده روی کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال این هستید که چه روسری با پیراهنتان جور است و او مدام تکرار میکند که زود باش، همین لباس خوب است و... تا آنکه در نهایت از دست شما عصبانی میشود. بهترین کار این است که شما یک یا دو ساعت پیش از ساعت مقرر انجام کارهای خود را آغاز کنید تا وقتی او آماده میشود شما دیگر کاری برای انجام دادن نداشته باشید.
۸) انتقاد از مادرشوهر
«مادرت را خیلی دوست دارم ولی بهتر بود قبل از آنکه بیان حداقل اول زنگ میزدند.» شاید حق با شما باشد ولی حتی یک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر میخواهید در دید همسرتان و خانوادهاش بهترین باشید هرگز از مادر همسرتان ایراد نگیرد.
|
اگر میخواهید مردی نمونه باشید باید بدانید که:
5 مرداد 88 - 20:14
|
|||
|
|||
|
اگر میخواهید مردی نمونه باشید باید بدانید که: |
با انجام این تست خود را بهتر بشناسید
اگر مایلید اطلاعات بیشتری در مورد شخصیت خودتان و خصوصیاتی که باعث میشوند دیگران، شما را بیشتر دوست داشته باشند، پیدا کنید، به تست زیر با کمال صداقت پاسخ دهید.
۱- فرض کنید شما مشخصهی صورت کسی میباشید، کدام قسمت از صورت او هستید؟
الف - چین وچروک ب - لکه ج - خال زیبایی د - ککومک ت - لبخند
۲- دوست دارید چه نوع پرندهای باشید؟
الف - شباهنگ ب - جغد ج - عقاب د - فلامینگو ت - پنگوئن
۳- کدامیک از آلات موسیقی را دوست دارید؟
الف - پیانو ب - ویلون ج - سازدهنی د - گیتار ت - دف
۴- کدامیک از برنامههای تلویزیونی برای شما جالبتراست؟
الف – اخبار و برنامههای مستند ب - فیلمهای درام و زندگینامه ج - هیجانی و پلیسی د – عشقی و ماجرایی ت – کمدی و کارتون
۵- کدامیک از بازیهای شهربازی را بیشتر دوست دارید؟
الف - هیچکدام ب - قطار یا قایق ج - نمایش و اجرای کمدی د – چرخوفلک و وسایلی که سریع میچرخند ت - ترنهای هوایی سریعالسیر
۶- آیا شما به اشتباهات خوتان میخندید؟
الف - هرگز ب - بهندرت ج - برخی مواقع د - بهطور معمول ت – همیشه
۷- اگر دوست شما سربهسرتان گذاشت، چه عکسالعملی نشان میدهید؟
الف - عصبانی میشوید ب - ناراحت میشوید ج – برایتان جالب است د – تلافی میکنید ت - چندین برابر تلافی میکنید
۸- اولین چیزی که صبح موقع بیدارشدن به فکرتان خطور میکند، چیست؟
الف – کار و یا تحصیل ب – مشکلات زندگی ج - صبحانه د - روزی که در پیش دارید ت – کاری که تا شب انجام خواهید داد
۹- در زندگیتان چه شعاری دارید؟
الف - وقت طلاست ب - سحرخیز باش تا کامروا باشی ج – آنچه برای خود میپسندی، برای دیگران هم بپسند د – زندگیکن و به دیگران هم اجازهی زندگیکردن بده ت - بیخیال باش ” هرچه بادا باد “
۱۰- آیا به همهی حیوانات علاقهمندید؟
الف - هرگز ب – تعداد کمی از حیوانات ج - برخی از حیوانات د - بیشتر حیوانات ت - تمام حیوانات
۱۱- شما لبخند میزنید؟
الف - هرگز ب - بهندرت ج - گاهیوقتها د - اغلب ت – آنقدر زیاد که برخی فکر میکنند دیوانه هستم
۱۲- نظر دیگران راجعبه شما اغلب کدام مورد است؟
الف - بیرحم ب - سرد و بیاحساس ج – زیبا د - دوستداشتنی ت - خوشگذران
۱۳- شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان میدهید؟
الف - هرگز ب - بهندرت ج - گاهی د - اغلب ت - حداکثر تا جایی که امکان دارد
۱۴- شما اعتقاد دارید که برای شاداببودن، باید ساعتهایی از روز را فقط صرف خودتان کنید؟
الف - هرگز ب - به احتمال زیاد نه ج - گاهی د - بله ت - البته، تا جایی که امکان دارد
۱۵- آیا زندگی شما با برنامهریزی پیش میرود؟
الف - حتی در تعطیلات هم برنامهریزی میکنم ب - همیشه برنامهریزی میکنم ج - بستگی به روز هفته دارد د - درصورت امکان اجازه میدهم که خودش پیشآید ت – همیشه بدون برنامهریزی روزها را طیمیکنم
نتیجهگیری آزمون:
حال امتیازات خود را جمع کنید.
گزینهی «الف»۱ امتیار
گزینهی «ب» ۲ امتیاز
گزینهی «ج» ۳ امتیاز
گزینهی «د» ۴ امتیاز
گزینهی «ت» ۵ امتیاز
اگر امتیاز شما بین ۱ تا ۲۰ باشد:
بدینمعنی است که شما «سوسن سفید» هستید. مردم شما را بهخاطر پشتکارتان، از جانودل مایه گذاشتنتان و موفقیتهایتان، تقدیرمیکنند. اهداف مشخصی دارید و فکرتان بر کارتان متمرکز است. احساستان را بهسختی ابراز میکنید. یکی از مهمترین نگرانیهای شما این است که چگونه در برابر افراد مختلف ظاهرشوید. اندیشههایتان کمی متمایل به بدبینی است. اعتمادبهنفس دارید ولی در باطن، گاهی به خود اعتماد ندارید. قادرهستید که هدفی تعیین کنید و به آن برسید. گاهیوقتها دنیا را با دیدی باریکبین مینگرید. احساس میکنید که وقت کمی برای رسیدن به آرزوهایتان دارید.
مواظب باشید جدی بودنتان، شما را از دنیای اطراف دورنکند. خونسرد باشید و از زندگیتان لذت ببرید. کارهایی انجام دهید که از آنها لذت میبرید. با انجام این دستورات، قوهی خلاقیتتان شکوفا میشود. سعیکنید بیشتر بخندید و با دیگران در تماس باشید.
اگر امتیاز شما بین ۲۱ تا ۵۴ باشد:
بدینمعنی است که شما یک گل «رز» هستید. کمی تیغ دارید اما زیباییهای بسیاری دارید. حس شوخطبعی دارید از شنیدن لطیفه لذتمیبرید. مردم دوست دارند دوروبر شما باشند. خونگرم هستید. دوستان صمیمی بسیاری دارید. زندگی را با دید واقعبینانه مینگرید. آگاه هستید که زندگی از خوبیها و بدیها تشکیل شده است. قادرید شانس خودتان را با توجه به سرمایههایی که دارید، امتحان کنید. سختکوش هستید و به اهدافتان پایبندید. دوست دارید خودتان باشید و این مسأله به شما اعتمادبهنفس میدهد. مشکلترین مسأله در زندگیتان یکنواخت بودن مسائل است. یکنواختی در هر مسألهای شما را آزار میدهد و باعث کسل شدن روحیهتان میشود.
به شما پیشنهاد میگردد که افق دیدتان را وسیعتر کنید. مسائل جدیدی را تجربه و کشف کنید. آنگاه متعجب خواهید شد که چه نتایج زیبایی بهدست آوردهاید و مهمتر از همه اینکه فراموش نکنید که در همهچیز دنبال زیبایی بگردید بهخصوص در خودتان.
اگر امتیاز شما بین ۵۵ تا ۷۵ باشد:
بدینمعنی است که شما یک گل «آفتابگردان» هستید در بستری از گلهای رز. یک ویژگی بارز در شما وجود دارد که باعث گرمادهی به دیگران و جلوهگری شما میشود. در وقت لازم، جدی هستید اما دوستانتان شما را بهعنوان یک شخص شوخطبع میشناسند. از گفتن لطیفه لذت میبرید. مایلاید که با افراد جدید و جالبی در زندگیتان آشنا شوید. با افرادی که هیچوقت نمیخندند، راحت نیستید. دید مثبتی به زندگی دارید. در همهچیز بهدنبال خوبیها هستید. بیدی نیستید که با هر بادی بلرزید. گرم، دوستداشتنی و اجتماعی هستید و هرکدام از این صفات، میتواند دلیلی برای خوببودن شما باشد. انرژی نامحدودی دارید ولی انگیزهتان کم است. برای شما مشکل است که فقط بر روی یک کار متمرکز شوید.
به شما پیشنهاد میگردد که اجازه دهید مردم روی جدی شما را هم ببینند همانطور که چهرهی شاد شما را میبینند. در اینصورت میخواهند که همیشه با شما باشند. به احساسات دیگران احترام بگذارید. از اینشاخه به آنشاخه نپرید و کاری را که دوست دارید، انتخاب کنید و تا پایان، آن را انجام دهید
روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستاییها اعلام کرد که برای خرید هر میمون 20 دلار به آنها پول خواهد داد. روستاییها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتنشان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت 20 دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند. به همین خاطر مرد اینبار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها 40 دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستاییها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهایشان رفتند.
این بار پیشنهاد به 45 دلار رسید و در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به سختی میشد میمونی برای گرفتن پیدا کرد. اینبار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون60 دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر میرفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمونها را بخرد.
در غیاب تاجر، شاگرد به روستاییها گفت: «این همه میمون در قفس را ببینید! من آنها را به 50 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد آنها را به60 دلار به او بفروشید.» روستاییها که [احتمالا مثل شما] وسوسه شده بودند پولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند... البته از آن به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستاییها ماندند و یک دنیا میمون.
اگر قصد انتخاب هواپیما به عنوان وسیله نقلیه را دارید، باید به نام شرکت سازنده هواپیما دقت کرده و در صورتی که قسمت پایانی عنوان آن با چیزهایی مانند «اوف»، «اوفسکی» یا «ویچ» تمام شود، حتما موارد زیر را رعایت کنید:
یک توصیه مهم هم برای هواپیما سواران دیگر نقاط جهان و مخصوصا منطقه اتازونی دارم که در آن نام شرکت سازنده مهم نیست:
اگر با سرعت به یک ساختمان بلند نزدیک میشوید، به جای دلهره و نگرانی بهتر است از پنجره بیرون را نگاه کرده و برای دوربینهای تلویزیونی دست تکان دهید.
به نقل از میلاد خوشخو (اعتماد ملی)

محبت جاوید باد
دروود به دوستان گلم
خرسندم که دوباره تونستم با آی دی خودم به باغ برگردم
خودمونی تر بنویسم برای شما گلهایی که صمیمانه دوستتون دارم
چندی که نمیتونی بیای به هر دلیلی چه گرفتاری چه وقت نمیکنی و هر چیز دیگه ای دلت برای دوستایی دتنگ میشه که در یک دنیای مجازی باهاشون دوست شدی وقتی فکرش رو میکنی دنیای واقعی ، ادمهایی که همیشه میبینی و باهاشون سروکار داری هیچ اعتباری پیشت ندارند چه برسه به این دنیای مجازی و دوستانی که اصلا ندیدیشون و اصلا خوب هم نمیشناسیشون
ولی منصفانه تر چند روز که خودت نمیای یا یکی از هم کلوبی هات نمیاد واقعا دلتنگ میشوی در طول روز چند بار هم ناخوداگاه یادت می افته دوست داری باهاشون حرف بزنی ، از حالشون بپرسی
واقعا اونقدر زندگی برات سخت شده این همه مشکل و کلوب را صادقانه تر و صمیمانه تر از دنیای واقعی میبینی و اینجا را مکانی برای فراموش کردن لحظه ای از مشکلات و گرفتاریهای واقعی
هیچ میدونستی چرا در کلوب که یک دنیای مجازی است چرا زودتر و سریعتر از دنیای عادی و واقعی اعتماد میکنی و سریعتر ایجاد دوستی میکنی حال ممکن است خیلی ها را حتی صداشون رو هم نشنوی ولی ایجاد یک رابطه ای میکنی که در طول روز یا ممکن است در چت کلوب و یا در بحث های کلوب باهاشون ایجاد ارتباط کنی و حتی زمانی که در حین کارهای شخصی هستی و در نت نیستی در ذهنت بهشون فکر میکنی ؟؟
علتش فقط و فقط اینه که بخاطر فرار از مشکلات اومدی توی و چون صادقانه و با احساسی پاک اومدی و در بحث هایی که شاید خیلی هم مسخره و بچگانه است با هم ارتباط میکنیم ، همفکری میکنیم ، درد دل میکنیم ، مشاعره میکنیم و ........
ولی همین بحث های مسخره و کودکانه است که میتواند ما را کمی دورتر از مشکلات کند و میتواند مارا کمی آرام تر کند و حس نکنیم سنمون چقدر است و کجای این زندگی پر از راز و رمزیم
نیومدم هم سر شما را درد بیاورم و هم خسته تون کنم و حتی نمیخواهم کسی را نصیحت کنم چون در مقامی نیستم که بخواهم شما را نصیحت کنم ، فقط اومدم به عنوان یک دوست چند نکته را یادآوری کنم
یاد آوری کنم که مهر بورزیم ، محبت کنیم و اگر نمیتوانیم در دنیای واقعیمون عشق ورزی و ایجاد عاطفه کنیم در اینجا ببخشیم تا شاید درصد کمی از این خصلت ها وارد زندگی واقعیمون شود
یاد آوری کنیم که در هر سنی و هر مقامی که هستیم نباید کسی را برنجونیم
یاد آوری کنم که دوست بداریم
خدائیش حیف نیست که این دنیای کودکانه ای که میتواند کمی به ما آرامش بدهد و ما را رها کند از غمهایی که در سینه داریم ، دنیایی که بخاطر ناشناس بودن ، ، صادق بودن میتوانیم راحت تر درد دل کنیم و یا سنگ صبور باشیم برای دیگری ... حیف نیست اینجا را هم خراب کنیم
در این مدتی که نبودم و نمیتونستم بیام و یا کم می آمدم و کمتر در جریان کلوب بودم و دلتنگ دوستان هم کلوبی ام بودم و انتظار میکشیدم که زودتر بیام واقعا نامهربانی ها پیش آمد آنهم در جائی که نامش دوستی و عشق است
من از یک یک شما میخواهم که حرمت ها را نگه داریم ، به شعار باغمون که وقت میگذاریم و عاشقانه وارد آن میشویم عمل کنیم
نگذاریم دوستی هایی که صمیمانه بوجود می آید به راحتی از دست برود
رضا برادر مهربونم که اگر ثانیه ای هم وقت میگذارد و به باغ می آید با وجود گرفتاریهایی زیادی که دارد لازم است که بگویم که رضا مدیر عامل شرکتی است که شاید اگر هرکدام از ما در مقام او بودیم کلی برای خودمون کلاس میگذاشتیم ، او نیز به مانند ما می آید در بحث ها شرکت میکند به مانند ما می آید تا اوهم فرار کند از مشکلاتش برای لحظه ای حال اگر کم ولی باید به حق بیشتری بدهیم من در همین جا میگویم که رضا معاون این کلوب نیست بلکه مدیر کلوب است چرا که من هرگز به خودم اجازه نمیدهم روی حرف او حرفی بزنم
آقای آجرلو دوست خوبم که ایشون هم یکی از بزرگترهای باغ است و حضورشون باعث افتخار است
بانو سهیلا هرچند فقط بحث شعر و سلام را حضور دارند
بانو نیلو که بانمک ترین گل باغ است
بانو عسل که فعال ترین عضو باغ است
بانو نسیم که تازه با حضورشون باغ را باصفاتر کرده است
بانو ملوس ، بانو یانار و بانو سارا که همیشه با صفا هستند
محمود و علی 110 که همیشه هستند و آماده برای جواب دادن
شاهین و رامین که از دوستان خوب ما بودند ولی حرمتها را نگه نداشتند و امیدوارم با معذرت خواهی و تکرار نکردن اشتباهی که کردند به باغ برگردند
سیاوش دوست خوبم که هفته ای یک بار به همه گیر میدهد
در پایان از همه میخواهم که حرمتها را نگه دارند و اگر معاونین باغ حرفی در بحث های باغ میزنند که فقط و فقط بخاطر جلوگیری از ایجاد حاشیه است احترام نگه دارند
چرا که این دو نفر واقعا و واقعا از صمیمی ترین گلهای باغ هستند (باز هم تاکید میکنم که حرف کوروش و رضا ) از حرف من هم بالاتر است چرا که این دو نفر از من بزرگتر هستند و برادران من هستند و من هرگز روی حرف این دو نفر حرفی نمیزنم
دوستتون دارم و براتون بهترین ها را میخواهم و امیدوارم جو باغ صمیمیت و پر عشق باشد به مانند همیشه
*داشتن باشگاه بدنسازی
*داشتن حداقل یک مقام نائب قهرمانی در مسابقات قویترین مردان ایران
*داشتن عکس یادگاری و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمی
*بازگرداندن کمک های مردمی مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذیربط!!!
*نکته:در صورتی که عضلات شکم شش طبقه باشند امتیاز ویژه محسوب خواهد شد!(5 امتیاز)
2-شهر تبریز از استان آذربایجان شرقی.شرایط عبارتند از:
*تلفظ حرف ق
*ادای کلمات قلقلک و قوز بالای قوز بدون کوچکترین اشتباه!
*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف
*بلد بودن جک های متعدد درباره بچه های تهران
*داشتن مدال لیاقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبریز جهت بستن بمب به کمر و منفجر کردن کامیون حامل جک های صادراتی تبریز به استان های همجوار.
3-شهر زاهدان از استان سیستان و بلوچستان.شرایط عبارتند از:
*توانایی قورت دادن سه کیلو تریاک
*توانایی عبور 20 کیلو محموله مواد مخدر از جلوی مأموران مرزبانی
*داشتن مزرعه خشخاش
*آشنایی دیرینه با عبدالقمر خان قاچاقچی پاکستانی
*دارای رفت و آمد خانوادگی با جمشید هاشم پور!
4-شهر رشت از استان گیلان.شرایط عبارتند از:
*داشتن رو حیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*داشتن روحیه مهمان نوازی!
*.......
5-شهر قزوین از استان قزوین.شرایط عبارتند از:
*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!
*توانایی خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوین!
*[...] و [...]
6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرایط عبارتند از:
*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن
*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام یا نهار و یا یکبار برگزاری مهمانی فامیلی
*ننازیدن به سی و سه پل و سایر ابنیه تاریخی!
*راستگویی و صداقت!!!
7-شهر های سنندج و کرمانشاه از استان های کردستان و کرمانشاه.شرایط عبارتند از:
*توانایی پوشیدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
*نداشتن سیبیل
*تعهد به خاک ایران و نداشتن ادعای استقلال طلبی!
*نداشتن سابقه دعوا و قلدری
*نبریدن سر نویسنده این مطلب!!!
8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرایط عبارتند از:
*کوتاه کردن پشت مو و استفاده از عینک آفتابی فقط در صورت لزوم و زیر آفتاب!
*پوشیدن پیراهن و شلوار سفید
*نداشتن هیچ گونه ادعا نسبت به همنشینی با راکی-رامبو-جکی چان-بروسلی و بیل کلینتون
*نداشتن هیچ گونه ادعای مالکیت نسبت به برج ایفل "برج پیزا-مجسمه آزادی و برج میلاد!
*داشتن روحیه راستگویی و حقیقت طلبی(یعنی زیاد لاف نیاد)
9-شهر یزد از استان یزد.شرایط عبارتند از:
*توانایی زیستن در آب و هوای خوش.
*آشنایی با اشیائی چون چمن-سبزه-قناری و سایر موجودات زنده ساکن مناطق خوش آب وهوا
*نداشتن روحیه آب زیر کاه و رندی
*ادای حرف های خ و ق بدون تشدید
10-شهر تهران از استان تهران.شرایط عبارتند از:
*داشتن تنها دو دوست دختر
*آشنا نبودن با معنی و مفهوم کلمات دودره-تلکه-تیغیدن و ....
*داشتن روحیه جوانمردی
*مرد بودن!
تعجب نکنید ، تیتر را درست خوانده اید ، چراکه واقعا 13 قانون برای « دعوا کردن » وجود دارد که باید در هر رابطه ای آن ها را رعایت کرد. برای اینکه موضوع برایتان روشن تر شود ، تا انتهای مطلب با ما همراه باشید:
1) پیش از هر حرکتی، مشکل به وجود آمده را کاملا روشن کنید.
2) فقط بر روی همان مشکل تمرکز کنید.
از عبارات تحریک کننده که مبالغه آمیز و تعمیم دهنده آن مشکل هستند ، اصلا استفاده نکنید.
3) سعی کنید با هم ارتباط فیزیکی ملایمی را برقرار کنید . زبان بدن تان را کنترل کنید که عمیق ترین حرف ها را می زند.
4) از طعنه زدن به یکدیگر خودداری کنید.
5) از جملاتی که در آن ها « تو » وجود دارد ، خودداری کنید. (منظور استفاده نکردن از کلمات توهین آمیز است)
6) از بکار بردن عبارات تحریک کننده که مبالغه آمیز و تعمیم دهنده آن مشکل هستند ، اصلا استفاده نکنید.
7) پیش از اینکه به ادامه بحث بپردازید ، باید هرگونه احساس ناراحتی و کینه را در طرف مقابل از بین ببرید.
8) بر روی اشتباهات گذشته فرد مقابل دست نگذارید و آنها را بازگو نکنید.
9) از خودتان عکس العمل های تند نشان ندهید و از عباراتی نظیر « من دیگه نمی تونم ادامه بدهم » و یا « تو داری منو به کشتن میدی» استفاده نکنید.
10) در مقابل او از استراتژی سکوت استفاده نکنید.
11) بحث و مشاجرات خود را در یک مکان کاملا خصوصی انجام دهید.
پیش از اینکه به ادامه بحث بپردازید ، باید هرگونه احساس ناراحتی و کینه را در طرف مقابل از بین ببرید.
12) برداشت شخصی خود از گفته های طرف مقابل را حتما برای خودتان یک مرتبه دیگر تکرار کنید.
13) برای طرف مقابل تان ارزش و احترام قائل باشید.
مخلص کلام اینکه: رعایت این قوانین مشکلات شما را به حداقل رسانده و به هر دوی شما کمک می کند تا بر سر مشکلات پیش آمده به توافق برسید. (مطمئن باشید که نتیجه می گیرید.)
- یقه اولین خواستگار رو بچسبید که شاید تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و لیس رو بذارید کنار.
3- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان که می گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم که از آفتاب و از سایه می رنجم.
4- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر که برین همچین بگی نگی از دهن می افتین.
5- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج کنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بکشید.
6- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون کنید، یه وقت کتابشو دور گردنتون آویزون نکنید که گردن لطیفتون کج می شه.
7- پسر های فامیل بهترین و در دسترس ترین طعمه ها هستند، رو هوا بقاپیدشون.
8- رو شکل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشکل...!
9- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بی بی عذرا نشست و برخاست کنید، همینا هستن که شادوماد می سازن واستون.
10- یه کم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و کرم شب و روز و ماسک خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.
11- در پوشش دقت کنید، لباس چسب و کوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می کنه، یه پوشش سنگین و اندکی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.
12- مهمون که میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی کنید، خلاصه یه چشمه بیاین که بعله ما هم هستیم.
13- سعی کنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره که مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد که دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...
14- تا مامانه و باباهه می گن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید، در حرکات و سکناتتون این نظر رو تایید کنید و دنبالشو بگیرید.
15- بلاخره اگه خدای نکرده می خواین جزو اون یک میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملکت دوماد شن، که نمی شن) هر چی دارید، رو کنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم کمالات و هنر مندیاتتونه.
16- و اینو بگم که از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی که با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یه پارک خلوت دارید معاشقه می کنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش کار ندارم.
17- ...و آخرین توصیه اینکه عوض اینکه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل کبک سرتونو زیر برف کنید یه خورده به فکر زندگی آینده تون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید چون کثیف می شید، می پکید
در طو ل تاریخ شاید مردم به این باور رسیده باشند که تکواندو اختراع ژاپنی ها بوده یا چینی ها.
ولی در اصل هیچکس از موضوع خبر دار نیستومنمیخواهم این راز را فاش کنم. در زمان های قدیم بین یک ایرانی ویک انگلیسی جنگ تن به تن سختی صورت گرفت(که بعدا منجر به دوستی شد)در بین این جنگ واشتی انها در یافتند که هنگام مبارزه از قواعد خاصی پیروی میکنند وتصمیم گرفتند ان را به یک مبارزه
تفریحی بدل کنند.
شخص ایرانی چون فکر کردکه این بازی مبارزه ای است وممکن است به فرد مقابل اسیب برساند گفت تک نفری بازی کنند واسم بازی را هم بگذارند (تک)
اما انگلیسی با تعجب گفت(وان؟)یعنی خودت؟ فکر کردی پس من اینجا چه کاره ام؟
مرد ایرانی هم دلش سوخت گفت حالا خودت نکش تو رو هم بازی میدم ودو نفری بازی کنیم بعد کلماتی روکه گفته بودن کنار هم گذاشتند وشد مبارزه (تکواندو)
چندتا چینی هم که در انجا شاهد کشفیات فوق بودن ان دو نفر را به قتل رساندن .اختراع را به اسم خود زدند.
حالا نیاین مارو هم به جرم اینکه رازشان رافاش کردیم به قتل برسانن؟!!!!
صدا و سیمای ایران
مواد لازم: تصاویر آرشیوی از طبیعت بی جان و دشت و صحرا و دریا، سی دی ترانه مجاز
ابتدا یک ترانه مجاز را انتخاب کنید. با توجه به اینکه خوشبختانه در ایران کپی رایت وجود ندارد در این زمینه دستتان باز است و می توانید هر ترانه ای را که خوشتان آمد برای ساخت کلیپ انتخاب نمایید. برای قسمتهایی از ترانه که کلمات دلدار، دلبر، دلاور و مشتقات آن یا کلماتی نظیر عشق و صفا و امثال آن به کار رفته از تصویر مقام معظم در حالات مختلف استفاده کنید قسمتهای خالی را با تصاویری از طبیعت بی جان مانند دریا و کوه و ابشار پر کنید. خوشبختانه مقررات صدا و سیما پخش تصاویر درخت، درختچه، بوته و انواع سبزه و چمن را هم مجاز دانسته و می توانید با خیال راحت از این قبیل تصاویر برای پر کردن فضای خالی کلیپ استفاده نمایید. توجه داشته باشید که تصاویر جانداران بایستی با احتیاط زیاد مورد استفاده قرار گیرد. مخصوصن از به کار بردن تصاویر پرندههایی نظیر مرغ عشق که حرکات مبتذلی مانند مالاندن خود به جفتشان را مرتکب می شوند خودداری نمایید. به جای آن می توانید از تصویر حیوانات ارزشی نظیر کلاغ استفاده کنید.
-small;">
شبکه های لوس آنجلسی
مواد لازم: بشکه، دوربین، رقاصه به تعداد کافی، تاپ و شلوارک، لوازم آرایش
ابتدا به گروه رقاصهها تاپ و شلوارک بپوشانید و انها را آرایش کنید. برق لب و ناخن را فراموش نکنید و در صورت لزوم جاهای دیگر را هم برق بیاندازید. دوربین را روی یک بشکه رو به روی گروه قرار داده روشن کنید و به گروه بگویید رو به دوربین قر بدهند. زوم کردن تصویر روی باسن رقاصه ها در موفقیت کلیپ نقش به سزایی داشته و نباید فراموش شود. پس از این کار کلیپ تقریبن اماده پخش است اما بد نیست یک ترانه هم داشته باشد.
-small;">
ساخت کلیپ در دوبی
مواد لازم: دوربین، خواننده، ویزا، وثیقه در حدود سیصد میلیون تومان
این روش یکی از بهترین راه های کسب درامد در ایام تعطیلات است. پس از گرفتن ویزا با یکی دو نفر از دوستانتان که صدای خوبی دارند به دوبی بروید و در یک خیابان ایستاده و آوازتان را بخوانید. فراموش نکنید برای اینکه دوبی بودن دوبی مشخص شود باید تابلوی خوار و بار فروشی المغلوط یا المقروض در پس زمینه دیده شود.
چنانچه پس از اتمام کار قصد بازگشت به کشور را دارید قبل از هر چیز یک وثیقه معتبر فراهم کنید تا پس از دستگیری بتوانند شما را از زندان آزاد کنند.
-small;">
شبکه های ماهواره ای غیر لوس آنجلسی
مواد لازم: همان مواد لازم برای کلیپ های لوس آنجلسی به علاوه روسری یا کلاه
روش ساخت این نوع کلیپ ها مشابه انواع لس آنجلسی است اما بایستی یک عدد روسری یا کلاه به رقاصه ها اضافه شود. زومهای کوتاه و گذرا روی باسن مانعی ندارد اما زیاده روی نکنید
روشی محتاطانه تر استفاده از دختربچه ها به جای رقاصه است. به یاد داشته باشید استفاده ابزاری از زنان بسیار ناپسند است بنابر این بهتر است از کودکان استفاده ابزاری نمایید.
-small;">
کلیپ های زیرزمینی
مواد لازم: زیرزمین، دختر/ ماشین ، پول
ساخت کلیپ زیرزمینی در ایران ریسک زیادی دارد و توصیه نمی شود اما مزیت این روش در این است که چنانچه ساخت کلیپ با شکست مواجه شود می توانید از مواد لازم آن برای کار دیگری استفاده کنید
برای ساخت این نوع کلیپ به یک دوست دختر یا ماشین نیاز دارید. چنانچه دوست دختر ندارید باید ماشین داشته باشید تا در خیابان بگردید و یک نفر را برای چند ساعت پر کردن کلیپ اجاره کنید. داشتن دوست دختر به این دلیل ارجحیت دارد که نوعی سرمایه گذاری دراز مدت محسوب می گردد وچنانچه در اینده یک شبکه ماهواره ای راه اندازی کنید می توانید از وی برای ساخت کلیپ، اجرای برنامه، فروش دمپایی لاغری، کرم ترک اعتیاد، و ارائه مشاوره تلفنی به بینندگان هم استفاده کنید.
اگر دوست دختر ندارید و ماشین هم ندارید یکی از دوستان پسر خود را که کمی خل وضع باشد راضی کنید روسری سر کرده و قر و غمزه بیاید. اگر دوست دختر ندارید، ماشین ندارید و دوست پسر هم ندارید بروید بمیرید.
پیوست
روش ساخت کلیپ ترکیهای
مشابه ساخت کلیپ لوس آنجلسی است اما لباس رقاصه ها را در هر پلان فرت و فرت عوض کنید از رنگ قرمز زیاد استفاده کنید و هر نوع افکت تصویری که دم دست داشتید به کلیپ اضافه کنید. زوم روی باسن را طولانیتر کرده و تعداد باسنها را تا 15 الی 20 عدد افزایش دهید
-small;">
روش ساخت کلیپ هندی
تعداد باسنها را تا 250 تا افزایش دهید. در لابه لای صحنههای رقص، تصویر زن و مردی را نشان دهید که دور یک درخت میچرخند و مرد دست زن را گرفته و هی مانند یویو می کشد و ول می کند. فراموش نکنید در صحنه های رقص مرد باید چند بار مانند گاوچرانی که گاوی را با حلقه طناب میگیرد یک روسری را دور گردن زن بیاندازد و به طرف خود بکشد
-small;">
روش ساخت کلیپ عربی
مشابه ساخت کلیپ ترکیهای است اما به این نکته توجه داشته باشید که در کلیپ عربی هرگز از رقص عربی استفاده نکنید چون ممکن است رقاصههای شما شبیه عربها به نظر برسند. به جای این کار به رقاصهها بگویید شبیه فرنگیها جفتک بیاندازند و موهایشان را رنگ کنند. استفاده از لنز آبی و سبز یکی از لوازمی است که نباید فراموش شود
در صورتی که تنها سررشته ای از هک و امنیت را داشته باشید میدانید که بسیاری از هکرها برای نفوذ به سیستم قربانی از IP او استفاده میکنند. با استفاده از این ترفند میتوانید کاری کنید که IP شما برای همیشه دور از دسترس این افراد باشد و به نوعی به طور کامل IP خودتان رو از دسترس دیگران مخفی نگه دارید.
برای این کار:
1- ابتدا از منوی Start به Run رفته و در محیط Run عبارت MMC را تایپ نمایید.
2- در محیط جدید ، از منوی File به قسمت Add/Remove Snap-in بروید.
3- در پنجره باز شده بر روی دکمه Add کلیک کنید.
4- در پنجره جدید ، بر روی IP Security Policy Management کلیک کرده و دکمه Add را بزنید.
5- سپس Finish را زده و خارج شوید.
6- در پنجره قبلی بر روی Ok کلیک کنید.
7- حال در همان محیط اولیه هستید. در حال حاضر آیکون کناری عبارت IP Security Policy Management زرد رنگ است. اکنون میبایست یکبار بر روی آن کلیک کنید تا رنگ آن به سبز تغییر پیدا کند.